X
تبلیغات
مشاوره و روانشناسی

قالب وبلاگ


مشاوره و روانشناسی
مشاوره خانوادگی،تحصيلي،مشاوره و مقالات روانشناسی 
نويسندگان
لينک دوستان
لينک هاي مفيد
امکانات سايت
ازدواج نیمه مستقل ،میان بری به خوش بختی یا جاده ای به طلاق
تعریفی که از ازدواج نیمه مستقل بيان شده براین مبنا قرار دارد که جوانان دراین طرح پس از جاری شدن خطبه عقد برای مدتی یعنی تا قبل از پیدا کردن شرایط مطلوب اجتماعی واقتصادی در خانه والدین بمانند وپس ازاین که حداقل ها را به دست آوردند زندگی مستقل خود را آغاز کنند.به هر ترتیب از زمانی که این طرح مطرح گردید حرفها وصحبتهای مختلفی از سوی کارشناسان ومسئولین درباره آن بیان شد.
این روزها اگر بخواهیم نگاهی به دغده های خانواده های ایرانی داشته باشیم متوجه خواهیم شد که بدون شک یکی از مهمترین آنها مثل همیشه ازدواج جوانان است،موضوعی کهنه اما همیشه تازه ومهم، هم برای خانواده وهم برای جامعه!اهمیت این موضوع باعث شده که جامعه شناسان ومسئولین همیشه درتلاش باشند تا فکری برای ریشه کن کردن موانعی کنند که مثل سدی محکم دربرابر افزایش آمار ازدواج موفق ایستاده است.
درهمین راستا تاکنون طرحهای مختلفی ارائه شده ،از جمله ازدواج نیمه مستقل هم یکی از همین طرحها بوده است،تعریفی که از این طرح تاکنون بیان شده براین مبنا قرار دارد که جوانان دراین طرح پس از جاری شدن خطبه عقد برای مدتی یعنی تا قبل از پیدا کردن شرایط مطلوب اجتماعی واقتصادی در خانه والدین بمانند وپس ازاین که حداقل ها را به دست آوردند زندگی مستقل خود را آغاز کنند.به هر ترتیب از زمانی که این طرح مطرح گردید حرفها وصحبتهای مختلفی از سوی کارشناسان ومسئولین درباره آن بیان شد،عده ای مخالف بودند وبعضی ها هم مخالف!
دراین میان حتی خود 15میلیون جوان آماده ازدواج هم گفته ها وحرفهای مختلفی از زاویه موافق ومخالف مطرح میکنند.اما از قرار معلوم اکثریت پسرهای جامعه با آن موافق هستند .مهدی که جوان 25ساله است دراین زمینه به خبرنگار ما می گوید:من فکر می کنم که ازدواج نیمه مستقل می تواند نقش مهمی در کاهش توقعات جامعه علی الخصوص خانواده های دختران داشته باشد.
درکنار این مسئله کارشناسان اجتماعی هم در مورد این مسئله تا به امروز هم نظرمخالف داشته اند وهم نظر موافق!
ازدواج نیمه مستقل راه حل مشکل ازدواج جوانان!

دکتر سالاری فر-استاد دانشگاه وروانشناس خانواده دراین زمینه بر این باور است که ازدواج نیمه مستقل میتواند طرحی باشد برای شروع دوباره ازدواج آسان!چرا که به عقیده او در چند سال اخیر به دلیل افزایش فوق العاده توقعات دختران وپسران ،علی الخصوص دختران جامعه آمار ازدواج کاهش پیدا کرده است.از سوی دیگر او به این نکته اشاره می کند که نمی توان به جوانان راه حلی نداد وبه نوعی آنان را در بلاتکلیفی نگه داشت .چرا که به هر ترتیب ازدواج امری است که برای داشتن جامعه اسلامی حتما باید صورت پذیرد، آن هم برای همه جوانان جامعه اسلامی!چرا که هم به تعبیر دین مبین اسلام وهم از لحاظ روانشناسی ازدواج نقش مهمی در کاهش فساد اجتماعی خواهد داشت وباعث گسترش آرامش روانی درمیان جوانان خواهد شد.این آرامش روانی می تواند نقش مهمی در کاهش تنشهای جوانان با خانواده وجامعه داشته باشد.
برای موفقیت این طرح باید آموزش داد

درکنار این مسئله به عقیده این استاد دانشگاه باید به جوانان وخانواده ها آموزشهای لازم را داد چرا که یکی از مهمترین لازمه های به تحقق رسیدن این طرح، آموزش خانواده ها وجوانان برای آمادگی دراین دوران است.چرا که دور بودن زوجها درازدواج نیمه مستقل نیازمند آموزشهایی است که حتما باید به خانواده وجوانان داده شود تا این طرح نتایج مثبت خود را نشان دهد. چرا که به عنوان مثال وقتی یک جوان بداند که زوج آینده او کیست وتنها باید کمی تحمل داشته باشد وبرای با هم بودن تلاش کند،از آرامش روانی خاصی برخوردار خواهد بود و می تواند تمام توان خود را روی کار وتلاش متمرکز کند.از سوی دیگر این آرامش روانی دریبن جوانان نتایج بسیار مثبتی هم خواهد داشت.
وی همچنین به این مسئله هم اشاره کرد که ممکن است درابتدا مخالفتهایی در جامعه وجود داشته باشد اما باید دقت کرد که نتایج مثبت این طرح به مراتب بیش از این مخالفتها ارزش دارد.هر چند که باید برای این مخالفتها هم فکری کرد وبا شرح شرایط ووضعیت ومزیتهای این طرح آن دسته از مخالفان را اقناع کرد که دراین موضوع نقش رسانه ملی بسیار مهم است.
کارشناس مخالف:طرح ازدواج خیلی آسان ،بهتراز ازدواج نیمه مستقل

اما این طرح درمیان کارشناسان مخالفینی هم داشته است.دکتر جمشیدی ها-جامعه شناس واستاد دانشگاه-دراین زمینه براین باور است که این طرح نمی تواند نتایج آن چنان مثبتی داشته باشد،بلکه حتی می تواند موجب افزایش آمار طلاق شود.چرا که به باور این استاد دانشگاه دور بودن زوج می تواند باعث ایجاد تنشها ودرگیریهایی شود که این موضوع شرایط نامطلوبی را به وجود خواهد آورد که در صورت افزایش می تواند به طلاق منجر شود.درکناراین موضوع به تعبیر وی سنتها وجامعه هم این موضوع را نمی پذیرد چرا که تعریف ازدواج درجامعه ما همیشه همراه با مستقل بودن آن است،و جامعه کشش تعریفی به غیر از این را ندارد.وهمین عدم کشش از سوی جامعه است که می تواند باعث افزایش تنشها ودرگیریها شود.اما جمشیدی ها راه حل مشکلات فعلی در زمینه ازدواج را ترویج ازدواج آسان دانست.وی دراین زمینه می گوید:به جای ازدواج نیمه مستقل ازدواج کاملا آسان را ترویج کنیم.یعنی تمام چیزهای اضافی که حقیقتا نیازی به آنهاست ومتاسفانه در طور طول زمان به یک بدعت بد در ازدواج تبدیل شده را حذف کنیم ولازمه این موضوع این است که خانواده ها واقعا باور داشته باشند که هدف از ازدواج زندگی مشترک است نه صرف ازدواج ومراسم آن !چرا که گاهی اوقات دیده می شود که خانواده ها درمورد شروع زندگی وازدواج طوری برخورد می کنند که انگار خود ازدواج وشروع آن از زندگی مهم تراست وبه نوعی زندگی مشترک وآرامش جوانان در فرع ماجرا قرار دارد.
دراین زمینه این استاد دانشگاه براین باور است که لازمه تحقق فرهنگ ازدواج خیلی آسان فرهنگ سازی است،این فرهنگ سازی باید از طرق مختلف چه در دانشگاه ،چه در خود خانواده ها وچه در رسانه ملی که یکی از مهمترین ابزارهای تحقق فرهنگی است صورت پذیرد.چرا که رسانه ملی باید با زشت جلوه دادن توقعات درپیش چشم بیندگان به آنها این موضوع را بباوراند که این توقعات که ریشه در مادی گرایی دارد بسیار بد وناپسند است وجز اینکه ازدواج جوانان به تاخیر می اندازد وباعث افزایش فساد درجامعه می شود هیچ حاصل دیگری نخواهد داشت.همچنین به تعبیر جمشیدی ها نباید والدین طوری برخورد کنند که جوانان فکر کنند که همه چیز زندگی مادیات است.وی دراین باره به این موضوع اشاره می کند که والدین باید به جای ترویج مادی گرایی فرهنگ توکل را در جوانان ترویج دهند،فرهنگی که خداوند را به عنوان رزاق در زندگی مشترک می داند.به همین دلیل به باور او ترویج فرهنگ ازدواج آسان از طرح ازدواج نیمه مستقل موثرتر خواهد بود.
آیا ازدواج نیمه مستقل منجر به افزایش طلاق می شود؟

اما دراین میان یک نکته مهم وجود دارد که به نوعی باعث اختلاف موافقان ومخالفان این طرح شده است وآن هم این که آیا این طرح ممکن است منجر به افزایش آمار طلاق شود؟
دراین زمینه برخی کارشناسان براین باور هستند که این طرح نمی تواند تغییری در آمار طلاق شود چرا که یک زوج اگر به تفاهم نرسند در یک زندگی مشترک وکاملا مستقل هم طلاق می گیرند،پس طلاق ربطی به این موضوع واصل این طرح نخواهد داشت.از سوی دیگر این کارشناسان براین باورند که باید درکنار این طرح سطح مسئولیت پذیری دختران ووپسران را با فرهنگ سازی افزایش داد تا آنان بدانند که در ازدواج نیمه مستقل مانند ازدواج مستقل باید مسئولیت پذیر باشند.
به هر ترتیب ازدواج نیمه مستقل با تمام مخالفین وموافقینش یک طرح پیشنهادی است،که می تواند در جامعه بازخوردهای مثبت ومنفی داشته باشد.اما درکنار تمام این بازخوردها یک نکته بسیار مهم هم وجود دارد،آن هم اینکه نظر اسلام دراین باره چیست؟آیا اسلام با چنین طرحی موافق است یا مخالف؟به نظر می رسد که برای پاسخ به این سوالات ودیگر سوالات باید توجه کرد که شرع مبین اسلام صریحا به این موضوع بارها اشاره داشته که ازدواج در کنار تقوا وخودکنترلی مهمترین ابزار برای ایجاد آرامش روانی درجامعه است.همچنین باید توجه کرد که اسلام بارها از هر گونه بدعتی مانند افزایش توقعات گوناگون درجامعه دوری جسته وآن را مورد مذمت قرار داده است.
رضافرخی
خبرگزاری فارس


موضوعات مرتبط: جوان و جوانی, جوان و مساله ازدواج و شورجوانی، شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: ازدواج نیمه مستقل, میان بری به خوش بختی یا جاده ای به طلاق
[ سه شنبه 1391/02/05 ] [ 21:27 ] [ ]
عاشقانه

آیا شما هم سبک و طرز زندگیتان را به گونه ای سازمان داده اید که حاصلش روابط زناشویی ناموفق است؟
اگرچه شما با کسی پیمان ازدواج بسته اید که به لحاظ جسمانی، احساسی، عاطفی و اجتماعی با شما تفاوت دارد و هیچ کتابی، هیچ روان درمانگری و هیچ مشاور امور زناشویی نیست که بتواند این اختلافات طبیعی را از میان بردارد لیکن در عمل شما می توانید به گونه ای سبک زندگیتان را تغییر دهید و مدیریت کنید که به نتیجه مطلوب برسید.
و البته در این راستا قطعاً قصد و نیت به تنهایی کافی نیست چراکه 90 درصد کسانی که از وزن بدنشان می کاهند دوباره چاق می شوند و 85 درصد کسانی که ترک اعتیاد می کنند در مدت یک سال عادت دیرنه را از سر می گیرند، علتش این است که آن ها سبک و طرز زندگی که سبب این عادت ها می شود را تغییر نداده اند. باید بدانید که برای تغییر سبک زندگیتان و سالم نگه داشتن رابطه زناشویی تان به داشتن برنامه ای منظم نیازمندید.
در هر لحظه اگر احساس کردید کاری که انجام می دهید اولویت مهم زندگی شما را در نظر نمی گیرد دست از آن کار بکشید و کاری کنید که با اولویت شما سازگار باشد. باید در جهتی قدم بردارید که رابطه زناشویی خود را معنی دار کنید این اولویت شماست
مدیریت رفتار
توجه به اولویت ها:

یکی از کارهای مهمی که باید انجام دهید توجه کردن به اولویت هاست، که البته لازمه‌ی آن شناخت اولویت‌هایتان آن می باشد. در این زمان باید از خود سوالاتی بپرسید، برای مثال "آیا این اندیشه، احساس یا رفتار اولویت مرا برای حفظ این رابطه تضمین می کند؟" اگر جواب منفی است شما کاری می کنید که اولویت شما در زندگی نیست بنابراین به مشکل و دردسر می افتید.
در هر لحظه اگر احساس کردید کاری که انجام می دهید اولویت مهم زندگی شما را در نظر نمی گیرد و یا کاملاً در جهت خلاف اولویت زندگی شماست دست از آن کار بکشید و کاری کنید که با اولویت شما سازگار باشد. باید در جهتی قدم بردارید که رابطه زناشویی خود را معنی دار کنید این اولویت شماست. نمی توانید یک روز داغ و روز دیگر سرد باشید، نباید به امید و انتظار بنشینید تا ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد. بی حالی، رخوت، دست روی دست گذاشتن و به انتظار نشستن کاری صورت نمی دهد مهم این است متعهد شوید کاری صورت دهید تا به خواسته خود برسید.
واقعیت این است که نمی توانید احساس سعادت کنید مگر آنکه دست به عمل بزنید. اگر احساس می کنید که از تبسم و خنده همسرتان لذت می برید کاری کنید که او را به تبسم وادار کند. کاری را که خواسته ی شما را برآورده می کند انجام دهید
مدیریت بر رفتار:

کار دومی که باید صورت دهید این است که راه‌تان را به سوی سعادت و خوشبختی هموار کنید و البته تنها در صورتی می توانید در جهت سعادت و خوشبختی قدم بردارید که برایتان مشخص باشد که شادی و سعادت برای شما چه معنا و مفهومی باشد. به طور کلی اشخاص مکدر تولید تکدر می کنند و افسرده ها دیگران را افسرده می سازند. اگر کسانی که مکدرند کارهای جالب تر انجام دهند برداشت و تجربه شان از زندگی تغییر می کند و اگر افسرده ها با زندگی شاداب تری برخورد داشته باشند، شاداب می شوند.
واقعیت این است که نمی توانید احساس سعادت کنید مگر آنکه دست به عمل بزنید. اگر احساس می کنید که از تبسم و خنده همسرتان لذت می برید کاری کنید که او را به تبسم وادار کند. کاری را که خواسته ی شما را برآورده می کند انجام دهید. در زندگی باید روحیه عمل گرا داشته باشید و آنچه را که آموخته اید به عمل در آورید. مطمئن باشید همسرتان هم متوجه این موضوع خواهد شد.
عاشقانه

برای اینکه احساس عشق کنید و برای اینکه احساس کنید تحسین می شوید باید به بیان آن بپردازید. اگر همسرتان مجبور به ذهن خوانی باشد تا با احساس شما آشنا شود بدانید که از روی تنبلی کاری را انجام داده اید که به احتمال زیاد به نتیجه دلخواه هم نمی رسید. برای مثال نشان دادن تعهد اقدامی است که به همسرتان می گوید و به او اطمینان می دهد با بروز نخستین اختلاف زندگی زناشویی شما متلاشی نمی شود. رفتارتان نشان می دهد که تعهد شما بی قید و شرط است.
شما رفتارتان به گونه‌ای است که به همسرتان می گویید که نمی خواهید جز او با کسی همسفر شوید. می گویید سعادت خود و همسرتان را می خواهید و قصد ندارید که به عمد به او لطمه بزنید، می گویید که در صورت نیاز در کنارش خواهید ماند، باور کنید و به شکلی رفتار نمائید که انگار رابطه بهتری اتفاق خواهد افتاد و سرانجام اینکه این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید: بهترین نشانه ی رفتار آینده رفتار گذشته است چرا که روزها تبدیل به هفته ها و هفته ها تبدیل به ماه ها می شود، بگذارید از شما سابقه خوب، مثبت و مفیدی بر جای بماند.
سمیه زادهوش
تبیان


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: عکس داستان, مامان کردن خاله کردن عمه, حيوانات کليپ موبايل پريود خواهر انال و اورال, دانلود بازي سگا, rapidshare downloader, زبان انگليسي, دانلود کتاب, عکس بهنوش بختياري, تيتراژ ماه عسل, تصاوي
[ سه شنبه 1391/02/05 ] [ 21:10 ] [ ]
راه کارهايي براي ازدواج مجدد

ازدواج به خودي خود عملي دلهره آور است، اما وقتي قرار باشد با کسي که همسر اول خود درا از دست داده ازدواج کنيد، خود مشکلات و مسايلي را به همراه دارد که در هيچ کجاي تاريخ نوشته نشده است. اگر قصد ازدواج مجدد داريد مقاله ي زير به شما راه کارهايي را نشان مي د هد.

گذشته را پنهان نکنيد
 ناديده انگاشتن غم و سوگ همسرتان جلو هيچ چيز را نمي گيرد. فقط باعث مي شود او تا آخر عمر در سوگ باقي بماند! پس بهتر است به همسرتان فرصت کافي براي حرف زد ن در مورد مرحله سوگ و اندوه خود ار بد هيد. خود شما هم بايد بتوانيد آزادانه و صادقانه در مورد مشکلات مربوط به اين سوگ و گذشته با او حرف بزنيد.

نفر سوم را بپذيريد
 تقسيم کرد ن قلب همسرتان با شخصي ديگر اصلاً کار ساده يي نيست، اما با ازدواج کرد ن با کسي که همسر سابقش فوت کرده، بايد ياد بگيريد با آن زند گي کنيد. وجود هم زمان سوگ و اندوه با عشق ممکن است؛ حتي اگر بفهميد عشق همسرتان براي زن يا مردي از دست داده خيلي بيشتر از عشق او به شماست.

در مورد ياد گاري ها حساسيت نشان ند هيد
 اگر بخواهيد با بي اطميناني هاي خود در مورد اين که همسرتان شما را بيشتر دوست دارد يا همسر سابقش را بجنگيد، آن وقت عکس ها و دارايي هاي شخصي ازدواج قبلي همسرتان در خانه به مشکل بزرگي براي تان تبديل خواهد شد. رمز کار براي غلبه بر اين مشکل گفت و گو و مصالحه است. خودتان بايد با همفکري هم تصميم بگيريد که نگه داشتن کدام يک از دارايي ها براي هر دوي شما راحت است و بعد بقيه را به خيريه بد هيد. وقتي مي خواهيد در مورد اين مسأله تصميم بگيريد حواس تان به احساسات طرف مقابل تان هم باشد.

با خانواده داغدار حس همدردي کنيد
 ممکن است خانواده ي همسر قبلي شريک زند گي شما، بترسند که خاطره دختر يا پسرتان به خاطر اين ازدواج مجدد از بين برود و ناخود آگاه شما را براي آن مقصر بدانند. اگر شما به فقدان و داغي که تجربه کرده اند توجه داشته باشيد، کنار آمد ن با هر گونه رفتار منفي آن ها براي تان ساده تر خواهد شد. به آن ها اجازه بد هيد خاطرات شان را داشته باشند و در طول زماني که ياد مي گيرد شما را هم دوست داشته باشند و به جايگاه شما احترام بگذراند، صبور باشيد.

درگير گذشته نباشيد
 آيا زن قبلي شوهرتان از شما زيباتر بوده؟ آيا شوهر قبلي همسرتان مرد بهتري بوده؟ مقايسه کرد ن امري طبيعي است، اما ممکن است جلو رشد رابطه ي شما با همسرتان را بگيريد. همسر شما به اين خاطر با شما ازدواج نکرده که فتوکپي همسر قبلي اش بوده ايد. او بيشتر از هر کس ديگري از خصوصيات و ويژگي هاي خاص شما که باعث شد عاشق تان باشد آگاه است و مهم نيست که چقدر با همسر قبلي او تفاوت داشته باشيد. بايد بپذيريد که شما و همسر قبلي شوهرتان دو آد م کاملاً متفاوت هستيد که هر کدام خصوصيات و ويژگي هاي منحصر به فرد و عالي و ارزشمندي داريد که همسرتان دوست داشته است.

براي تسهيل سوگ همسرتان از خود گذشته باشيد
 دوست داشتن تنها، باعث نمي شود شوهرتان همسر قبلي خود را فراموش کند، بلکه گذر زمان همه چيز را درست خواهد کرد و در طول اين دوران خيلي ناراحتي ها جاي خود را به شادي مي د هند، اما تصور نکنيد که سالگرد ترحيم همسر سابق همسرتان يا سالگرد ازدواج آن ها، تولد او يا تعطيلات ديگر خالي از سوگ و اندوه خواهد بود. شايد او دوست نداشته باشد اندوه و ناراحتي هاي خود را در اين مناسبات خاص با شما در ميان بگذارد، چون ممکن است بترسد حرف زد ن از آن احساسات شما را خدشه دار کند. در اين زمان ها او فقط در درک شما نياز دارد. با محبت به او خاطر نشان کنيد که از اهميت آن روزها آگاهيد و هر موقع که خواست براي شنيد ن دردل هايش حاضريد. با اين که کمي دردناک است، اما همراه شد ن با همسرتان به اين طريق براي هر دوي شما پاک کننده ي روح خواهد بود، چون مي توانيد زماني را که کاملاً صاد قانه با هم بزنيد.

باقاطعيت مرزگذاري کنيد
 ازوداج با کسي که همسر خود را از دست داده، فقط به تحمل سوگ و اندوه و ناراحتي او ختم نمي شود. احساسات شما هم مهم هستند و بايد براي آن ها ارزش قايل شد، هر چند که دنياي بيرون آن ها را پيش پا افتاده و غير واقعي تلقي کند. خيلي از افراد وقتي همسرشان زن يا شوهر قبلي را «همسر اولم» يا «همسرم» ياد مي کنند ناراحت مي شوند. اگر هم چنين هستيد بايد اين موضوع را قاطعانه با همسرتان در ميان بگذاريد و از او بخواهيد به همان اندازه که شما نسبت به سوگ و نارحتي او حساس هستيد او نيز نسبت به اين قبيل حساسيت هاي شما آگاه باشد.

در مورد مراحل سوگ تحقيق کنيد
 زماني که ازدواج مي کنيد بخش اعظمي از مراحل سوگ همسرتان پايان مي يابد، اما مثل همه ي افراد داغديده هميشه بارقه يي از سوگ براي او باقي مي ماند که بايد به طور منظم با آن برخورد شود. اگر واقعاً مي خواهيد با شوهرتان يکي شويد اين مسؤوليت شماست تا آن جا که مي توانيد در مورد سوگ و تأثيرات آن ياد بگيريد.

براي کمک گرفتن از ديگران ترديد نکنيد
 خيلي وقت ها شايد ندانيد از چه کسي ميتوانيد کمک بگيريد يا با کي درد دل کنيد، چون حرف زد ن در اين مورد موضوع متداولي نيست به همين دليل شايد دوستان زيادي در اين رابطه با شما همدردي نکنند. خيلي ها تصور مي کنند که اين احساس را فقط آن ها دارند به همين دليل براي شما لازم است که با يک مشاور روانشناس در اين مورد مشورت کنيد. گاهي اوقات همين که يک نفر احساسات شما را طبيعي قلمداد کند اولين قد م به سمت بهبودي را بر مي دارد.

در زمان حال زند گي کنيد
 هر روزي که زند گي مي کنيد و هر نفسي که مي کشيد هديه يي از جانب خداوند است پس از بايد از ارزش گذاشتن بر تک تک آن ها قدرداني خود را نشان د هيد. با همسرتان خاطرات جديدي بسازيد که براي هر دوي شما خاص و با ازدواج قبلي او متفاوت باشد.براي سفر به مناطق جالب و ديدني که هيچ کدام تان نرفته ايد برنامه بگذاريد. سنت هاي خانواد گي خودتان را با مال شوهرتان ادغام کنيد، د کوراسيون خانه تان را عوض کنيد يا اصلاً يک خانه ي نو بخريد. زند گي يک معلم است، پس شاگرد خوبي باشيد. يادتان باشد شما نمي توانيد گذشته را تغيير د هيد، اما مي توانيد خاطرات آن را آسان تر کرده و با آن رشد کنيد.
منبع: 7 روز زند گي شماره 114


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: راه کارهايي براي ازدواج مجدد
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:49 ] [ ]
همسر یابی اینترنتی

آیا ازدواج های اینترنتی و همسریابی در سایتها درست است ؟
 اینترنتی شدن روابط اجتماعی در جامعه امروز ایران به طرز ناباورانه ای بیان کننده این واقعیت است که گپ و گفت ها و مراودات دوستانه در دنیای مجازی به شکل نگران کننده ای در حال تبدیل شدن به فرهنگی پذیرفته شده است. امروزه بشر استفاده از وسایل ارتباط جمعی چون اینترنت، ماهواره و رایانه را جزء لاینفک زندگی خود می داند. دنیای جدید نیز شیوه نوین را برای زندگی می طلبد و از همین رو زندگی نسل جدید با نسل گذشته متفاوت شده است به طوری که بسیاری از افراد ترجیح می دهند امور روزمره و گاه ضروری زندگی خود از جمله ازدواج و تجارت را از طریق اینترنت پیگیری کنند.
با نگاهی گذرا به دنیای اینترنت و تفحصی کوتاه در دنیای سایبر( sayber) مشخص می شود که چند ده سایت دوست یابی و همسریابی با امکانات منحصر بفردی چون آلبوم تصاویر، تالارهای گفتگو و چت روم ها این زمینه را بوجود آورده اند که جوانان به سمت و سوی آشنایی های بی سرانجام کشیده شده بی آنکه از عواقب دردسرساز آن آگاه باشند.
این روزها ازدواج اینترنتی به یکی از مباحث مورد علاقه برخی جوانان تبدیل شده است که از این طریق شریک زندگی آینده خود را از آن طریق می یابند. چنین روندهایی تشکیل خانواده در ایران را با ابهاماتی رو برو کرده است. نخست آنکه خیلی ها با انگیزه دوست یابی وارد این سایتها شده اما پس از جدی شدن مباحث و اصرار یکی از طرفها به ازدواج، فرد برای تداوم رابطه حاضر به پذیرش آن شده در حالیکه خود نیز می داند که هیچ جدیتی در این موضوع ندارد. نکته دوم آن است که خیلی ها پس از نا امیدی از پیدا کردن شریک مناسب آینده شان با انگیزه و هدف مشخص به سایتهای همسریابی مراجعه کرده و سعی می کنند فرد مورد نظر خود را پیدا کنند.
با اینکه اتکا به اینترنت و فضای مجازی ممکن است در نگاه اول آسان ترین راه همسر یابی تلقی شود ولی واقعیت آن است که فضای نامطمئن مجازی نمی تواند ملاک دقیق و قابل اعتنایی برای یافتن یک شریک دایمی به حساب آید. ارزیابی های اولیه نیز حاکی از آن است که خیلی ها در مراحل اولیه به قصد دوستیابی به این کار مبادرت کرده و به تدریج علایق ناشی از احساسات ناپایدار تمایل به تداوم رابطه و در نهایت ازدواج را موجب شده است.
ارزیابی های آماری در یکی دو سال گذشته حاکی از آن بود که بی برنامگی در امر ازدواج، جامعه را با وضعیت نگران کننده ای روبرو کرده و چنانچه آمار جوانان در سن ازدواج و نا توان از ازدواج همچنان ادامه یابد در 10 سال آینده بر حسب جمعیت دختر و پسر و برخی متغیرهای کیفی چون افزایش دختران تحصیلکرده با یک درهم ریختگی و نا همترازی گیج کننده روبرو خواهیم بود.
به گفته یک کارشناس پژوهشگر اجتماعی اگر در وضعیت عادی مبادرت به برنامه ریزی شود در 15 سال آینده تعادل به نحوی به هم ریخته می شود که در آن زمان ارزش یک مرد تحصیلکرده برابر 15 زن تحصیلکرده خواهد بود، در حال حاضر نیز در برابر 10 مرد تحصیلکرده تنها یک زن تحصیلکرده در برخی پستهای مدیریتی جامعه قرار می گیرد.
این ارزیابی بیشتر به این لحاظ که تغیر رویکرد جوانان در شیوه همسرگزینی و روی آوردن آنان به روشهای مختلف را نشان می دهد، اهمیت دارد به خصوص که متغیر هایی چون سن و تحصیلات به این لحاظ که مستقیما با مقوله انتظارات دو طرف سر و کار دارند در گرایش به شیوه های غیر متعارف همسر گزینی تاثیر بسزا دارد.
امروز همه می توانند با مراجعه به كافی نت یا كامپیوتر شخصی به راحتی وارد سایتهایی شده و شروع به دوست یابی و چت با افراد ناشناس كنند. بر این اساس كه ادبیات پرسه زنی در وب می گوید كه می توانی با هر شخصیتی در شبكه احساس و عاطفه ات را به اشتراك بگذاری.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، این كه ادبیات اینترنتی كاربران چقدر با ساختار اجتماعی سطح جامعه تطابق دارد، موضوعی بحث برانگیز است. آیا اشتراك سلایق دو پسر و دختر جوان در فضای "چت روم" می تواند زمینه مناسبی برای ازدواج این دو در جامعه باشد؟ معلوم نیست ! در حال حاضر بسیاری از جوانان ساعتها یا به طور متناوب روزها و ماهها پای این نوع دوستیابیهای مجازی می نشینند. طبق آمار اداره كل مطالعات اجتماعی و بررسیهای اجتماعی ناجا، 63 الی 68 درصد چت رومها در اختیار جوانان قرار دارند؛ خصوصاً جوانان ایرانی كه حتی گوی سبقت را از مردم آمریكا و كانادا هم ربوده اند.
البته محتوای 48 درصد این چت رومها را اطلاعاتی چون عكس در برگرفته و این درست آن چیزی است كه می تواند جوان و نوجوان را تحت تأثیر قرار دهد.

٭ازدواج اینترنتی
 ازدواج در اینترنت اولین بار دركشور فرانسه و حومه های شهر پاریس مطرح شد. این شهر یعنی "ایسی لهمو لینو" یكی از شهرهای اینترنتی و سرآمد شهرهای فرانسه در حوزه اینترنت و اطلاع رسانی می باشد. تا جایی كه حتی در مهد كودكهای این شهر نیز اینترنت مورد استفاده و دستیابی است.
در كشور ما هم موضوع دوست یابی رایانه ای و گاهی ازدواج اینترنتی از حدود 2-3 سال پیش در بین عموم مطرح شده است. تا جایی كه چندین سایت نیز در این مورد به وجود آمد و اقدام به عضویابی كرد.
اما آنچه مهم است عواقب و مشكلاتی است كه پس از ایجاد چنین سایتهایی در بین جوانان به وجود آمده است.
چنانچه به دادگاههای خانواده و مراجع قضایی مراجعه كنیم به سادگی با چند زوج روبرو می شویم كه از طریق اینترنت با یكدیگر ازدواج كرده اند و حال برای جدایی به این مكانها آمده اند.
عبدالرضا مصری، با اشاره به لزوم فرهنگ سازی در مورد ازدواجهای اینترنتی، در این زمینه می گوید: برقراری ارتباط میان دختر و پسر از طریق اینترنت جرم محسوب نمی شود، چرا كه وقوع جرم مستلزم وجود ادوات و مقدمات جرم است. البته در هیچ قانونی هم ارتباط كلامی بین دختر و پسر هر چند نامحرم باشند، جرم محسوب نمی شود.
اما آنچه مسلم است این ارتباط باعث بروز شرایط سوء استفاده و استفاده نامطلوب از شرایط موجود می شود.
مصری معتقد است: در كشورهای اروپایی ارتباط سالم از طریق اینترنت صورت می گیرد و طرفین پس از این كه تصمیم به ازدواج گرفتند شرایط خود را صادقانه بیان نموده و با هم ازدواج می كنند. اما چون در كشور ما این فرهنگ وجود ندارد، آنچه كه در چت رومها بیان می شود اكثراً دروغ است یا با دیدگاهی منفی نظاره می شود. نهایتاً همین دروغها باعث فروپاشی خانواده پس از ازدواج می گردند، چرا كه طرفین واقعیتهای فرد مقابل را از نزدیك می بینند

سایت های اینترنتی مطمئنا قصد الهی ندارند
 جواد آرین منش می گوید: ازدواج یکی از مهمترین حوادث زندگی انسان تلقی می شود به طوری که حاصل آن تشکیل کانون خانواده به عنوان مهمترین و پایدارترین نهاد تربیتی در جامعه است.
با اشاره به کارکردهای متفاوت تربیتی، اجتماعی و فرهنگی خانواده می گوید: خانواده در اجتماع ایرانی جایگاه اساسی دارد و برای تحکیم خانواده ما به هر صورتی باید تلاش کرد.
به گفته آرین منش همسر گزینی اینترنتی در جامعه ایران یک پدیده نوظهور تلقی می شود و این پدیده در جوامعه غربی سابقه بیشتری دارد. نماینده مشهد در خانه ملت استفاده از رسانه های نوین را به تیغ دو لبه تشبیه کرده و تاکید می کند: اگر جنبه آگاهی بخشی این وسیله نادیده گرفته شود و با یک نگاه احساسی و ناآگاهی یک فرد بخواهد همسرش را از طریق اینترنت برگزیند و نقش اینترنت در تشکیل خانواده احساسی باشد و برپایه احساسات، یک خانواده بنا شود، اینترنت را نباید در انتخاب همسر استفاده کرد اما اگر اینترنت بر آگاهی و آشنایی بیشتر طرفین ازدواج بیافزاید بسیار وسیله پسندیده ای است.
آرین منش می گوید: چون در فرهنگ ایرانی موانع زیادی برای ارتباط طولانی قبل از ازدواج بین خانواده های جوانان وجود دارد و جوانان نمی توانند با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند استفاده از این ابزار برای آشنایی پیش از ازدواج مطلوب و مفید خواهد بود البته باید اطلاعات و خصوصیاتی که افراد از همدیگر می دهند خصوصیات واقعی باشد و فقط شرایط مثبت افراد گفته نشود.
وی با تاکید بر اینکه نباید یک پدیده وارداتی را با همان شرایط که در خارج از ایران وجود دارد، در جامعه ایران برپا کرد، گفت: باید ارزش های اسلامی در همسرگزینی اینترنتی لحاظ شود.
آرین منش چت کردن را وسیله مناسبی برای ازدواج نمی داند، بلکه آن را بیشتر برای سرگرمی می داند و معتقد است که چت در این ماجرا نباید مهم تلقی شود. چرا که بعید است فردی برای کسب اطلاعات کامل و همسر گزینی واقعی به اینترنت مراجعه کند.
آرین منش در این خصوص می گوید: هنوز هم افرادی هستند که با انگیزه های شرعی اطلاعات به خانواده دختران و پسران می دهند اما بعید به نظر می رسد که سایت های اینترنتی نیز با انگیزه های الهی این کار را انجام دهد. اگر سایت های اینترنتی با برنامه ریزی از سوی مسوولان همراه باشد می تواند نتایج مثبتی را به همراه داشته باشد.


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: همسر یابی اینترنتی
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:45 ] [ ]
تا به حال به این سوال فکر کرده اید آيا با يك معلول جسمي ازدواج مي‌كنيد؟

علي اكبر عباسي شاعر جواني است كه سال‌هاست با ذهنش زندگي مي‌كند. با ذهنش و با قلمش. او ناتواني‌ و كم‌تواني‌هاي جسمش را در نوشته‌هايش و در بزرگي‌ روحش پنهان مي‌كند. علي‌اكبر متولد آبان 1359 است؛ اما سال‌هاست كه فقط بزرگ‌‌شدن روحش را جشن مي‌گيرد. او به تعبير ما يك معلول جسمي است اما از نگاه خودش يك انسان توانمند است، البته با تفاوت‌هايي كوچك... و حالا ماجراي ما و علي‌اكبر گفتن از حق ازدواجي است كه او معقتد است از معلولان دريغ شده؛ حقي كه خودخواهي انسان‌هاي سالم حتي جسارت بيان كردنش را از معلولان گرفته... علي‌اكبر به عنوان نماينده همه جوان‌هايي كه مثل او به خاطر شرايط جسمي ناگزيرند زندگي مشترك را فراموش كنند مهمان ماست تا از حقش براي زندگي بگويد و حتي دفاع كند.

راهكار ساده شما كارآمد نيست
 وقتي پاي ازدواج افراد معلول به ميان مي‌آيد ساده‌ترين پيشنهاد و البته به‌نظر من نخستين راهكاري كه به ذهن همه افراد سالم مي‌ر‌سد، اين است:«خب افراد معلول هم ازدواج كنند؛ اما نه با افراد سالم. يك فرد معلول بايد با آدمي مثل خودش ازدواج كند. يك دختر و پسر معلول وقتي در كنار هم قرار بگيرند كنار آمدن با زندگي براي هر دوي آن‌ها ساده‌تر مي‌شود. چون نگاه هر دوي آن‌ها به زندگي يكي است و تحمل شرايط متفاوت‌شان براي هر دوي آن‌ها ساده‌تر است...» و هزار و يك دليل ديگر و همه از همين دست. اما از نظر من معلول كه خودم به شرايطم واقفم؛ از نظر من كه مي‌دانم در خيلي از شرايط به ظاهر ساده زندگي من به كمك ديگري نياز دارم اين همراهي يعني قوز بالاي قوز! خود شما فكر كنيد من معلول، همسرم هم معلول باشد اصلا چطور مي‌توانيم از پس زندگي بر آييم؟! درحالي‌كه اگر يك آدم سالم در كنار آدم معلول قرار ‌بگيرد هر 2 مي‌توانند كمك حال هم باشند و مي‌توانند دست همديگر را بگيرند تا به آخر خط برسند.

زندگي سهم شماست يا ما؟!
 هر روز سر ظهر شبكه 3 سيما برنامه‌اي پخش مي‌كند به نام به سمت خدا، بحث كارشناسان اين برنامه كه اتفاقا همه از چهره‌هاي نام آشنا هستند راجع به ازدواج جوان‌هاست. هر روز يك ساعت راجع به مشكلات ازدواج و موانعي كه سر راه جوان‌ها براي شروع زندگي مشترك وجود دارد، بحث مي‌كنند. از هر دري مي‌گويند از اين‌كه چطور به جوان‌ها كمك كنيم با اين مشكلات كنار بيايند يا حتي اين‌كه چطور موانع را از سر راه‌شان برداريم؛ اما هيچ وقت هيچ كس در اين برنامه نگفت براي ازدواج جوان‌هاي معلول چه كار كنيم؟! هيچ كس نگفت، چه كار كنيم تا جوان‌هاي معلول هم مثل همه از حق طبيعي زندگي‌شان برخوردار شوند. چطور تشكيل زندگي بدهند و در كنار همسران‌شان زندگي كنند.
من سوالم از همه اين كارشناسان محترم اين است كه اگر روزي خداي نكرده فرزند خودشان هم شرايطي مثل من داشت؛ باز هم آن‌قدر بي‌تفاوت به ما و با قدرت به زندگي نگاه مي‌كردند؟! من يك ماه تمام اين برنامه را دنبال كردم چون دلم مي‌خواست اين كارشناس‌ها كه همه در جايگاه خودشان خبره‌اند به من معلول هم يك راهكار بدهند يا بگويند معلولان هم مي‌توانند زندگي كنند و مي‌توانند ازدواج كنند و اما انگار ما اصلا ديده نمي‌شويم و زندگي در اين دنيا فقط سهم آدم‌هاي سالم است.

تا به حال به این سوال فکر کرده اید آيا با يك معلول جسمي ازدواج مي‌كنيد؟

ما دوست‌داشتن را مي‌فهميم
 آدم‌هاي سالم تنها يك‌ خط‌كش براي سنجش معلول‌ها دارند. خط‌كش آن‌ها فقط توان جسمي ما معلول‌ها را مي‌سنجد؛ همين و بس. هيچ وقت يك آدم سالم به اين فكر نمي‌كند كه اين جسم كم‌توان، فكر دارد، روح دارد، احساس دارد و دوست‌داشتن را مي‌فهمد. هيچ وقت نمي‌پرسند منِ علي‌اكبر به چه فكر مي‌كنم و چه جور نگاهي به زندگي مشترك دارم. اصلا از زندگي مشترك چه مي‌خواهم؟ اما باور كنيد علي‌اكبر و امثال علي‌اكبر هم زندگي را دوست دارند، براي زندگي‌شان برنامه دارند. نگاه من به زندگي مشترك مثل خيلي از شما آدم‌هاي سالم در كنار هم بودن است. اين‌كه زن و مرد با همه وجودشان در كنار هم باشند، همراه هم باشند بدون اين‌كه به يكديگر نيش يا گوشه و كنايه بزنند! باور كنيد من هم از زندگي همان چيزي را مي‌خواهم كه يك فرد سالم مي‌خواهد، همين!

ايمان در زندگي هم لازم است، هم كافي
 من يقين دارم كه يك فرد معلول مثل من، مي‌تواند با يك فرد سالم ازدواج كند. فرقي هم نمي‌كند كه دختر باشد يا پسر. براي اين اطمينان هم دليل دارم؛ اول اين‌كه من به خدا اعتقاد دارم بيشتر از هر چيز و هر كس! به عقيده من اگر كسي آن‌طور كه بايد و شايد به خدا اعتقاد داشته باشد كنار آمدن با زندگي برايش خيلي راحت‌تر از چيزي مي‌شود كه ما حتي فكرش را مي‌كنيم؛ اما مسئله اين‌جاست كه اين اعتقاد براي زندگي با فرد معلول كافي است؟! آدم‌هاي سالم هميشه فكر مي‌كنند لازم است؛ اما كافي نيست. من به آن‌ها حق مي‌دهم چون نگاه‌شان به زندگي با من معلول فرق مي‌كند اما من كه براي برداشتن هر قدم به خدا متكي هستم، ايمان دارم كه اعتقاد داشتن به خدا همه مشكلات زندگي را حل مي‌كند و همه موانع را بر‌طرف مي‌كند.

در زندگي ما منطق حكمراني مي‌كند
 آدم‌هاي سالم از زندگي انتظارات زيادي دارند. سعي مي‌كنند منطقي به ماجرا نگاه كنند و در جواب من مي‌گويند:«ببين علي‌اكبر، زندگي تنها يك ارتباط عاشقانه و صميمي نيست...». اما كسي نمي‌خواهد صداي من را بشنود، كسي نمي‌خواهد بشنود كه من هم همين را مي‌خواهم، اصلا آدمي مثل من نمي‌تواند به زندگي احساسي نگاه كند. اين اعتقادي است كه همه معلول‌ها دارند. ببينيد اصلا من معلول بايد نگاهم به زندگي بر پايه منطق باشد نه احساس. اگر احساس به من حكم كند كه بايد همان سال‌هاي اول زندگي پا پس بكشم! اما اين منطق است كه به من مي‌گويد شرايط خود را بپذير و با آن به بهترين شكل كنار بيا. در ازدواج هم همين منطق است كه به من جرات تصميم‌گيري مي‌دهد به من و البته طرف مقابلم. اگر قرار است يك آدم سالم با علي‌اكبر معلول زندگي كند بايد شرايط زندگي او را بفهمد بايد عاقلانه تصميم بگيرد نه از روي احساس چون اينجور احساسات دوام ندارند، هم دوام ندارند و هم اين‌كه به كار آدم معلول نمي‌آيند

تا به حال به این سوال فکر کرده اید آيا با يك معلول جسمي ازدواج مي‌كنيد؟

بار زندگي با من يا...
 از يك زاويه ديگر هم بايد به داستان نگاه كرد. وقتي دختر يا پسر سالم بخواهد به ازدواج با يك معلول فكر كند حتما اين فكر از ذهنش عبور مي‌كند كه تمام عمر بايد تمام بار زندگي روي دوش خودم باشد! خب اين نگاه كاملا منطقي است، اصلا شايد اصل ماجرا همين است ولي من مي‌خواهم به همه اين دوستان بگويم، باور كنيد بار گناهي كه ما همه عمر به دوش مي‌كشيم خيلي سنگين‌تر از بار زندگي با آدمي است كه درست مثل شما روح دارد، مثل شما احساس دارد و مي‌تواند فكر كند. ما آدم‌ها حاضريم وارد زندگي‌هاي از پيش تعيين‌‌شده بشويم حتي به قيمت اين‌كه پايانش به راهروهاي دادگاه‌هاي خانواده‌ و طلاق ختم شود اما زير بار زندگي با آدمي كه از نظر جسمي ناتوان است نرويم! بار گناه را تمام مدت زندگي تحمل كنيم؛ اما گوشه بار فرد معلول را نگيريم و اصلا به اين فكر نكنيم كه آدم‌هاي معلول هم سهمي از زندگي دارند.

شما حق انتخاب داريد، ما حق زندگي
 من معقتدم همه آدم‌هاي سالم حق انتخاب دارند. حق دارند انتخاب كنند كه طرف مقابل‌شان سالم و سرپا باشد يا معلول و ناتوان؛ اما يك سوال بزرگ دارم پس من معلول چه؟ من حق زندگي ندارم؟! من نبايد به زندگي مشترك يا تشكيل خانواده فكر كنم؟! به‌نظر من حق زندگي علي‌اكبر معلول هم اين است كه مثل همه زندگي كند و حس پدر بودن را تجربه كند. حتي سختي بكشد و با همه مشكلات زندگي مشترك دست و پنجه نرم كند ولي آدم‌هاي سالم اين حق را از من و امثال من گرفته‌اند! مشكل آدم‌هاي سالم اين است كه فقط معلوليت فردي مثل من را مي‌بينند. نه فكر و ذكر و باطن من را. يعني به محض اين‌كه معلوليت را مي‌‌بينند ديگر حاضر نيستند جلوتر بروند. البته به‌نظر من اين رفتار آدم‌هاي سالم هم دليل دارد، ببينيد ما آدم‌ها خودخواهيم، خودخواهي اجازه نمي‌دهد غيراز منافع خودمان به ديگري هم فكر كنيم.

همسر، پرستار يا مادر؟!
 خيلي‌ها به من مي‌گويند: «علي‌اكبر تو حتي به تنهايي نمي‌تواني يك ليوان آب‌ را برداري؟! فكر نمي‌كني اين يعني اتكاي صرف به ديگري؟ ديگري كه بيشتر از يك همسر بايد نقش مادر يا پرستار را براي تو بازي كند؟!» اما من نمي‌فهمم چرا اين آدم‌ها نمي‌خواهند باور كنند كه پرستار در زندگي من نقش خودش را دارد، مادر جايگاه خودش را دارد و همسر هم جاي خودش را. باور كنيد بين ليوان آبي كه پرستار يا حتي مادرم به دست من مي‌دهد يك دنيا فرق است! براي فهميدن اين تفاوت‌ها هم حتما نبايد چهارستون بدن‌تان سالم باشد. اما متاسفانه هيچ‌كس حتي حاضر نيست حرف‌هاي من و امثال من را بشنود. خب شايد حق هم دارند به هر حال دنياي ما از هم جداست.

كبوتر با كبوتر، باز با باز
 من آدم جسوري هستم. آنقدر جسور كه تا به حال چند بار به‌خودم جرات مطرح كردن پيشنهاد ازدواج با خانم‌هايي كه احساس مي‌كردم از نظر روحيات و نگاه به زندگي با من هماهنگ هستند را مطرح كردم. البته بايد اعتراف كنم كه اين جسارت هم به دليل همان اعتقادي است كه قبلا از آن صحبت كردم. بگذريم در قبال هر كدام از اين پيشنهادها جواب‌هاي عجيبي شنيدم كه البته انتظارش را هم داشتم؛ اما بايد اعتراف كنم منصفانه‌‌ترين جوابي كه شنيدم اين بود« كبوتر با كبوتر باز با باز»! من گله‌اي از هيچ‌كس ندارم. چون معتقدم همه آدم‌ها حق انتخاب دارند. حق دارند كه در مورد زندگي‌شان تصميم بگيرند اما يك سوال بزرگ دارم از همه آدم‌ها و اجتماعي كه به ما ياد داده در برابر حق زندگي يك آدم معلول براي زندگي به او بگوييم كبوتر با كبوتر باز با باز؛ سهم ما آدم‌هاي معلول از زندگي چيست؟! ما چون معلوليم بايد به مرگ فكر كنيم؟!
منبع:مجله بهترین ها


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: تا به حال به این سوال فکر کرده اید آيا با يك معلول
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:43 ] [ ]
تاريخچه لباس عروس

لباس عروس، لباسي بي نظير و منحصر به فرد است. در کنار رويداد تولد و مرگ، ازدواج يکي از سه موقعيت مهم و عظيم در زندگي هر فرد و تنها موردي است که او در تعيين چگونگي و عظمت و شکوه برگزاري آن، نقش اصلي را بر عهده دارد. اين روز براي عروس، بيش از داماد اهميت دارد و روز بزرگ زندگي او محسوب مي شود. در سرتاسر تاريخ، زنان همواره تلاش مي کردند تا لباس عروسي خاصي داشته باشند که با موقعيت و فضاي جشن و شادي مناسب باشد و آنها را زيبا و باشکوه نشان دهد.

لباس عروس، نشانه اي از مليت
 در قرون وسطي، ازدواج اهميتي بيش از پيوند ميان دو نفر داشت و در بسياري موارد اتحاد و پيوند بين دو خانواده، دو تجارت و حرفه و حتي اتحاد بين دو کشور به شمار مي آمد. بنابراين عروس بايد لباسي مي پوشيد که به بهترين شکل معرف خانواده او باشد. در آن زمان ازدواج هاي سلطنتي اهميت سياسي بسياري داشت و براي ايجاد اتحاد و پيماني محکم بين دو کشور انجام مي شد؛ بنابراين لازم بود عروس جوان عالي و باشکوه به نظر برسد تا اعتبار و حيثيت کشور خود را تقويت کند و با نشان دادن ثروت و توانگري ملت خود، بر کشور داماد تأثير بگذازد. جواهرات عروس هم به عنوان بخشي از جهيزيه او، مورد توجه و بحث قرار مي گرفت. خانواده هاي سلطنتي و ثروتمند از عالي ترين و گران ترين پارچه ها مثل مخمل، ابريشم، حرير گلدار، اطلس خز و پارچه هاي بافته شده از نخ هاي طلا و نقره استفاده مي کردند. در آن زمان که پارچه ها با دست ريسيده، بافته و خشک مي شد، و استفاده اقتصادي و صرفه جويانه از پارچه معمول بود، دامن ها را به شکل جمع، بزرگ و پف کرده درست مي کردند، طول آستين ها تا زمين ادامه داشت و دنباله دامن در پشت لباس به طول چند متر کشيده مي شد. رنگ هاي استفاده شده هم گرانبها و باشکوه بود. تنها افراد ثروتمند قادر بودند رنگ هاي گرانقيمتي همچون قرمز، ارغواني و مشکي را تهيه کنند؛ زيرا اين رنگ ها بسيار سخت تر از رنگ هايي که از رنگ هاي گياهي طبيعي به دست مي آمد، تهيه مي شد. علاوه بر اين، لباس عروس با جواهرات قيمتي از قبيل الماس، ياقوت سرخ، ياقوت کبود، زمرد و مرواريد تزئين مي شد و عروس در لباس خود در برابر تابش آفتاب مي درخشيد. گاهي اوقات لباس عروس چنان با جواهرات پوشيده مي شد که پارچه لباس در زير آنها پنهان مي گشت. در قرن پانزدهم زماني که شاهزاده مارگارت در انگلستان ازدواج کرد، لباس او به حدي سنگين بود که نمي توانست حرکت کند و به کمک دو نفر به کليسا برده شد!

پيراهن سفيد عروسي
 در دوران باستان عروس ها براي نشان دادن شادي خود، از رنگ هاي شاد و روشن براي لباس عروسي استفاده مي کردند. رنگ سفيد مدت هاست که به عنوان رنگي سنتي و رايج براي پيراهن عروس پذيرفته شده؛ اما پيراهن عروس هميشه به رنگ سفيد نبوده است.
رسم پوشيدن لباس سفيد عروسي، به دوران ملکه ويکتوريا باز مي گردد. پيش از آن عروس ها، بسته به موقعيت اجتماعي خود، انواع متنوعي از رنگ ها و مواد را براي لباس خود انتخاب مي کردند. در آن روزگار رنگ سفيد نشانه پاکي و عفت نبود. بلکه رنگ آبي اين معنا را داشت و بسياري از زنان رنگ آبي را براي لباس عروسي خود انتخاب مي کردند. رنگ سفيد بيشتر نشانه ثروت و توانگري بود. ازدواج ملکه ويکتوريا با پسر عموي خود، شاهزاده آلبرت در سال 1840، بيشترين تأثير را در رواج مراسم عروسي داشت. ملکه ويکتوريا نخستين فرد سلطنتي نبود که پيراهن سفيد رنگ مي پوشيد، اما نخستين فرد در دوره مدرن بود. رنگ سفيد، رنگي مرسوم براي مراسم سوگواري سلطنتي بود و اگر چه هميشه به اين عنوان استفاده نمي شد، اما رنگي مناسب براي مراسم عروسي شاهانه هم نبود.
ملکه ويکتوريا با ازدواج در لباس سفيد، چرخ ها را به حرکت درآورد. رنگ سفيد عموماً براي لباس عروسي انتخاب نمي شد و لباس ويکتوريا باعث شگفتي شد. البته اين اتفاق ناخوشايند هم نبود، زيرا به زودي زنان در سرتاسر اروپا و آمريکا از لباس هاي سفيد براي عروسي خود استفاده کردند. اگرچه عروس هايي هم وجود داشتند که همچنان لباس هايي به رنگ هاي ديگر انتخاب مي کردند؛ اما رنگ سفيد به عنوان رنگي مناسب و عالي براي لباس عروس پذيرفته شده بود و از آن زمان تاکنون ادامه يافته است. امروزه بسيار نادر است که عروسي لباسي غير از لباس سفيد بپوشد. در سال 1894 در کتابي مربوط به بانوان اين جمله چاپ شد: «بر اساس رسم و سنت و عرف، از چندين سال قبل رنگ سفيد به عنوان مناسب ترين رنگ براي لباس عروسي انتخاب شده است. اين رنگ نمادي از پاکي و خلوص و عفت دخترانه و نشانه اي از قلب سالم و دست نخورده اي است که عروس به همسر آينده خود تقديم مي کند.» با ظهور فروشگاه هاي بزرگ در دهه 1890، تقريباً هر زني مي توانست رؤياي خود را براي ازدواج در لباس عروسي مد روز تحقق ببخشد. لباس سفيد مورد پسند عموم مردم واقع شد و رواج يافت. در سال 1890، در يکي از ژورنال هاي بانوان نوشته شد: «از سال هاي بسيار قديم که نمي توان آغاز آن را به خاطر آورد، لباس عروسي خانم ها سفيد بوده است.» البته اين جمله نادرست بود، اما به هر حال اين احساس را القا مي کرد که لباس عروس بايد به رنگ سفيد باشد. اگرچه رنگ سفيد رايج و مرسوم شد، اما بعضي عروس ها لباس هايي انتخاب مي کردند که کاربرد بيشتري داشته باشد و بتوانند بعد از مراسم عروسي هم از آن استفاده کنند و از آنجايي که لباس عروسي تا حد زيادي بنا به مد زمان خود دوخته مي شد، تنها با تغييرات اندکي مي شد آن را براي پوشيدن مجدد آماده کرد.

اعتقادي قديمي درباره رنگ هاي مختلف لباس عروس
 يک شعر قديمي درباره اينکه چگونه رنگ لباس عروسي بر آينده فرد تأثير مي گذارد، مي گويد: «ازدواج در لباس سفيد يعني بسيار خوب و صحيح انتخاب کرده ايد؛ ازدواج در رنگ خاکستري يعني به راه دوري خواهيد رفت؛ ازدواج در رنگ سياه، يعني آرزو خواهيد کرد که بازگرديد؛ ازدواج در رنگ قرمز، يعني آرزوي مرگ خواهيد کرد؛ ازدواج در رنگ آبي، يعني همواره خالص، پابرجا و راستگو خواهيد بود؛ ازدواج در رنگ سبز يعني از ديده شدن خجالت مي کشيد؛ ازدواج در رنگ زرد، يعني از مرد خود خجالت مي کشيد؛ ازدواج در رنگ قهوه اي يعني در خارج شهر زندگي خواهيد کرد و ازدواج در رنگ صورتي يعني روح شما غرق خواهد شد!»

تأثير جنگ جهاني بر لباس عروس
 در تمام دوره ها، عروس ها سعي مي کنند به شکلي لباس بپوشند که مناسب موقعيت اجتماعي آنها و تا حد امکان متناسب با مد باشد و براي تهيه آن از زيباترين، بهترين و گرانبهاترين موادي که توانايي فراهم کردن آن را دارند، استفاده شود. ميزان و کيفيت موادي که در دوخت لباس عروس به کار مي رود، انعکاس ثروت و موقعيت اجتماعي عروس است. مدها و مدل هاي لباس در دوره ادوارد هفتم، روز به روز تجملي تر و پرخرج تر مي شد، اما با آغاز فاجعه جنگ جهاني اول، اين روند متوقف و سبک لباس ها ساده تر شد. همچنين با تغيير نقش زنان در جامعه، دامن لباس ها کوتاه تر شد. کوکو شانل نيروي قدرتمندي در تغيير فشن زنان بود و نخستين کسي بود که در دهه 1920، رسماً لباس عروسي کوتاه را معرفي کرد. اين لباس، پيراهن سفيدي تا زانو با يک دنباله بلند بود. اين رنگ سفيد سيماني به عنوان رنگ جهاني و همگاني لباس عروس مورد توجه قرار گرفت. در زمان جنگ جهاني دوم بسياري از عروس ها احساس کردند که ازدواج در لباس مجلل صحيح نيست، بنابراين لباس هاي ساده اي را براي مراسم عروسي خود انتخاب مي کردند. در زمان جنگ جهاني دوم زنان وظيفه خود ديدند تا از مراسم ازدواج سنتي چشم بپوشند. بيشتر عروس ها ممکن بود تنها چند هفته يا حتي چند روز پس از مراسم نامزدي خود عروسي کنند؛ در نتيجه زمان کافي براي يافتن لباس عروس مناسب نداشتند، بنابراين بهترين لباس خود را براي اين کار انتخاب مي کردند. اگر عروسي مي خواست که حتماً لباس عروس سفيد داشته باشد، مي توانست آن را براي مراسم قرض بگيرد يا اجاره کند. اگر عروس و داماد هر دو در جنگ شرکت داشتند، در اونيفورم هاي نظامي خود ازدواج مي کردند. پس از جنگ جهاني، يک دوره پررونق و مرفه آغاز شد و اين موضوع در لباس هاي عروسي هم انعکاس يافت. لباس هاي بلند سفيد رسمي، مجدداً رايج شد و به مد بازگشت. رنگمايه هاي سفيد مانند کرم، زرد بسيار کمرنگ و عاجي رنگ، همگي به عنوان رنگ لباس عروس قابل قبول بودند و رنگ هاي روشني مثل آبي، سبز يا صورتي کمتر استفاده مي شد. ازدواج در لباس سياه رنگ، نشانه بدبختي و بخت بد بود.

لباس عروس در قرن جديد
 مرکز توجه لباس هاي عروس از دهه 1950 تغيير کرد. امروزه بيشتر از همه، تأکيد بر روي شخصيت خود عروس است. در حال حاضر عروس ها مي توانند تقريباً از هر مدل و سبک لباسي براي مراسم ازدواج خود استفاده کنند؛ يک پيراهن مجلل طراحي و تزئين شده يا حتي يک پيراهن ساده غير رسمي. هر لباسي که عروس انتخاب کند تا زيباتر به نظر برسد، قابل قبول است. حالا شما مي توانيد هر رنگي را براي لباس ازدواج خود انتخاب کنيد، اما دست کم اندکي درباره سابقه و تاريخچه لباس عروسي سفيد آگاهي پيدا کرده ايد.
منبع: دنياي زنان، شماره 64


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: تاريخچه لباس عروس
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:41 ] [ ]
ازدواج آب و آيينه

پيام هاي يک پيوند آسماني
 همه در سخن از ازدواج حضرت علي و فاطمه، از ساده زيستي و کم بودن جهيزيه و مهريه حضرت زهرا سخن مي گويند حال آنکه در عمل، هر روز به سمت تفاخر و اصراف بيشتر سوق پيدا مي کنند اينها از آن روست که حقيقت و روح آن زندگي مقدس را درک نمي کنند. زندگي وقتي مي تواند تا اين اندازه ساده باشد که روحي بزرگ در آن نهفته باشد؛ آن روح، همان عشقي است که همه با ولع به دنبال آن هستند ولي کمتر موفق به تجربه آن مي شوند. حضرت امير درباره زندگي با فاطمه مي فرمايد: کنا کزوج همامت في ايکه. من و فاطمه بسان دو کبوتر در آشيانه اي بوديم. لذا هم اکنون نيز با وجود همه تجملات و زرق و برق هاي دلفريب، چه بسا جوان هاي عاشقي که واقعاً وصال يکديگر را خواستار بوده اند و بعضاً حاضر شده اند، چشم بر روي همه ماديات ببندند تا به عشقشان برسند. آنهايي که لذت عشق را چشيده اند، هيچ حرصي براي اقناع خود با ماديات ندارند. از همين رو گفتني است که هر رفتار و انديشه اي که به محبت و عشق طرفين لطمه وارد کند، هر چچند دستاوردهاي مادي داشته باشد، يا موجب مغلوب شدن يکي از آن دو شود، نادرست و زيانبار است و زندگي را از مسير خوشبختي منحرف مي سازد. جوانان بايد توجه داشته باشند که عشق اکتسابي است. با احسان، محبت و زيرکي مي توان عشق پايدار بوجود آورد. اما با بي توجهي و خودخواهي عشق هاي موجود نيز از بين خواهند رفت. از ديگر اموري که موجد عشق مي شود رفتارهاي هيجان برانگيزي است که از سر پاکي و حيا بوجود مي آيد. يکي از دلايلي که جوانان امروز را نسبت به هم سرد و بي علاقه مي سازد، دور شدن از رفتارهاي فطري است که به علت هماهنگي با فطرت طرف مقابل در او ايجاد عشق و هيجان مي کند. عروسي که به دليل تجربه زياد در برخوردهاي بي پروا با نامحرمان، حياي خود را از دست داده است، چندان جذابيتي براي داماد نخواهد داشت. در وجود مبارک حضرت فاطمه، حيا يکي از شاخصه هاي برجسته بود که نمود زيادي در رفتارهاي آن حضرت در شب عروسي داشت. البته گفتني است که حيايي پسنديده است که از سر عفت و شرم باشد نه حيايي که از روي جهالت و ضعف هاي دروني است. اين چنين حيايي با عنوان حياي حمق در اسلام و با عنوان کمرويي در روانشناسي مورد تقبيح قرار گرفته است. شجاعت نيز شاخصه برجسته حضرت علي بود که بسياري از زنان و دختران هم عصر ايشان را شيفته او کرده بود. دکتر سعيد داوودي مي گويد: «زن از مرد خصلت هاي مردانه و شجاعت و جسارت را مي پسندد و زبوني و ترس مرد ــ هر چند بخشي از خواسته هاي زن را برآورده کند و ممکن است سبب دستيابي زن به موقعيت هاي ممتاز در خانواده شود ــ زن را از داشتن مردي با شخصيت مردانه، شجاع و پرجرأت محروم مي کند و اين کمبودي است که زن هميشه از آن رنج خواهد برد.» هدف هاي بزرگ نيز، ماديات را در چشم انسان ها، کوچک و پست مي کنند. در زندگي حضرت زهرا و امام علي يک هدف بزرگ هم، وجود داشت که موجب همدلي و تفاهم است. آن دو بزرگوار در راه تقرب و بندگي خداوند که هدف مقدسشان بود يکديگر را ياري مي کردند و از اين ياري لذت مي بردند. وقتي از حضرت علي در مورد همسرش پرسيدند او را اينگونه توصيف کرد. نعم العون في طاعه ا...: زهرا بهترين ياور در مسير اطاعت و بندگي خداست. اين خصيصه حضرت زهرا اميرالمؤمنين را بسيار راضي و علاقه مند مي نمود. اما اگر هيچ کدام از اين دو امر معنوي يعني هدف بزرگ و عشق ناب در زندگي وجود نداشته باشد، پرهيز از مادي نگري تقريباً محال خواهد بود. انسان ها وقتي چيز بزرگي براي اشتغال روحي پيدا نکنند، روحشان را با مسائل کم ارزش سرگرم خواهند کرد.

دخالت مثبت بزرگ ترها در ازدواج جوانان
 نکته جالب توجه ديگري که در ازدواج آن دو بزرگوار نهفته اما کمتر مورد توجه قرار مي گيرد، دخالت و تأثير مثبت رسول خدا ــ که بزرگ تر هر دو به حساب مي آمد ــ ، بود. اگر بزرگ ترها روش و طريق دخالت و کمک به جوانان را از رسول خدا بياموزند، بسياري از ازدواج هاي ناموفق صورت نخواهد گرفت. اولاً در اين خصوص گفتني است که رسول خدا، فاطمه را با تعاليم ناب اسلامي تربيت نمود و چنان او را بزرگ کرد که فاطمه از داشتن مهريه مادي خوشحال نبود و آن را در شأن خود نمي دانست و تقاضا نمود تا شفاعت امت، مهريه او قرار گيرد و از طرف خداوند تضمين آن را گرفت. اما درباره دخالت پيامبر در مراسم ازدواج آن حضرت؛ توجه به اقدامات او در تعيين ميزان مهريه و چگونگي تقسيم مخارج عروسي، طرز صحبت کردن با عروس و داماد، و سفارش و نصيحت به آن دو، قابل تحقق و تأمل است. پيامبر اکرم براي تعيين ميزان مهريه ــ که قرار بود الگوي همه مسلمين واقع شود ــ ابتدا از ميزان دارايي داماد سؤال نمود. سپس با برخوردي منطقي به او فرمود که کدام بخش از داشته هايش را صرف مهريه نمايد. حضرت رسول در برخورد با داماد، طرفداري از عروس نمي کردند بلکه نسبت به هر دو به يک اندازه خيرخواهي و مصلحت انديشي مي نمودند. حضرت محمد (ص) فرمود: براي ازدواج چه داري؟ حضرت علي (ع) گفتند: شما بهتر مي دانيد، يک شمشير و زره و شتر. پيامبر گفت: تو احتياج به شمشير و شتر داري ولي احتياج به زره نداري زيرا شجاع هستي پس زره را بفروش و مقدمات ازدواج را فراهم کن. ايشان زره را پانصد درهم فروختند و با اين پانصد درهم زندگي را شروع کردند. وقتي مهريه بر اساس موجودي داماد تعيين شود قابل پرداخت خواهد بود آنگاه ضمن ايجاد محبت و احساس خوشايند داماد از حمايت عروس و احساس عروس از حمايت شدن توسط داماد، از ايجاد مشکلات بعدي نيز جلوگيري خواهد نمود. نقش رسول خدا در تقسيم مخارج عروسي نيز در خور تأمل است. آن حضرت درباره تهيه شام عروسي به اميرالمؤمنين فرمود: گوشت و نان با ما، خرما و روغن با تو. نه همه مخارج را بر گردن داماد انداخت و نه همه را خود قبول فرمود بلکه با توجه به دست خالي داماد از او خواست که نيمي از مخارج را بپردازد ولي براي ملاحظه او مخارج را ارزان در نظر گرفتند. به عبارت ديگر در انديشه اسلامي پسنديده نيست که عروس را به داماد تقديم کنند و از او هيچ نخواهند بلکه ضمن ملاحظه داماد، بهتر است او را در زحمات و مخارج شريک کنند. هر چند پدرزن از هر جهت از کمک داماد بي نياز باشد. بلکه اين کارها براي حفظ شأن عروس و داماد لازم است داماد بايد صداقت خود را در خواستاري عروس نشان بدهد.
منبع: دنياي زنان، شماره 64


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: ازدواج آب و آيينه
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:39 ] [ ]
نامزدي موفق (3)

هر کسي در ذهن خودش تصوري از عشق و عاشقي دارد، هر چه اين تصورها بين دو نامزد شبيه تر باشند، رابطه موفق تري خواهند داشت

يک قصه بيش هست غم عشق
 در دو مقاله قبل بيشتر روي شناخت در دوره نامزدي تأکيد کرديم اما همه ما مي دانيم که دوره نامزدي فقط کارآگاه بازي نيست. يک وجه مهم و غير قابل انکار از دوره نامزدي رابطه عاطفي بين دو نامزد است؛ چيزي که به آن مي گويند عشق. قبلاً درباره اينکه عشق چه جنبه هايي دارد و شکست عشقي چه بلاهايي سر آدم مي آورد مفصل صحبت کرده ايم اما اين بار مي خواهيم نظريه اي جديدتر درباره عشق رو کنيم.
نظريه اي که مي گويد در ذهن هر کسي يک روايت ناخودآگاه درباره عاشق شدن وجود دارد و هر چه اين روايت با روايت نامزد جورتر باشد، ميزان رضايت از زندگي در آينده بالاتر مي رود. روان شناس ها به اين روايت هاي عاطفي دو نفره مي گويند «قصه عشق». در اين مقاله و مقاله بعد مي خواهيم به تقسيم بندي قصه هاي عشق بپردازيم، هر کدامشان را توضيح دهيم و عيب و حسنشان را بگوييم. توضيح ها را که بخوانيد حتماً خودتان دستتان مي آيد که چه جور عاشقي هستيد. فقط 2 تا چيز يادتان باشد: اول اينکه که عشق ها کلاً پنج دسته اصلي دارند. قصه هاي نامتقارن و قصه هاي شاخدار را در اين مقاله توضيح مي دهيم و قصه هاي مشارکت، قصه هاي روايي و قصه هاي قصه گونه را مي گذاريم براي مقاله بعد. دوم اينکه بعضي از قصه هاي عشق آنقدر عجيب و غريب يا غير قابل بيان هستند که بي خيالشان شده ايم. اما قصه هايي که عموميت بيشتري دارند را مفصل توضيح داده ايم.

قصه عشق اصلاً چي هست؟
 کسي که تشخيص داد مي توان به يک فرايند رواني پيچيده مثل عشق به شکل يک قصه نگاه کرد، يک روان شناس مشهور عشق پژوه(!) به نام «رابرت جي استرنبرگ» بود. جالب اينجاست که خود استاد قبلاً درباره عشق يک نظريه مشهور ديگر داشت. او قبلاً مي گفت عشق از سه بعد وفاداري، صميميت و ميل جنسي تشکيل شده و اگر اين سه تا وجود داشته باشند عشق، عشق است. اما حالا که اين نظريه در تمام کتاب هاي روان شناسي جا خوش کرده، استاد نظريه اش را زير و رو کرده و مي گويد عشق قصه است. هر کسي در ذهن خودش از همان کودکي قصه اي درباره عشق مي سازد و در طول زندگي آن را مي پروراند. اين قصه مايه هاي اصليش را از رابطه با والدين، رابطه با همسالان، تجربه هاي نوجواني و حتي داستان ها و فيلم هايي که ديده ايم مي گيرد. استرنبرگ مي گويد دليل بسياري از طلاق ها به خاطر اين است که ما يکدفعه متوجه مي شويم زندگي دو نفره ما با قصه عشق ما سازگار نيست. به خاطر همين است که اگر از همان دوران نامزدي دو نفر با قصه عشق شبيه به هم يک رابطه را شروع کنند احتمال طلاق پايين تر مي آيد. جالبي اين نظريه اين است که رفتارهايي که در نظر اول عاشقانه به نظر نمي رسند هم براي بعضي ها قصه عشق است. براي همين است که مثلاً بعضي از زن و شوهرها هميشه با هم دعوا مي کنند اما هيچ وقت طلاق نمي گيرند. شايد قصه عشق آنها يک قصه رزمي باشد! قصه هاي عشق پنج دسته اصلي و چندين زير دسته دارند. از زير دسته ها آنهايي که هم در دنيا و هم در فرهنگ ما فراوان تر است را انتخاب کرده ايم.

قصه هاي شاخدار
 در قصه هاي شاخدار ارزش آدم ها به خاطر خودشان نيست بلکه به خاطر کارکردي است که به عنوان يک ابزار دارند. از آنجا که عشق هاي اين دوره هم کاسبکارانه شده اند انواع فت و فراواني از اين نوع عشق وجود دارد؛ مثلاً در قصه هنر، فقط زيبايي طرف مقابل مطرح است يا در قصه کلکسيون، ارزش آدم به اين است که مي تواند يک مجموعه از افتخارات را کامل کند.

1ــ قصه هنر
 در قصه هنر زيبايي طرف مقابل حرف اول را مي زند. به نظر آنها زيبا بودن نامرد اساس عشق است. آنها معمولاً از کساني خوششان مي آيد که بي اندازه زيبا يا خوش تيپ باشد. آنها به معشوقشان به ديد يک اثر هنري نگاه مي کنند.
حسن و عيب: خوبي قصه هنري اين است که رابطه جذاب و هيجان انگيز است. اما همين جذابيت باعث مي شود که هم فرد زيبا و هم فرد ستايشگر هميشه دغدغه اين را داشته باشد که زيبايي دست نخورده باقي بماند. واقعيت اينجاست که هم در زندگي روزمره و هم در طول عمر حفظ اين جذابيت غير ممکن است. بالاخره آدم ها آسيب مي بينند يا پير مي شوند و آن وقت است که براي ستايشگر، «نو» از «کهنه» ارزشمندتر مي شود و رابطه به هم مي ريزد.

2ــ قصه بازي
 در قصه بازي، عشق مثل يک بازي است. کساني که اين قصه در سرشان است معتقدند که شما در يک رابطه يا مي بريد يا مي بازيد. اگر طرف مقابل رابطه را به هم زد شما باخته ايد. آنها هميشه در رابطه به اين فکر مي کنند که چه کسي دارد مي برد و چه کسي دارد مي بازد. به نظر آنها هدف يک رابطه عاطفي، به حداقل رساندن باخت ها و به حداکثر رساندن بردهاست.
حسن و عيب: خوبي قصه آن است که زندگي جنبه سرگرم کننده و تفريحي پيدا مي کند. اما اگر حس بازي کردن خيلي قوي شود، بازي کم کم جدي مي شود و آن وقت است که هر دو طرف مي خواهند ميزان بردهاي خودشان را بالا و بالاتر ببرند. آن وقت است که حس رقابت جاي حس صميميت را مي گيرد.

3ــ قصه بهبودي
 در قصه بهبودي يکي از دو طرف دچار يک نوع آسيب است (معتاد شده است، جنگ زده است، زلزله زده است يا آسيب ديگري ديده است). طرف ديگر هم کسي است که دلش مي خواهد به يک نفر کمک کند که بهبود يابد. آنها معمولاً فقط با کسي صميمي مي شوند که به کمک احتياج داشته باشد.
حسن و عيب: خوبي قصه بهبودي اين است که ممکن است طرف کمک دهنده واقعاً باعث بهبودي طرف مقابلشان شود. اما عيب هاي اين رابطه بيشتر از حسنش است. اول اينکه طرف مقابل خودش دلش نمي خواهد خوب شود، دوم اينکه رابطه برقرار کردن با يک آدم آسيب ديده بسيار سخت است، سوم اينکه اگر کمک گيرنده خوب نشود، کمک دهنده احساس پوچي مي کند.

4ــ قصه خانه
 در قصه خانه، رابطه فقط براي رسيدن به يک محيط زندگي راحت و جذاب شروع مي شود. کساني که اين جور قصه عشقي در سرشان است تا مي گويند «عشق»، ياد يک خانه گرم و نرم و زيبا مي افتند. به نظر آنها يک رابطه عاطفي آرماني شبيه خانه اي است که خوب به آن رسيده باشند؛ زيبا، تميز و منظم. در قصه خانه، دو طرف فکر مي کنند که عشق بدون خانه غير قابل تصور است.
حسن و عيب: خوبي قصه خانه اين است که دو نفر احساسات مثبتي نسبت به محيط زندگي شان دارند و مي توانند اين احساسات را به يکديگر هم تعميم دهند اما عيبش اين است که ممکن است محيط زندگي از خود زندگي مهم تر شود و دو طرف به جاي اينکه به خانواده خودشان برسند به خانه خودشان برسند.

قصه هاي نامتقارن
 حتماً شنيده ايد که بعضي ها مي گويند من و فلاني مکمل يکديگريم، براي همين همديگر را دوست داريم. قصه هاي نامتقارن مال همين آدم هاست. در اين قصه ها هميشه يک نفر نقش فعال و يک نفر نقش منفعل دارد.

1ــ قصه معلم و شاگرد
 در اين قصه يک نفر نقش آموزنده را برعهده مي گيرد و يک نفر نقش آموزگار، کسي که نقش معلم را دارد دوست دارد يک ريز حرف بزند و چيزهايي که درباره زندگي آموخته است را به نامزدش ياد بدهد. کسي که نقش شاگرد مي گيرد هم دوست دارد مرتب به حرف هاي نامزدش گوش دهد و ياد بگيرد.
حسن و عيب: خوبي اين قصه اين است که به هر حال دو طرف از نقشي که دارند لذت مي برند اما بدي اين قصه وقتي آشکار مي شود که هر دو در يک زمينه کار کنند؛ مثلاً هر دو همکار باشند. اگر اين جور باشد بالاخره کسي که نقش شاگرد را دارد از توازن نداشتن قدرت خسته مي شود و رابطه را قطع مي کند.

2ــ قصه فداکاري
 بعضي ها هستند که اصولاً دلشان مي خواهد در عشق پشت سر هم فداکاري کنند. به نظر آنها اصلاً معناي اصلي عشق همين فداکاري و از خودگذشتگي است. عميق ترين لذت زندگي کساني که چنين قصه اي در سرشان پرورانده اند وقتي به دست مي آيد که کار فداکارانه اي براي معشوقشان انجام دهند.
حسن و عيب: اگر دو زوج در زمينه هاي مختلف هر دو نقش فداکار را بر عهده بگيرند معمولاً اين قصه نتيجه بخش است اما اگر يک نفر احساس کند که ديگر زياد از حد دارد فداکاري مي کند يا زياد از حد دارد از فداکاري ديگري استفاده مي کند، احساس ملال جاي احساس لذت را مي گيرد.

3ــ قصه حکومت
 کساني که قصه عشقشان قصه حکومت است معمولاً دلمشغولي عاشقانه شان «قدرت» است. آنهايي که نقش حاکم را مي گيرند دوست دارند تصميم گيرنده اصلي خودشان باشند و از همان اول به طرف مقابلشان مي فهمانند «چه کسي رئيس است». آنهايي هم که نقش رعيت را مي گيرند دوست دارند گرفتن تصميمات اصلي را به نفر ديگر واگذار کنند. آنها معتقدند که هميشه بايد حرف آخر را يک نفر بزند و ترجيح مي دهند که آن يک نفر خودشان نباشند.
حسن و عيب: خوبي اين قصه اين است که از همان اول شيوه تصميم گيري را مشخص مي کند؛ يعني چيزي که در اوايل روابط صميمانه ديگر معمولاً با تعارف از آن مي گذرند، اينجا با صراحت مطرح مي شود اما بدي اش هم اين است که قدرت که به صورت طبيعي يک جزء از رابطه است ممکن است کل رابطه را در بر بگيرد؛ يعني زن و مرد به صورت وسواسي به اين بپردازند که چه کسي صاحب قدرت است. در روابط حاکم و رعيت معمولاً يکي از دو نفر دستش براي سوء استفاده از قدرت باز است و همين مشکل ساز مي شود.

4ــ قصه پليسي
 کساني که قصه عشقشان پليسي است مثل يک مأمور پليس (آن هم از نوع بدش) رفتار مي کنند. آنها خودشان را مأمور اجراي قوانيني مي دانند که از خودشان در آورده اند. آنها مرتب مي خواهند نامزدشان را چک کنند، مرتب به گوشي اش زنگ مي زنند و مي پرسند الان دارد چه کار مي کند و کجاست. به نظر آنها در روابط صميمانه لازم است که ما مدام مواظب طرف مقابل خودمان باشيم. کسي هم که نقش مظنون را مي گيرد مي داند که اگر ميل به چک کردن نامزدش را ناديده بگيرد، بايد حساب پس بدهد.
حسن و عيب: فقط بعضي از آدم هايي که در نقش مظنون در قصه پليسي قرار مي گيرد ممکن است واقعاً لذت ببرند. آنها هم کساني هستند که احساس ناامني شديد مي کنند و بدشان نمي آيد کسي مرتب مواظبشان باشد. اما معمولاً قصه هاي پليسي عاقبت خوشي ندارد. شخص مظنون، اول آزادي اش را از دست مي دهد، بعد حرمتش را و دست آخر عزت نفسش را.
کساني که نقش پليس را بر عهده مي گيرند هم ممکن است اولش فقط در حد معقولي نظارت کنند اما دست آخر دچار نوعي بدگماني مفرط مي شوند که براي خودشان هم آزار دهنده است.
منبع:همشهري جوان، شماره 238


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: نامزدي موفق, 3
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:37 ] [ ]
خواستگاری قرآنی

روزها و شبها از پی هم می گذشتند و مرد جوان همچنان آواره کوه و بیابان بود.
پس از چند روز آوارگی اینک به صحرای سینا رسیده بود و خدا می دانست در آن سوی صحرا چه سرنوشتی در انتظار او بود.
اندک اندک دورنمای شهری در افق پدیدار شد: مدین؛ جایی که اعراب کنعانی در آنجا سکنی گزیده بودند.
در حومه شهر چاه آبی خوش گوار یافت که شبانان دسته دسته گله های خود را بدانجا می آوردند وآب می نوشانیدند.
اندکی آنسوی تر درست پشت سر آنها دو بانوی باوقار را دید که تلاش می کردند دام خود را از آب بازدارند.
جلوتر رفت و پرسید:
- کار شما چیست؟ چرا همچون دیگران چهارپایان خود را آب نمی دهید؟
- منتظریم تاشبانها همگی از اطراف آن چاه پراکنده شوند.(قصص/23)
و پیش از آنکه سوال دیگری رد و بدل شود که چرا پدرشان آنها را بهر این کار فرستاده ادامه دادند: پدر ما پیری شکسته و سالخورده است.
شعیب نیز که علاقه صفورا به موسی را در برق چشمانش خوانده بود، از این پیشنهاد استقبال کرد اما باید راهی می یافت تا بدان وسیله هم خواسته راستین دخترش را بر کرسی اجابت نشاند و هم حریم خانه اش را از وجود نامحرمی هر جند مطمئن و پاک دامن حفظ کند.
- اگر مایلید این کار را به من بسپارید، هم اینک این زبان بسته ها را آب خواهم داد.
این را گفت و نزد شبانها رفت و عتاب آلوده فریاد برآورد:
- شما چگونه مردمانی هستید که به غیر خود نمی اندیشید؟اجازه دهید نوبت به دیگران هم برسد!
- بسم الله! این شما و این هم دلو آب
گویی آنها گمان می کردند جوان به تنهایی از پس این دلو سنگین بر نخواهد آمد اما این بار نیز مثل همیشه عنایت پرودگار با اقبال بلند او یار بود که توانست دلوی را که ده مرد تنومند به زحمت آن را از دل چاه بیرون می کشیدند به تنهایی بالا آورد.
با همان یک دلو تمامی گوسفندان را سیراب کرد و آنگاه رو به سوی درختی نهاد تا اندکی در سایه سار آن بیاساید.
اما خستگی راه که اینک با گرسنگی دوچندان شده بود هر گونه آسایشی را از وی دریغ می کرد.
به خدایش توکل کرد و گفت:
- بار الها! هر خیر و نیکی بر من فرو فرستی! سخت بدان نیازمندم.(همان/24)
دختران شعیب آن روز زودتر از همیشه به خانه بازگشتند و حال آنکه در تمام طول راه، اندیشه این جوان ناآشنا و امداد کریمانه اش لحظه ای از خاطر شان دور نمی شد. مدام از خود می پرسیدند:
براستی او که بود؟
چقدر با دیگران فرق داشت؟
رعنایی قامت را با عفت و نجابت آراسته بود.
ساعتی بعد، شعیب که انتظار بازگشت زود هنگام دخترانش را نداشت متحیرانه پرسید: نور چشمان پدر! چگونه است که امروز زودتر از همیشه رو به سوی خانه آورده اید؟
دختر بزرگتر، صفورا، ماجرای برخورد جوانمردانه موسی را برای پدر باز گفت.
با شنیدن این اوصاف، گویی حرارت اشتیاق در وجود شعیب بالا گرفت.
- صفورا دخترم! این جوان را که گفتی اکنون کجاست؟
- در همان نزدیکی، در سایه سار درختی آرمیده است.- شتابان نزد او برو و او را نزد من بخوان و اگر دلیل خواست بگو پدرم مشتاق است تا مزد سقایتی که کرده ای به تو باز پس دهد.
دخترک اگر تا کنون تردیدی هم داشت این بار دیگر یقین کرد که این جوان مرد ایده آل رویاهای اوست.
دخترک در حالیکه با حیا و آزرم راه می رفت نزد موسی آمد و او را نزد پدر فراخواند.(همان/25)
موسی که این را عنایتی از جانب پروردگار خود می دانست دعوت شعیب را اجابت کرد و همراه دختر روانه شد.
در میانه راه هر از چندگاه، بادی سخت فرو می وزید و گوشه ای از دامن بلند دختر را به این سو و آن سو می کشانید.
موسی که تماشای این منظره برایش سخت گران بود، صدا زد:
اندکی صبرکن، بگذار من از پیش تو حرکت کنم و تو از پس من بیا! آنگاه که به دوراهی رسیدم، با پرتاب سنگریزه ای، راه خانه را به من نشان ده.
دخترک اگر تا کنون تردیدی هم داشت این بار دیگر یقین کرد که این جوان مرد ایده آل رویاهای اوست.
با این همه، هرگز اجازه نداد که علاقه قلبی او از باطنش به ظاهر و از دلش بر زبان جاری شود و در عوض آرزو می کرد خداوند، خواسته قلبی اش را جامه عمل پوشاند.
و از آنجا که سنت دیرینه خداوند است که هر گاه کسی صادقانه بر او تکیه و اعتماد ورزد او نیز یاریش می کند، اکنون آرام آرام مقدمات وصلت نا خودآگاه فراهم می آمد و حجب و حیای دختر، و پاکدامنی پسر، به ثمر می نشست.
شعیب نبی با شنیدن قصه زندگی موسی فرمود:
بیمناک مباش که (با آمدن به این شهر) از قوم ستمگر نجات یافتی.(قصص/25)دختر که علاقه به موسی در دلش جوانه زده بود به محضر پدر پیر خود عرضه داشت:
پدر جان! او را به خدمت بگیر!چه آنکه شایسته ترین فرد برای استخدام، کسی است که قوی پنجه و امانتدار باشد(همان/26)
شعیب نیز که علاقه صفورا به موسی را در برق چشمانش خوانده بود، از این پیشنهاد استقبال کرد اما باید راهی می یافت تا بدان وسیله هم خواسته راستین دخترش را بر کرسی اجابت نشاند و هم حریم خانه اش را از وجود نامحرمی هر چند مطمئن و پاک دامن حفظ کند.
از این رو خود از جانب دختر به خواستگاری از جوان مبادرت ورزید.
- مایلم تا از این هر دو دختر، یکی را به نکاح تو در آورم مشروط به اینکه هشت سال(به عنوان مهریه) برای من کار کنی و اگر ان را به ده سال کامل کنی تصمیم با توست و من میل ندارم کاری سنگین بر دوش تو بگذارم؛ و اگر خدا بخواهد مرا از نیکوکاران خواهی یافت(همان/27)
موسی که عفت و پاکدامنی دختر را پیشتر دیده بود، اینک از حسن رفتار پدر و اصالت خانودگی دختر مطمئن شد و در پاسخ گفت:
این پیمان میان ما دو تن جاری باشد، و البته هر کدام از این دو مدت راکه به پایان رسانم ستم و تحمیلی بر من نخواهد بود و خدا گواه است بر انچه می گوییم.(همان/28)
و این چنین بود که حق تعالی سرنوشت دختری عفیف را با حیات ثمر بخش پیامبری اولوالعزم گره زد.
منبع:گروه دین تبیان


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: خواستگاری قرآنی
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:35 ] [ ]
نكته اي كه پيش از ازدواج بايد بدانيد

"ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین صمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم 28 سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و
مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. خداوند به من کمک کرد تا بتوانم 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم.
----------------------
1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.
2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.
3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که کاغذ توالت باید از کدام سمت قرار بگیرد، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.
4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج، و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.
5- این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟
باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چراکه هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.
7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چراکه درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.
8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.
9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کند: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدين جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"
10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.
11- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تا کنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نسیت که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.
12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.
13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"
14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ ایا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟
15- تست های پزشکی
پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات زیر را انجام دهید:
تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون
منبع:تبیان گلستان


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: نكته اي كه پيش از ازدواج بايد بدانيد
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:35 ] [ ]
هفت هشدار برای دوران عقد

دوران عقد برای بیشتر زوج‌های جوان، دورانی پر از اضطراب، ناشناختگی و نگرانی است. دورانی که باید در آن یاد بگیرند چطور با یکدیگر رفتار کنند و چطور خود را برای شروع زندگی مشترکشان آماده کنند. در اینجا 7 نکته مهمی را می‌خوانید که معمولا جوان‌ها آن را فراموش می‌کنند یا درباره آن اطلاعاتی ندارند.
7 هشدار برای دوران عقد

1ـ زندگى مشترك میدان جنگ نیست
همه چیز بستگی به این دارد که با چه نگاهی وارد زندگی مشترک می‌شوید. می‌خواهید ازدواج کنید تا روی در و همسایه و فامیل را کم کنید یا یک زندگی مستقل آرام داشته باشید. اگر هدف اول ذهن‌تان را پر کرده باشد، هر قدمی که بردارید در راستای مقایسه، خودنمایی، رقابت و جنگ و جدل خواهد بود. شما شاید بخواهید از نظر اطرافیان فوق العاده به نظر برسید اما برای این فوق العاده به نظر رسیدن، مجبورید مدام به نامزدتان فشار بیاورید و او را مطابق خواسته اطرافیان تغییر دهید.
چیزی که قطعا اصطکاک رابطه شما را بالا می‌‌برد و باعث جنگ و دعوا می‌‌شود. سعى نكنید بر همسرتان تسلط داشته باشید. به عبارت دیگر با هم و در كنار هم باشید نه جدا از هم و رو در روى هم!

2ـ محبت را فراموش نکنید
شاید فکر کنید که همیشه به همسرتان محبت کرده‌اید اما این محبت چیزی است که شما می‌‌بینید یا او هم آن را احساس می‌‌کند؟ برای محبت کردن به همدیگر، با روش خودتان پیش نروید، سعی کنید بفهمید طرف مقابل چه چیزی را نشانه محبت شما می‌‌داند و همان کار را برایش انجام دهید. این کار فقط مربوط به روزهای اول ازدواج نیست بلكه با گذشت زمان اهمیت آن بیشتر و بیشتر می‌شود.

3ـ صادقانه اعتراف كنید
نترسید باید از همین اول کار گربه را دم حجله بکشید و اقتدارتان را حفظ کنید. وقتی اشتباه مى‏كنید، با صداقت اظهار پشیمانى کنید. این تنها علاج واقعه است. قبول نكردن اشتباه و نپذیرفتن خطا، اختلافات را دامن خواهد زد.

4-خودتان را شریک کنید
در مطرح كردن مسائل ناخوشایند و نامطلوب سعى كنید خود را هم دخالت دهید. مثلاً به جاى اینكه بگویید «چرا با فلانى این طور برخورد كردى»، بهتر است بگویید: «كاش با فلانى این طور برخورد نمى‏كردیم.»

5-از كوره در نروید
همه ما ایرادهایی داریم که ممکن است طرف مقابلمان را آزرده کند. اگر قرار باشد هر کدام مرتب از همدیگر عصبانی شوید و سفره دل‏تان را پیش دیگران باز کنید که سنگ روی سنگ بند نمی‌‌شود. پیش پدر و مادرتان درددل نكنید و دعواها و اختلافات جزئی تان را به آنها نگویید. با این كار نه تنها آنها را نگران می‌‌کنید، بلکه باعث سست شدن پایه‌های زندگی تان هم می‌شوید. یادتان باشد که از قدیم گفته‌اند حرمت امامزاده را متولی‌اش نگه می‌دارد. حرمت خانواده دونفره‌تان را حفظ کنید!

6ـ با هم باشید
اگر مى‏خواهید عشق و علاقه‏تان تداوم داشته باشد، باید زمان كافى براى با هم بودن و ابراز محبت كردن اختصاص بدهید. سعى كنید به انگیزه عشق و ازدواج‏تان بیندیشید؛ با همسرتان در باره نخستین روزهاى آشنایى و دوران خوشِ اولین روزها گفتگو كنید. یادآورى شادى‏ها و رویدادهاى شیرین، هم وجودتان را گرم كرده و هم تازگى و طراوت رابطه شما را با همسرتان حفظ خواهد كرد.

7ـ سازگاری را تمرین کنید
زندگی‌ای که به زودی شروع می‌‌کنید، پر از دردسر و سختی های جدید خواهد بود. قرار نیست بترسید، همه عروس و دامادها یک روز این دوران را گذرانده‌اند و با این مشکلات دست و پنجه نرم کرده اند. تنها باید یاد بگیرید که انعطاف پذیر باشید و زود جا نزنید. برای این کار از اولین روزهای نامزدی‌تان تمرین کنید تا برای شروع زندگی آماده باشید!
منبع:تبیان


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: هفت هشدار برای دوران عقد
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:34 ] [ ]
بررسی دیدگاه اسلام در رابطه با ازدواج

چکیده
 
خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی در تکوّن جامعه ی بشری اهمیت فوق العاده ای دارد و هیچ مکتبی نمیتواند بدان توجه نداشته باشد.
برخی مکاتب مثل مسیحیت تشکیل خانواده را از باب ضرورتِ تداوم نسل بشر پذیرفته اند و برخی دیگر آن را پایه و اساس تشکیل جامعه میدانند. اسلام نیز به عنوان یک مکتب فراگیر بشری و مکتبی که مدعی است تنها راه متکامل برای رسیدن به زندگی بهتر ، پذیرفتن و التزام پیدا کردن به آن است ، نمی تواند نسبت به تشکیل خانواده بی تفاوت باشد و موضعی را اعلام نکند. ما در این نوشتار سعی کرده ایم که به اختصار نظر اسلام را از منظر یکی از آیات قرآن کریم بررسی کنیم و با مقایسه ی با دیدگاه های مکاتب مختلف وجه رجحان و بالندگی دیدگاه اسلام را تبیین کنیم.
دراسلام سه شاخصه ی مهم برای اصل تشکیل خانواده مطرح شده است :
الف) ازدواج و تشکیل خانواده از نشانه های وجود خداوند عنوان شده است.
ب) هدف از تشکیل خانواده فقط ارضای غریزه ی جنسی و یا احیاناً تداوم نسل بشر نیست بلکه ازدواج بستری را مهیا می کند تا در آن مردان و زنان به آرامش روحی برسند.
ج) آنچه که عامل استحکام کانون خانواده است قوانین مدنی نیست بلکه مهر و محبتی است که خداوند متعال در پس ازدواج بین زوجَین قرار میدهد. در این نوشتار سعی شده است که با استناد به آیه ی "21 سوره روم" این سه شاخص مهم مورد بررسی قرار گیرد.
کلید واژه ها :آرامش روحی ، ازدواج ، جایگاه زن ، برهان نیاز

مقدمه :
 
اسلام به عنوان یک مکتب انسان ساز و مدعیِ تأمین سعادت بشر برای نظام خانواده قوانین و برنامه هایی را ارائه کرده است تا در پرتو آنها اولین و کوچک ترین نهاد اجتماعی شکل صحیحی به خود بگیرد و انسانها بتوانند در زندگی فردی و اجتماعی خود گامهای استواری در جهت سعادت خویش بردارند . در قرآن کریم آیات فراوانی مستقیم و غیر مسقیم به تبین نظام خانواده از منظر اسلام رو کرده است ، از جمله : " الرِجالُ قَوامونَ علی النِساء " و " هُنَ لِباسُ لَکُم و اَنتُم لِباسُ لَهُنَ " و آیاتی که در باب ازدواج وارد شده است.ازجمله مهمترین این آیات ، آیه ی " 21 سوره ی روم " می باشد که در مقام تبین جایگاه ازدواج در اسلام و تشریح هدف از آن می باشد. " ومِن آیا ته اَن خَلَقَ لَکُم مِّن اَنفُسِکُم ازواجاً لِّتَسکُنوا اِلَیها و جَعَلَ بَینَکُم مَّودَّه و رَحمَهً إنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِّقومٍ یَتَفَکَّرون."دقت در این آیه اُفقهای جدیدی را فراروی انسان باز میکند و او را با بینشهای جدیدی آشنا می کند.قبل از ورود به بحث لازم است برخی از مفردات آیه که در روند بحث تأثیر فراوان دارد بررسی شود و سپس وارد مفهوم و مدلول آیه شويم.

بررسی مفردات آیه :
 
این واژه از ریشه " ایی" است و معنی اصلی آن علامت و نشانه است(1)هر چند با معانی دیگر از جمله عبرت ، دلیل و معجزه قابل جمع است.(2) در اینجا این نکته قابل ذکر است که به آیات قرآن ، از آن جهت آیه گفته میشود که نشانه های خداوند هستند و بشر از آوردن نظیر آن عاجز است.(3)
در این فراز از قرآن ، مراد از آیه همان معنای اصلی یعنی " نشانه و علامت " می باشد.

نفس :
 
به معنی ذات و روح است(4)یعنی این ریشه گاهی به معنای " خود " شیء می آید مانند جاءَ زَیدُ نَفسُهُ و گاهی به معنای جان و روح است مانند " وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشرِی نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ وَ اللهُ رَؤُفُ بِالعِباد "(5)

زوج :
 
این واژه به معنای جفت ، صنف و به هر دو قرین از مذکر و مونث در حیوانات و غیر حیوانات می آید(6)بنابراین زن و شوهر چون در تشکیل زندگی مشترک در کنار همدیگر قرار می گیرند ، هر کدام نسبت به دیگری " زوج " می باشد. از این بیان روشن می شود که این واژه اختصاصی به جنس مونث ندارد و در جنس مذکر هم استعمال می شود. بنابراین واژه ی " ازدواج " در این آیه به معنای " همسران " اعم از زن یا مرد می باشد نه به معنای " زنان " .

سکن :
 
در کتب لغت سکن را ، ساکن شدن شیئ بعد از حرکت ترجمه کرده اند.(7)قابل توجه است که سکن به معنای آرامش باطن و انس نیز آمده است.(8)

موّدت :
 
این واژه از ریشه " ودد " گرفته شده است ، آنچه که از بررسی کتب لغت بدست می آید این است که موّدت و محبت در اصل یک معنا هستند گر چه به لحاظ منشاء ایجاد با هم متفاوتند چرا که محبت آن گرایش خاص قلبی است که منشا آن طبع انسانی و نیز حکمت و عقل با هم باشد ولی موّدت آن گرایش خاص قلبی که منشاء آن میتواند فقط طبع انسانی باشد(9) در اکثر کتب لغت در بیان معانی " موّدت " از واژه ی محبت استفاده نمودند بدون اینکه متعرض فرقی که بیان کردیم شده باشند.جناب علامه راغب در کتاب خود فرق دیگری بین محبت و موّدت بیان میکند که جناب علامه طباطبایی نیز در تفسیر شریف المیزان به آن اشاره دارند و آن این است که موّدت ، محبتی است که مسئولیت زا است و در مقام عمل ظاهر می شود.(10)

رحمت (11)
 
رحمت مهربانی و رقّتی است که مقتضی احسان است نسبت به شخص مرحوم.گاهی فقط در مهربانی و گاهی فقط در احسان به کار می رود مثل " رَحِمَ الله فُلاناً " و چون خدا با رحم وصف شود مراد از آن فقط احسان است نه رقّت قلب. لذاست که روایت شده : رحمت از خدا نعمت دادن و تفضّل است و از آدمیان رقّت قلب و عاطفه است.علامه طباطبایی ذیل تفسیر بسم الله می نوسید(12) رحمت انفعال و تأثر خاصی است که در وقت دیدن محتاج عارض قلب میشود و شخص را به رفع احتیاج و نقیصه ی طرف وادار میکند این معنا به حسب تحلیل ، به عطاء و فیض بر میگردد و به همین معنا خداوند سبحان با رحمت توصیف میشود ، یعنی رحمت در خدا به معنای عطاء و احسان است نه تأثیر و انفعال قلب. زیرا در ذات باری تعالی انفعال نیست.بعد از اتمام مفردات آیه ، حال به بررسی اسنادهایی که در این آیه آمده می پردازیم و نظرات مختلف را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم.

بررسی مفاد و دلالت آیه
 

" و من آیاته ... "
 
همانطور که بیان شد آیات در این عبارت به معنای نشانه ها می باشد. یعنی خداوند می فرماید : مسئله ی ازدواج و گرایش به جنس مخالف از جمله نشانه های خداوند است. سوالی که اینجا مطرح می شود این است که مسئله ی ازدواج نشانه ی چیست ؟ یعنی از منظر اسلام ، ازدواج انسان را به چه چیزی راهنمائی می کند و پرده از چه واقعیتی بر می دارد ؟مفسران در ذیل این آیه جوابهای متعددی را برای آن پرسش بیان کرده اند. برخی بر این باورند که ازدواج و میل به آن ، نشانه ی قدرت باهره ی خداوند است.(13) برخی دیگر معتقدند که ازدواج نشانه ی توحید و قدرت خداست.(14) برخی می گویند که آن راهی برای معرفت به خداوند است از جمله معرفت به توحید خداوند(15) و بالاخره گروهی دیگر به این نظر متمایل شده اند که ازدواج نشانه ی رحمت خداوند به بندگانش می باشد.(16) علامه طباطبائی نیز معتقد است که ازدواج نشانه ی وحدانیت و یگانگی خداوند در زمینه ی الوهیت و ربوبیت است. ایشان می فرمایند : در این فصل " آیات 20 به بعد سوره روم "بخشی از آیاتی که بر وحدانیت خدای تعالی در ربوبیت و الوهیت دلات میکند ، ذکر می شود و در آن به استخراج و آمیختگی خلقت با تدبیر ، نیز اشاره شده تا بدین وسیله روشن گردد ربوبیت چنین نیست که وثنی ها پنداشته اند که خلقت تنها از خدا است ولی تدبیر و عبادت از آن بت ها است.(17)همان طور که مشاهده می کنید هر کدام از این بزرگان ، برای پاسخ دادن به آن سوال ، برای آیه محذوفی را در نظر گرفته اند و می گویند تقدیر آیه چنین است : " و من آیات قدرته " ، یا " و من آیات وحدانیته و قدرته " ، یا " و من آیات معرفته " ، یا " و من آیات رحمته علی عباده " و یا " و من آیات وحدانیته فی الالوهیت و الربوبیت ".این در حالي است که ظاهر و سیاق آیات نشان می دهد که ضمیر در " آیاته " باید به " الله " بر گردد نه به مضاف محذوف برای " الله " بنابراین ترجمه آیه اینچنین می شود : " و از نشانه های خدا این است که از جنس شما زوج هایی آفرید تا در کنار آنها آرامش پیدا کنید".با این بیان ، آیه در صدد ارائه ی برهان ، جهت اثبات وجود خدا هم هست نه فقط تبین خصوصیاتی مثل توحید یا رحمت یا ربوبیت خداوند. البته این خصوصیات صحیح است لکن این آیه اصالتاً به آنها نپرداخته است بلکه بالتبع و با عنایت به ادله ی دیگر از جمله ارشاد عقل ، حاوی آنها می باشد. بنابراین به نظر می رسد انحصار مدلول آیه در اثبات برخی از ویژگیهای خدا صحیح نیست و آن بزرگان در تبین مراد این آیه بین مدلول لازم " خصوصیات خداوند " و مدلول ملزوم " وجود خداوند " خلط کرده اند.

توضیح اینکه :
 
درجای خود ثابت شده است که عالم دارای یک خالق و مدبری است و انسان فطرتاً این مساله را درک می کند. اما چون فطرت انسان در طول زندگی دنیوی دچار حجاب می شود و قدرت کافی برای درک خداوند از طریق علم حضوری برای او وجود ندارد لذا نیازمند به اثبات وجود خداوند از طریق برهان های عقلی می باشد. از جمله این براهین ؛ برهان نظم ، برهان علّیت و ... می باشد.پس از اثبات وجود خداوند نوبت به تبین ویژگی های آن خدا می رسد. ویژگیهائی چون بساطت ، وحدانیت در ذات و صفات و افعال ، دارای کمالات مطلق بودن و خصوصیاتی از این قبیل که در فلسفه و کلام ادله ی فراوانی برای اثبات آنها اقامه کرده اند. بنابراین اثبات وجود خداوند مطلبي است و تبین ویژگیهای این خدا مطلبی دیگر و هر یک از این دو ، دلیل مخصوص به خود را می طلبد. مخفی نماند که برخی از این ادله ، این ظرفیت را دارد که تا هر دو مطلب را اثبات کند. هم وجود خدا را و هم خصوصیاتی از خدا را مثل برهان نظم که هم وجود ناظم را می رساند و هم حکمت و قدرت او را.حال سوالی که مطرح است این است که این آیه در صدد اثبات وجود خداست یا وجود خدا را مفروض گرفته و در پی اثبات وحدانیت خدا و ... می باشد. چنانچه ملاحظه کردید اگر بخواهیم آیه را فقط در مقام اثبات ویژگیهای خداوند بدانیم باید قائل به محذوف در آیه شویم و این در حالی است که اولاً در نظر گرفتن محذوف در آیه خلاف اصل است و دلیلی بر ارتکاب این خلاف اصل نداریم بلکه بر عکس ظاهر آیه نشان از عدم محذوف دارد و ثانیاً آیه بدون در نظر گرفتن محذوف دارای کار کردی بس مهم است و آن اثبات وجود خداوند از طریق برهانی که از زیر مجموعه ها یا از مصادیق برهان نظم است ، می باشد.بنابراین آیه اصالتاً در پی اثبات وجود خدا از رهگذر توجه دادن انسانها به " نیازها و جوابهای متناسب با آن نیازها " است و بالتبع حکمت و قدرت او را به انسان ها می نمایاند. از جمله ی آنها توجه دادن به نیاز انسان به جنس مخالف از یک طرف و جعل و خلق راهکاری مناسب برای ارضای این نیاز از طرف دیگر می باشد. یعنی خداوند در این آیه می فرماید : ای انسانها ببینید که در این عالم ، نیازهای وجود دارد و به فراخور آن نیازها پاسخ های مناسب و متکامل وجود دارد ، از جمله آن نیازها ، نیاز جنسی و راه ارضای آن می باشد. این رابطه ی دو سویه بین اجزاء عالم نشان از وجود خدا اصالتاً و بالتبع نشان از حکمت و قدرت او دارد. و چون آیه از رهگذر این برهان در صدد بیان هر دو مطلب بوده ،آیات را مستقیما به خدا اضافه کرده است و فرموده " آیاته " تا انحصاری در مدلول آیه پیش نیاید.بنابراین یکی از ادله ی وجود خدا ، وجود کنشها و واکنش های متناسب بین اجزاء این عالم است.به عبارت دیگر وجود نیازها در این عالم و وجود پاسخ های مناسب برای آن نیازها ، نشان از آن دارد که این جهان از روی تصادف و بدون اراده ای والا و قدرتی حکیم ایجاد نشده است. ما اسم این دلیل را " برهان نیاز " می گذاریم.

" خلق لکم "
 
در اینکه خطاب " کم " به چه کسانی است اختلاف نظر وجود دارد مشهور از مفسران بر این باورند که خطاب در این آیه با عموم بشریت اعم از زن و مرد است. یعنی روی سخن با همه ی انسانهاست چه زن باشند و چه مرد. ولی از باب غلبه و بجهت اینکه در زبان عربی وقتی خطاب با همه باشد از اسلوب مذکر استفاده می کنند ، مجازاً از ضمیر مذکر " کم " استفاده شده است. بنابراین این قسمت از آیه چنین می شود : " برای شما انسانها خلق شد " ولی در میان مفسران بزرگ ، جناب فخر رازی بر این باور است که در آیه هیچ مجازی صورت نگرفته و خطاب فقط متوجه مردان می باشد بنابراین ترجمه آیه چنین می شود : " برای شما مردان خلق شد " وی می گوید : " خلق لکم " دلیل بر این است که خلقت زنان مثل دیگر منافع مانند جنبندگان و گیاهان است همانطور که خداوند می فرماید : " خَلَقَ لَکُم ما فِی الأرضِ {البقرۀ:29} " بنابراین زنان برای مکلف شدن و عبادت کردن خلق نشده اند. پس ما می گوئیم خلق شدن زنان ، نعمتی از نعمتهای خداوند می باشد برای ما مردان و اگر در ادیان الهی می بینیم که زنان هم به تکالیف شرعی مکلف شده اند ، این از منتهای خداوند بر ما مردان است نه اینکه واقعا خود آنها اصالتاً مکلف شده اند.(18)مضمون سخن او این است که خداوند بخاطر عنایت ویژه ای که به مردان دارد موجوداتی را برای آسایش و راحتی آنها خلق کرده تا مثل سایر موجودات در خدمت آنها باشند. لکن برای اینکه نعمت و منّت را بر مردان تمام کند آن موجودات را به شکل انسان خلق کرده و آنها را به برخی از تکالیف بشری ملزم ساخته است.

نقد نظر فخر رازی :
 
عقیده ی این مفسّر از چند جهت قابل بررسی است :
1 . همان طور که در مفردات آیه گذشت کلمه " زوج " که در آیه آمده به هر دو طرف از مذکر و مونث گفته میشود ، یعنی این چنین نیست که کلمه زوج فقط به مونث دلالت داشته باشد . وقتی این واژه گفته می شود هر دو جنس را شامل میشود و از طرفی هم در آیه قرینه ای وجود ندارد که کلمه زوج در این آیه انحصار به جنس مونث داشته باشد تا بتوان گفت : "خلق شد برای شما جنس مذکر زوج هایی مونث "
2 . طبق نظر فخر رازی ، نساء ابتداء مکلف به تکلیف بشری نیستند در صورتی که این حرف خلا ف نص صریح قرآن است چون قرآن تکلیف را هم برای مردان و هم برای زنان لازم دانست که نمونه های آن در برابری زن و مرد در کیفرها و نکوهش ها(19)در پاداش و ثواب(20) و حتی در ملاک نزدیکی آنها به خداوند دیده می شود و هیچ تفاوتی بین زن یا مرد بودن آنها گذاشته نشده است(21)
3 . ضمیر " کم " گرچه برای جمع مذکر وضع شده لکن با توجه به دو مطلب فوق در این آیه مجازاً و از باب غلبه ، در جنس مذکر و مونث استعمال شده و انحصار در جنس مذکر ندارد. این اسلوب بیانی در ادبیات عرب و طبیعتاً در قرآن کریم به وفور یافت می شود مثلاً در آیه 183 بقره علی رغم اینکه واژه های " الذین " و " آمنوا " و " علیکم " در اصل برای جمع مذکر است لکن هیچ کس حتی خود فخر رازی هم شک نکرده است که مخاطبان این آیه هم زنان هستند و هم مردان و هر دو گروه مکلف به روزه هستند(22)
4 . کلام فخر رازی مخالف عدالت خداوند متعال و سیره پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) است. مخالف عدالت خداوند است به خاطر اینکه خداوند متعال در ادامه آیه می فرماید : " من انفسکم ازواجاً " و اگر قول ایشان را بپذیریم این سوال مطرح می شود ، چه ترجیحی بوده که خداوند افراد مذکر را بر افراد مونث که از جنس هم هستند برتری داده.مخالف سیره ی پیامبر عظیم الشان اسلام است چون وقتی ما به سیره پیامبر رجوع می کنیم میبینیم که پیامبر (ص) چه عملکردی نسبت به زنان داشته اند و حتی با خرافات دوران جاهلیت در مورد دختران و زنان مبارزه کرده اند و هیچ زمانی از زن استفاده ابزاری ننموده اند. با این چهار نقدی که در مورد کلام امام فخر رازی شد فهمیده می شود که هر دو جنس مذکر و مونث برای همدیگر آفریده شده اند تا به همدیگر نفع برسانند.

" من انفسکم ازواجا "
 
مراد از این عبارت بسیار واضح است و آن این است که ما از جنس شما و هم شکل شما زوجی را برای شما آفریدیم .هدف اصلی ما از مطرح کردن این بحث ، جواب دادن به کسانی است که جنس مذکر را برتر از جنس مونث می دانند اما قبل از وارد شدن به بحث اصلی ، مطرح کردن این مساله که چرا خداوند از جنس انسان زوجی را برایش آفریده خالی از لطف نیست.به طور فطری و تجربی انسان در می یابد که فرد با هم جنس خود میتواند رابطه ی عمیق و الفت ماندگار برقرار کند. در تفسیر کاشف آمده که هر نوعی به نوع خود الفت بیشتری دارد. اگر زن از غیر جنس مرد می بود و بالعکس تفاهم و مشارکت بسیار سخت می شد.(23)

خلقت زن
 
در برخی از تفاسیر که از جمله آنها منهج الصادقین و کشاف است مشاهده میشود که مفسر محترم منظو از (نفس) را خلق کردن حوا (ع) از دنده آدم (ع) یعنی عبارت " من انفسکم " را به این معنا گرفته اند که زن بخشی از بدن مرد آفریده شده است. درتورات کنونی آفرینش همسر نخستین انسان ؛ یعنی حوّا از دنده چپ آدم عنوان شده و دسته ای از روایات اسلامی که در بعضی منابع قرآن پژوهی آمده با مضمون یاد شده همخوانی دارند ، تفاسیری چون روح المعانی ، تفسیر طبری و ... از تفاسیر اهل سنت به نقل این گونه روایت ها مبادرت ورزیده اند. اما دسته ی دیگری از روایات با روایات نخست ناسازگارند و بعضی از قرآن پژوهان نیز با روایتهای دسته دوم همگام گردیده و روایتهای نخستین را اسرائیلی می نامند.به اجمال می توان گفت : قرآن کریم در موارد چندی و با بیانهای همسان و همانند این مطلب را یادآور شد که از همه ی این موارد چنین استفاده می شود که خداوند نخستین بار آدم را آفرید و در مرتبه دوم از وجود آدم ، همسر او را خلق کرد.از شیوه بیان همسان قرآن در همه ی موارد ، دو نکته به روشنی استفاده می شود :
1 . خلقت آدم پیش از آفرینش حوّا بوده است.
2 . وجود آدم ، ماده و مایه ی اصلی آفرینش حوّا بوده است.
اینک از میان مجموعه ی آیات به نقل چند آیه بسنده می کنیم.
" یا ایّها الناس اتّقوا ربّکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها "(24) ای مردم از پرودگارتان بترسید ؛ آن خدایی که شما را از یک نفس آفرید و همسر او را نیز از آن نفس آفرید." خلقکم من نفس واحده ثمّ جعل منها زوجها "(25) او شما را از یک نفس آفرید ، آنگاه جفت او را از آن نفس قرار داد. در این آیه کریمه ، جمله ی " ثم جعل منها زوجها " با واژه ی " ثم " به جمله ی پیش عطف شده و به گفته نحویان " ثم " دلالت برتأخّر " معطوف " دارد.علامه طباطبایی ذیل آیه اول سوره نساء(26) می نویسد :" مراد از نفس انسان چیزی است که انسان به واسطه ی آن انسان نامیده می شود و از ظاهر عبارت چنین استفاده می شود که مقصود از " نفس واحده " ، آدم و از " زوجها " زن او می باشد و این دو ، پدر و مادر نسل انسان کنونی هستند که ما از آنها هستیم. "برخی از " وخلق منها زوجها " چنین فهمیده اند که : همسر آدم از بدن آدم آفریده شده است همان گونه که یهود معتقدند که همسر آدم از یکی از دنده های آدم آفریده شده است ؛ ولی بسیاری نیز " منها " را به معنای از وجود و طینت او تفسیر کرده اند.(27)اگر به ترجمه ی کلمه ( نفس ) دقت کنیم ، هیچگاه تفسیر برخواسته از تورات را نمی توان پذیرفت زیرا ترجمه ی ( نفس ) همان طوری که در بخش مفردات آیه گذشت ، ذات و روح است و اگر کسی بخواهد غیر از این را اراده کند که تن یا بدن باشد باید قرینه ای بیاورد. مرحوم محمد جواد مغنیه معتقد است این گونه تفسیر کردن منحصراً دلالت دارد که نزد مفسر جنس مذکر بر مونث غلبه دارد.(28)

" لتسکنوا الیها "
 
از بیان قبل مشخص شد که ضمیر (کم) در آیه مختص به جنس مذکر نیست و شامل جنس مونث نیز می شود به تبع این حرف فاعل تسکنوا هم شامل مذکر و هم شامل مونث است .در مفردات آیه بیان شد که (سکن) به معنی آرام گرفتن بعد از حرکت است و اینکه یکی از مصادیق آن آرامش باطن و انس می باشد. حال با این تفسیر می توان این نتیجه را گرفت که ازدواج بستری است که به وسیله آن می توان اضطرابهای درونی و بیرونی خود را از بین برد و به آرامش دست پیدا کرد. این آرامش زاییده ی آن رفع نقصی است که انسان قبل از ازدواج در خود احساس می کند و در تکاپو و جنبش است تا این نقص را به طریقی زائل کند همان طور که علامه طباطبایی فرمودند : هر یک از مرد و زن دستگاه تناسلی دارد که با دستگاه تناسلی دیگري کامل می گردد و از مجموع آن دو تولد و تناسل صورت میگیرد پس هر یک از آن دو فی نفسه ناقص و محتاج به طرف دیگر است و از مجموع آن دو ، واحد تام و تمام درست می شود و به خاطر همین نقص و احتیاج است که هر یک به سوی دیگری حرکت میکند و چو بدان رسید آرام می شود ، چون هر ناقصی مشتاق به کمال است و هر محتاجی مایل به زوال حاجت و فقر خویش است و این حالت همان شهوتی است که در هر یک از این دو طرف به ودیعت نهاده شده است.(29)بخاطر این قوه شهوت ، هر کدام از زن ومرد در خود احساس نیاز به دیگری می کند و وقتی زن و مرد به همد یگر رسید ند قوه ی شهوت در هر کدام پاسخ منا سب خود رامی یابد. این از نظر نقص جسما نی و شهوانی. اما از نظر روحی نیز زن و مرد به یکدیگر نیاز دارند ، زیرا قبل از رسیدن به یکدیگر ، هر کدام در زندگی خویش احساس خلأ می کنند و می فهمد که تنهائی قادر به ادامه صحیح زندگی نیست و لذا برای رفع این نیاز اقدام به ارتباط با جنس مخا لف می کند . تجربه نشان داده که غالب مردان و زنان نمی توا نند بدون ازدواج زندگی آرامی داشته باشند و زنان و مردان مجرد معمولاً با بحران های روحی و روانی روبه رو می شوند و به بیان بهتر آسیب پذیری روحی روانی آنها به مراتب بیشتر است. ازدواج این بستر را آماده می کند تا انسان در کنار همسر خویش به آرامش روحی دست پیدا کند و آن خلأ و کاستی که احساس می کرد را سامان دهد.

" موّدت و رحمت "
 
یکی دیگر از عجائب ازدواج ، محبتی است که بین مرد و زن بوجود می آید در حالی که هیچ سابقه ی ارتباطی باهمدیگر نداشته اند ، ولی این محبت به گونه ای شعله ور می شود که هر یک دیگری را بر خود ترجیح می دهد. ازدواج یک نوع پیوند و یگانگی بین دو نفر می باشد و از آنجاکه ادامه این پیوند در میان همسران خصوصاً ، و در میان همه انسانها عموماً ، نیاز به یک جاذبه و کشش قلبی و روحانی دارد خداوند می فرماید که : ما بین همسران دوستی و محبت قرار دادیم.اساساً هر اجتماعی هر چند کوچک ، برای بقای خود احتیاج به ضامن بقاء دارد. برخی این ضامن را جعل قانون می دانند. این حرف گرچه صحیح است و لزوم قانون در اجتماع قابل انکار نیست ولی بهترین ضامن قبل از قانون ، علقه و محبت بین افراد آن جامعه می باشد. این محبت و موّدت است که افراد را دل بسته ی به هم دیگر می کند و آنها به پاس این محبت به راحتی تن به قانون می دهند حتی اگر به ضرر آنها باشد. لذا علامه شهید مطهری معتقد است بهترین جامعه ها ، آن جامعه ای است که با نیروی محبت اداره شود.(30)

دلیل ذکر موّدت و رحمت :
 
در تفسیر نمونه در پی پاسخ به اینکه چرا در آیه ، دو واژه ی " موّدت " و " رحمت " ذکر شده آمده است (31)و اما مساله " موّدت " و " رحمت " در حقیقت " ملاط " و " چسب " مصالح ساختمانی جامعه انسانی است ، چرا که جامعه از فرد فرد انسانها تشکیل شده همچون ساختمان عظیم و پرشکوهی که از آجرها و قطعات سنگها تشکیل می گردد. اگر این افراد پراکنده ، و آن اجزاء مختلف ، با هم ارتباط و پیوند پیدا نکنند " جامعه " یا " ساختمانی " به وجود نخواهد آمد. آن کس که انسان را برای زندگی اجتماعی آفریده این پیوند و ربط ضروری را نیز در جان او ایجاد کرده است.فرق میان " موّدت " و " رحمت " ممکن است از جهات مختلفی باشد :
1 . موّدت انگیزه ارتباط در آغاز کار است ، اما در پایان که یکی از دو همسر ممکن است ضعیف و نا توان گردد و قادر بر خدمتی نباشد (رحمت) جای آن را می گیرد .
2 . موّدت در مورد بزرگ تر ها است که می توانند نسبت به هم خدمت کنند اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه (رحمت) پرورش می یابند.
3 . موّدت غالباً جنبه متقابل دارد ، اما (رحمت) یکجانبه و ایثار گرانه است . زیرا برای بقا یک جامعه خدمات متقابل لازم است که سرچشمه آن (موّدت ) است و گاه خدمات بلا عوض که نیاز به ایثار و (رحمت ) دارد .

" إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرُونَ "
 
این فراز از آیه دو مطلب را می رساند :
1 . ازدواج و ماهیت آن از روزنه هائی می باشد که انسان اندیشمند می تواند از ره گذر آن به جهانبینی الهی دست یابد و یا آن را به لحاظ معرفتی تکمیل کند.
2 . آیه زیبایی های ازدواج را منحصر می کند در جامعه و گروهی که اهل تفکر هستند.
علامه(32) می نویسد : وقتی قومی درباره اصول تکوینی خویش بیندیشند که آن اصول مرد و زن را وادار کرده به اینکه تشکیل جامعه خانوادگی دهند، و نیز آن دو را به موّدت و رحمت واداشت ، و آن موّدت و رحمت نیز اجتماع مدنی و شهری را پدید آورد ، و چه آثاری بر این اجتماع مترتب شد ، نوع بشری بقاء یافت ، و زندگی دنیای و آخرتی انسان به کمال رسید ، آن وقت متوجه میشوند که چه آیات عجیبی در آنها هست ، و خدای تعالی چه تدابیری در امر این نوع از موجودات به کار برده ، تدابیری که عقل را حیران و دهشت زده می کند.از آنچه که تا کنون بیان شد معلوم می گردد که ازدواج از منظر اسلام اولاً بستری است برای خداشناسی و کسب معرفت دینی و ثانیاً ساز و کاری است که خداوند با آن آرامش و طمأنینه را به کانون بشریت ارزانی داشته است و ثالثاً شالوده و کیان خانواده و عامل تداوم آن مهر و محبتی است که خداوند پس از ازدواج در دل مرد و زن قرار می دهد.در پایان مناسب به نظر می رسد که اجمالا به بررسی دیدگاهای مکاتب مختلف نسبت به ازدواج بپردازیم و در مقام مقایسه ، درخشندگی دیدگاه اسلام بیش از پیش نمایان گردد. ولی نکته ای که باید به آن توجه شود این است که ازدواج در هر مکتب تحت تأثیر نگاه آن مکتب به شخصیت زن است لذا بهتر است بحث را معطوف به نگاه مکاتب به زن کنیم و درخلال آن اشاره به بحث ازدواج و جایگاه آن در آن مکاتب نمائیم.

جایگاه زن در فرهنگ عرب جاهلی(33)
 
در جاهلیت پیش از اسلام در شبه جزیره عربستان ، زن در پایین ترين موقعیت و مرتبه بود ، تنزل مقام زن و قرار گرفتن او در فهرست دارای ها (مایملک ) مرد ، سراسر زندگی زنان را تحت تاثیر قرار داده بود.بزرگترین حقی را که عرب جاهلی از زن گرفته بود حق حیات وزندگی بود. در جاهلیت ولادت دختر را به فال بد می گرفتند و از تولد فرزند دختر رنج می برد ند. به نص قرآن کریم هرگاه از دختر بودن نوزاد خبردار می شدند رنگشان از شدت غضب سیاه می شد.(34)

ازدواج در جاهلیت :
 
وقتی انسان به نگاه عرب جاهلی ، به زن دقت کند ، می تواند حدس بزند كه ازدواج در نزد آنها چه جایگاهی دارد و می فهمد که چگونه ازدواج را که از آیات خداوند است بی ارزش و دنیایی کرده اند.اهانت دیگری که در آن روزگار به مقام و حیثیت زن میشد ، ازدواج هایی بود که با اشکال گوناگون به رسمیت شناخته شده بود . در بین عرب جاهلی در چند همسری هیچ حد و مرزی نبود . گذشته از هر حق طبیعی دیگر ، از نظر نفقه نه تنها مرد عهده دار نفقه ی زنان پرشمار خود نبود که حتی از وجود آنان به شکلهای مختلفی چون وا داشتن به کارگری و در آمد زایی و در مورد کنیزان با مجبور کردن به زنا ، قرض و کرایه دادن به دیگران و ... ثروت و دارایی خود را می افزود .همچنین در جاهلیت ازدواج هایی به اشکال گوناگون رواج یافته بود که از جمله آنها :
1 . نکاح مقت : هرگاه فردی فوت می کرد ، پسر بزرگ وی همسر متوفی را (در صورتی که مادرش نبود) با انداختن پارچه ای بر وی مانند سایر اموال پدر به ارث می برد . اگر این زن زیبا بود با او ازدواج می کرد و اگر تمایلی به وی نداشت یا او را به دیگری تزویج می نمود و مهریه ی او را دریافت می کرد و یا بامانع شدن وی از ازدواج ، او را زندانی می نمود تا پس از مرگ وی وارث اموال او شود .(35)
2 . نکاح جمع : در عصر جاهلیت برخی از اعراب کنیزان را می خریدند و آنها را به زنا با افراد مختلف وادار می کردند و ثروت زیادی بدست می آوردند.(36)
3 . نکاح بدل : هر گاه مردی از زن فرد دیگری خوشش می آمد همسر خو را با همسر آن مرد عوض می کرد.(37)
4 . نکاح خدن (دوست) : در عصر جاهلیت برخی از زنان و مردان با برقرار کردن روابط پنهانی به زنا می پرداختند.
5 . نکاح شغار : یکی از انواع نکاح های عرب جاهلی آن بود که شخصی دختر یا خواهر خویش را به نکاح فرد دیگری در می آورد و به جای گرفتن مهریه با دختر یا خواهر آن فرد ازدواج می کرد.
6 . نکاح ضماء : در دوران جاهلیت بدلیل کمبود زن ، مرسوم شده بود که چند مرد با یک زن ازدواج کند گونه های زشت دیگری از ازدواج نیز در بین آنان رواج داشت که به همین اندازه بسنده می کنیم(38)

زن در قبایل غیر عربی :
 
قبایل غیر عربی نیز در پایمال کردن حقوق زن کمتر از اعراب جاهلی نبودند کشتن ، شکنجه ، اهانت و تضییع حقوق همه جانبه زنان در همه نقاط دنیا که نور وحی در آن نتابیده یا دست خوش تحریف شده بود همانند آنچه در عرب جاهلی بود ، بلکه حتی دردناک تر از آن هم وجود داشته است. از نظر بسیاری از قبایل ، زن حق کمترین دعوی برابری و مقاومت با همسر خویش را نداشته و ندارد و در بعضی از قبیله ها زنان حق غذا خوردن با شوهران بر سر یک سفره نداشته و شایستگی سکونت در یک منزل رانیز ندارد . در بعضی از قبیله ها زن از خوردن گوشت که خوراک لذیذی است ممنوع است. در بعضی از نقاط هندوستان آتش پرست ها پس از مرگ شوهر زندگی را برای زن روا نمي دانستند و با سپری شدن چهل روز از مرگ شوهر به رسم عزاداری زن را می کشتند و یا در آتش می سوزاندند .تا مدتها پیش برای رضایت خاطر (کالی) که یکی از خدایان هندیان است زنان حامله را سر می بریدند آن گاه خون او را به قربان گاه پاشیده و سر او را در نزد معبود خود تقدیم می کردند(39)

زن و جوامع متمدن :
 
محرومیت زن تنها به قبایل وحشی خلاصه نمی شد. بلکه حتی در تمدن های بزرگ نیز مشهود بود. در مصر برای زیاد شدن آب رود نیل ، دختران را به زیورآلات آراسته و در آن غرق می کردند. . در کشور های اسکاندیناوی تا سال 1392 میلادی به دختر هرگز ارث نمی دادند ، تنها در عروسی جهیزیه اندکی می دادند . در روم قدیم زن مطلقاً ارث نمی برد نه از دارایی پدر و نه شوهر و در انتخاب شوهر نیز حق رأی و اظهار نظر نداشت.
بعضی از رومیان به منظور ازدیاد نسل ، زنان خود را به دیگر دوستان قرض و کرایه می دادند در باور رومیان زن شخصیت حقوقی نداشت.
به گفته بعضی مورخان در ایران قدیم براساس اندیشه غلط (حفظ نسب خانواده و مخلوط نشدن خون خانواده با خانواده دیگر ) ازدواج با محارم را ، حتی برادر با خواهر جایز و گاهی لازم شمرده اند. زن در اروپا در حیطه ی قانونی قرار داشت که مردان را مجاز می دانستند زن خود را به دلخواه کتک بزنند و این ضرب و جرح اقدامی روشن فکرانه در جهت حمایت از زن و کاری قانونی محسوب می شد.در ایران قدیم چه در طبقه اشراف چه در طبقات پایین تر جامعه ، زن حق آزادی و اختیار و اظهار نظر نداشت و حق انتخاب شوهر هم نداشت.در آتن باستان مهد دموکراسی ، زنان و بردگان جز شهروندان به حساب نیامده و حق رای دادن و انتخابات را نداشتند. کما آنکه در برخی از کشورهای حاشیه ی خلیج فارس نیز هنوز زنان حق رأی و حق رانندگی ندارند. در اروپا عصر حاکمیت شرک ، زنانی که با بردگان ازدواج می کردند محکوم به اعدام می شدند(40)

جایگاه زن در میان زرتشتیان :
 
زرتشتیان ایرانی معاصر ، در رابطه با حقوق " زن " آیین نامه ای گرد آورده ،خود را بر عمل به آن ملزم می دانند که از زاویه های گوناگون به حقوق زن نگریسته است.براساس این آیین نامه ، زن در زمینه های " ازدواج و طلاق " حق رأی و اظهار نظر دارد . سرپرستی خانواده ، حق درخواست طلاق درصورت عنین بودن مرد ، قانون تک همسری و حق ما لکیت در این آیین نامه برای زن در موارد ی رعایت شده است.اما در منابع و متون قدیمی زرتشتیان ، زن جایگاه حقوقی درستی ندارد . نشانه های بدست آمده از آثار زرتشتیان قدیم نشان می دهد که در اعصار گذشته تولد پسر دلپسند تر از زادن دختر بوده است . از این رو خانواده ی زرتشتی از فروهر اشوان (روح پاک و بی آلایش ) برای تعیین جنسیت جنین و داشتن فرزند نرینه یاری می جستند و حیات اخروی نیکان را وابسته به فرزندان ذکور در خاندان می شمردند.زن دشتان ( زنی که در دوران عادت زنانگی است ) و زنی که کودک مرده به دنیا آورده باید سه روز و سه شب شست و شو شود و از نیرنگ ( ادرار گاو و خاکستر ) بنوشد تا پاک شود. و اگر زن دشتان دراین دوران به خورشید و آب و آتش نگاه می کرد گناه بود.(41)

موقعیت زن در آیین یهود :
 
در آیین یهود که پس از موسی (ع) دستخوش تحریف هایی شد ، آفرینش " حوّا " از دنده ی چپ آدم دانسته شده و فریب خوردن از شیطان و بیرون شدن از بهشت نیز به حوّا به عنوان زن ، نسبت داده شده.گناه و آلودگی زن بیش از مرد است و تطهیر ناپذیری او در بعضی از موارد از مطالبی است که در متون دین یهود موج می زند. یهودیان در مسائلی همچون عبادت خدا ، سعادت اخروی ، پاداش اعمال نیک و ... هرگز زن را با مرد برابر نمی دانند.در مذهب یهود ، پسران در نماز های خود چنین می خوانند " خداوندا ! تو را سپاس می کنیم که ما را کافر و زن نیا فریدی . "(42)

بخشی از آیین ها و اعتقادات یهودیان :
 
1 . آفرینش حوّا از دنده چپ آدم.
2 . فریب خوردن از شیطان و رانده شدن از بهشت تقصیر حوّا بوده.
3 . درایام حیض زنان به طور مطلق باید از آنان کناره گیری کرد.
4 . متفاوت بودن دوران ناپاکی زن دختر زا و پسر زا.
5 . نا برابری نذر سلامتی پسر و دختر.(43)

زن در آیین مسیحیت :
 
آیین مسیحیت در مورد حقوق و جایگاه فردی و اجتماعی زن ، دیدگاه ثابت و تغییر ناپذیری ارائه نکرده است. نسخه های گوناگون شناخته شده به نام " انجیل " و رساله های به جا مانده از شخصیت های برجسته و نامدار مسیحی و کشیشها و فرقه های مختلف و کاتولیک ها هر یک به سهم خود در مورد حقوق زن ، دیدگاههای متفاوتی اظهار کرده اند که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم.در رساله اول پولس رسول به افسیسان آمده :" ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید ، چنان که خدا را اطاعت می کنید ؛ زیرا که شوهر سر زن است ؛ چنان که مسیح نیز سر کلیسا و او نجات دهنده بشر است. "پولس رسول در رساله اول خود به تیمو تائوس گوید :زن را اجازه نمی دهم که تعلیم دهد یا بر شوهرش مسلط شود ، بلکه باید در سکوت بماند. همچنین در پاسخ به سوال مسیحیان ، به مجرد ماندن و ازدواج نکردن توصیه می کنند.در مذهب کاتولیک ، تعدد زوجات ممنوع است و مهریه نیز وجود ندارد و رهایی زن و شوهر از بند ازدواج ، تنها با فوت آنها خواهد بود. بنابراین طلاق اجازه داده نمی شود ؛ مگر به شرط آنکه هیچ یک ازدواج مجدد نداشته باشند.(44)

دیدگاه فمینستی درباره حقوق زن :
 
فمینیسم ، واژه ای فرانسوی است که بر آنچه در قرن نوزدهم با عنوان " جنبش زنان " معروف بوده اطلاق می شود. گر چه بیش تر در گرایش های فمینیستی از برابری زن و مرد و تساوی آنان در حقوق انسانی سخن می رود اما در عمل ، سمت و سو گیری یک جانبه در دفاع از زن و زن مداری مطلبی روشن است.زیر بنای این اندیشه را حاکمیت امیال افراد ، بی نیازی از مبدأ و بی اعتقادی به معاد ، گریز از دستورات و مقررات دینی که با این اندیشه نا سازگاری دارند تشکیل می دهد.در این اندیشه هیچ کس حق ندارد بگوید خواست واقعی و مصلحت زنان غیر از آن چیزی است که خود آنان می خواهند." بنتام " یکی از طرفداران فلسفه لیبرالیستی که سعادت و خوشبختی انسانها را در سایه آزادیهای فردی می داند ، خطاب به زنان می گوید :" به طورکلی می توان گفت هیچ کس به خوبی خود شما نمیداند چه چیزی به نفع شما است."فمینیسم با توجه به مبانی حقوقی خود ، برای زن در همه زمینه های اجتماعی و فردی آزادی مطلق قائل است. تفاوتهای موجود بین زن و مرد دراین اندیشه نادیده تلقی شده است. حجاب ، خانواده و فرزند داری هر یک در این اندیشه زنجیره هایی به حساب آمده که زن را در حصار خود قرار می دهند و دست و پای او را می بندند.

برآیند اندیشه ی فمینیستی :
 
با قطع نظر از انتقادهای روشنی که امروزه از سوی فیلسوفان و پژوهش گران خرد ورز بر مبانی فلسفی و حقوقی فمینیسم وارد است و با چشم پوشی از اشکالات بنیادین این تفکر و ناسازگاری این پندار با دین و فطرت و ... آثار و پیامد های این اندیشه و نقش آن در تنزّل دادن مقام انسانی زن پوشیده نیست.بسیاری از کسانی که شعار آزادی زن سر می دادند ، مردان و زنانی بودن که در پی منافع و لذت های بی ارزش خود بودند و در این راه شعار فمینیسم نیز سر می دادند. بسیاری از اینان با پی بردن به نادرستی این اندیشه دریافتند که در دام سودجویان گرفتار بوده اند، در این زمینه سخن یکی از مدافعان فمینیسم جدید یاد کردنی است :" از رسوا ترین اشکال توسعه که جنبه بهره برداری دارد ، تجارت جدیدی به نام بهره برداری جنسی یا جهان گردی جنسی است ... این صنعت نخستین بار توسط بانک جهاني صندوق بین المللی پول و آژانس بین المللی آمریکا برنامه ریزی و حمایت شد. "کمی دقت در برآیند رفتار با زنان در پوشش این شعار ها به روشنی بر ملا می کند " زنان " در پرتو این اندیشه تا آنجا تنزل می کنند که در جاهلیت پیش از اسلام و یونان قدیم تا آن اندازه سقوط نکرده بودند.(45)

حقوق زن از منظر قرآن :
 
قرآن کریم با توجه به شرایط طبیعی و ساختار فیزیکی زن ، حقوق او را در ابعاد گوناگون در زندگی فردی اجتماعی زنده کرد. درراستای تشریع حقوق همه جانبه ی زن به پدیده دخترکشی خاتمه داد و با بیان های گوناگون ، اعراب را از این کردار زشت ناپسند برحذر داشت.قرآن کریم بر ازدواج های ضد انسانی که در میان عرب جاهلی ، قبایل وحشی ، هندیان ، یونانیان ، ایرانیان و دیگر ملتها به شدّت رونق یافته بود مهر بطلان و با دو دستور حکیمانه در برابر آن ایستاد :
1 . باز دارندگی از تعدد زوجات و محدود ساختن آن به چهار همسر آن هم با قید " بیم نداشتن از اجرای عدالت " (46)
2 . نهی از ازدواج های نا مشروع(47)
قرآن به عقاید باطل دیگری که در بین مکاتب و ادیان در مورد زنان بود نیز مهر بطلان زد که از جمله آنها :
1 . آفرینش حوّا که در بحث های قبلی جواب داده شد.
2 . بیرون رانده شدن آدم و حوّا که قرآن کریم هر دو آنان را در این امر دخیل می داند.(48)
3 . مالکیت زن ، چنان که مرد مالک مال و ثروت است.(49)
4 . هم فکری و همسانی آن دو در رشد و تعالی(50)
5 . دفاع از حریم زن دربرابر تهمت ها.(51)
6 . برابری زن و مرد در کیفر ها و نکوهش ها(52)
7 . برابری در پاداش و ثواب.(53)
به رغم آنچه علیه قرآن و اسلام تبلیغ شده و احکام قرآن درباره زن را حصاری برای او و موجب پایمال شدن حقوق او دانسته اند ، بسیاری از وجدانهای آگاه و بی غرض جهان از اندیشمندان و شهروندان عادی دریافته اند که دستورات قرآن بیش از هر نظام و مکتبی با ناموس آفرینش و طبیعت مرد و زن هماهنگی کامل دارد ، و کامل ترین و جامع ترین نظام حقوقی برای جامعه زنان تا رستاخیز خواهد بود.

نتیجه :
 
اگر در آیه مورد بحث دقت شود فهمیده می شود که اسلام هدف نهایی از ازدواج را " آرامش یافتن " معرفی نموده و در هیچ یک از مکاتب دیگر که از وحی دور هستند این حرف جایگاهی ندارد ، چرا که دیدگاه آنها به ازدواج ، یک دیدگاه حیوانی و صرفاً مادی است و زن را موجودی برای ارضای غریزه ی جنسی می بینند و بخاطر همین است که می گوییم ، آرامش حداقل برای زن در آن مکاتب جایگاهی ندارد. ازدواج در اسلام فقط جنبه مادی و راهی برای ارضای قوه ی شهوت نیست بلکه بستری است که هر فردی ( زن یا مرد ) در قالب آن می تواند از توانایی های دیگری در مسیر رشد و تعالی خود بهره مند گردد و به آرامش و اعتدال در زندگی دست یابد و لذا در آیه شریفه علت غائی ازدواج ، آرامش ، بیان شده نه توالد و ارضای شهوت. البته از این نکته نباید غفلت کرد که قوه ی شهوت یک عامل بسیار مهم در بقای زندگی مشترک است لذا در اسلام به ارضای قوه ی شهوت و شیوه های صحیح آن که نه مخالف تقوا و معنویت باشد و نه مخالف بهداشت روان و جسم باشد پرداخته شده ؛ چرا که عدم ارضای شهوت در زن و مرد مشکلات عدیده ای از جمله بزه های اجتماعی و ناآرامی های روانی را در پی خواهد داشت.باید توجه داشت که در اسلام ازدواج یک معامله مادی نیست بلکه وقتی در آیه خداوند متعال می فرماید هدف از ازدواج آرامش یافتن می باشد و بین دو فرد که ازدواج کرده اند موّدت و رحمت بر قرار می کند باید دنبال چیزی فراتر از یک معامله ی مادی در ازدواج بود زیرا آرامش ، موّدت و رحمت جایگاهشان در روح است لذا بعضی از مفسرین ازدواج را مبادله روح به روح دانسته اند.(54)پس ازدواج جایگاهی انسانی دارد و باید شرایط انسانی آن حفظ شود تا به یک معامله تجاری و بده و بستان مالی تبدیل نشود و می توان گفت یکی از دلایلی که در تعلیمات دینی ما تأکید شده درامر ازدواج جوانان از مهریه ها و جهیزیه های بالا خود داری کنید همین باشد چرا که باعث می شود ازدواجی که جایگاه تبادل روح به روح است مانند تبادل کالا شود.
از دیگر دلایلی که ازدواج ، جایگاهی انسانی دارد و تبادل روح به روح است ، قداستی است که خداوند متعال برای عقد ازدواج قرار داد و این در حالی است که این قداست برای هیچ یک از عقد های دیگر شمرده نشده است. این قداست از آیه بودن ازدواج قابل فهم است. و در آخر اینکه ، در آموزه های دینی ما ، ازدواج عبادتی است که به وسیله ی آن نیمی از ایمان تکمیل می شود و در لحظه ی جاری شدن خطبه ی عقد ، حاجات برآورده می شود. همه ی اینها نشان از اهمیت و جایگاه انسانی ازدواج در اسلام دارد که با انجام آن مهم ، انسان به رضایت و قرب خداوند عظیم الشان می رسد.خلاصه آنکه در نگاه اسلام ، ازدواج اولاً از آیات الهی است ثانیاً شالوده ی آن با مهر و محبت عجین است و ثالثاً هدف از ازدواج در ارضای غریزه جنسی خلاصه نمی شود بلکه هدف اصلی و نهائی آن آرامشی است که روح زن و مرد در پرتو ازدواج بدست می آورند.

پي‌نوشت‌ها:
 

1.. قاموس قرآن . ج 1 ، ص 145
2 . خواننده محترم توجه داشته باشد که کتب وجوه و نظایر برای این ریشه در قرآن کریم معانی و وجوه مختلفی را ذکر کردند مانند : الف) عبرت فَانظُر اِلی طَعامِکَ و شَرابِکَ لَم یَتَسنَّه وَ اُنظُر اِلی حِمارِکَ وَ لنَجعَلَکَ وَ آیَهُ لِلنّاس بقره/259 {وجوه القرآن تفلیسی.ص 5} ب) مائده : وآیه مِنکَ وَارزُقنا وَانتَ خَیرُ الرازِقینَ/114 {همان} ج)معجزه :ولَقَد اتینا موسی تسعَ آیاتِ بَیِناتِ اسراء/101 {معارف قرآن (راه و راهنما شنلسی).ص79} د) اسم الله اعظم : واتلُ عَلَیهم نَبأ الذی آتیَناهُ آیاتنا اعراف/175{وجوه القرآن نیشابوری.ص87} اشیاء چشم گیر: أتَبنونَ بکُلِ ربعٍ آیهً تَعبَئُون شعرا/128{شرح و تفسیر لغات قرآن.ج1.ص148} و)فرازهایی از قرآن که با نشانه های خاصی از هم تفکیک شده اند:تِلکَ آیاتُ اللهِ نَتلوها عَلَیکَ بِالحقِّ و اِنَّکِ لِمِنِ المُرسِلین بقره/252{همان.ص147}
3 . قاموس قرآن . ج.1.ص145
4 . المفردات فی غریب القرآن . ص818
5. .بقره/207
6 . المفردات فی غریب القرآن . ص 818
7 . قاموس قرآن . ج2.ص282
8 . همان
9 . التحقیق فی الکلمات القرآنیه.ج13.ص64
10 . المفردات فی غریب القرآن.ص860
11 . همان.ص347
12 . المیزان فی تفسیر القرآن.ج1.ص18
13 . تفسیر اثنی عشری.ج10.ص282
14 . تفسیر خسروی.ج6.ص444
15. تفسیر جامع.ج5.ص254
16 . تفسیر روان جاوید.ج4.ص250
17 . المیزان فی تفسیر القرآن.ج16.ص165
18. خَلقَ لَکُم دلیل علی أن النساء خلقن کخلق الدواب و النبات و غیر ذلک من المنافع،کما قال تعال:خَلَقَ لَکُم ما فِی الأضِ{البقره.29}و هذا یقتضی أن لا تکون مخلوقۀ للعبادۀ و التکلیف فتقول خلق النساء من النعم علینا و خلقهن لنا و تکلیفهن لإتمام النعمۀ علینا لا لتوجیه التکلیف نحوهن مثل توجیهه إلینا و ذلک من حیث النقل و الحکم و المعنی،أما النقل فهذا و غیره،وأما الحکم فلأن المرأۀ لم تکلف بتکالیف کثیرۀ کما کلف الرجل بها،و أما المعنی فلأن المرأۀ ضعیفۀ الخلق سخیفۀ فشابهت الصبی لکن الصبی، لم یکلف فکان یناسب أن توهل المرأۀ للتکلیف، لکن النعمۀ علینا ما کانت تتم إلا بتکلیفهن لتخاف کل واحدۀ منهن العذاب فتنقاد للزوج و تمتنع عن المحرم ، ولولا ذلک لظهر الفساد.
19 . السارق و السارقه فاقطعوا یدیهما ... مائده/38
20 . فَاستَجابَ لَهُم رَبُّهم انَّی لا أضِیعُ عَمَلَ عامِل مِنکُم مِن ذِکَرِ أو انثی بِعضُکُم مِن ذِکرٍ أو انثی بَعضُکُم مِن بَعض آل عمران/195
21. " یا أیهَا النّاس إِنَّا خَلقناکُم مِن ذَکرٍ وَ انثی وَ جَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أکرَمَکُم عِندَ اللهِ أتقاکُم ... " حجرات/13
22. یا أیُّهَا الذیِنَ آمَنُوا کُتِبَ الصِّیامَ کَما کُتِبَ عَلَی الَذیِنَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُون
23 . کل شکل إلی شکله ألف ، و لو کانت الزوجۀ من غیر جنس الزوج لتعذر التفاهم و المشارکۀ و لنظر کل الی الآخر علی أنه غریب و بعید عن طبعه و أخلاقه تفسیر الکاشف.ج6.ص136
24 . نساء/1
25 . زمر/6
26 . المیزان فی تفسیر القرآن.ج4.ص135
27 . سید محمد حسین مبلغ/بررسی تطبیقی زن در نگاه جاهلیت ، ادیان اسلام و فمینیسم/فصل نامه ی پژوهشهای قرآنی شماره 27
28 . تفسیر الکاشف.ج6.ص166
29 . المیزان فی تفسیر القرآن.ج16.ص166
30. جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام ص68
31 . تفسیر نمونه.ج16.ص392
32 . المیزان فی تفسیر القرآن.ج16.ص167
33 . فصل نامه ی پژوهشهای قرآنی شماره 27/بررسی تطبیقی زن در نگاه جاهلیت ، ادیان اسلام و فمینیسم
34. وَ إِذا بُشِّرَ أحَدُهُم بِالأنثی ظَلَّ وَجهُهُ مُسوَدّا وَ هُوَ کَظِیم (58) یَتَواری مِنَ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أیمسِکُهُ عَلی هُونٍ أم یَدسُّهُ فِی التُّرابِ ألا ساءَ ما یَحکمُون نحل/58-59
35 . فصل نامه ی پژوهشهای قرآنی شماره 27/بررسی تطبیقی زن در نگاه جاهلیت ، ادیان ، اسلام و فمینیسم به نقل از نگرش تطبیقی زن در آئینه قرآن .ص62
36 . پیشین به نقل از مجمع البیان ذیل آیه 33 سوره نور
37 . پیشین به نقل از صدوق ، جامع الاخبار ، باب النهی عن نکاح البدل فی الزواج
38. فصل نامه ی پژوهشهای قرآنی شماره 27/بررسی تطبیقی زن در نگاه جاهلیت ، ادیان اسلام و فمینیسم
39 . پیشین
40. پیشین
41. پیشین
42 . پیشین
43 . پیشین
44 . پیشین
45 . پیشین
46 . نساء/ 3
47 . نساء/ 23
48 . اعراف/ 20-23
49 . نساء/ 32
50 . حجرات/ 18
51 . نور/5 و 23
52 . نور/ 3
53 . احزاب/ 35
54. تفسیر الکاشف ،ج6. ص136
 
فهرست منابع :
1.قرآن کریم
2.المیزان فی تفسیر القرآن ، سید محمد حسین طباطبایی ، 1417 ق ، قم ، دفتر انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
3.تفسیر نمونه ، ناصر مکارم شیرازی ، 1374 ش ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه
4.تفسیر الکاشف ، محمد جواد مغنیه ، 1424 ق ، تهران ، دارلکتاب الاسلامیه
5.تفسیر روان جاوید ، محمد ثقفی تهرانی ، 1398 ق ، تهران ، انتشارات برهان
6.تفسیر خسروی ، میرزا علیرضا خسروانی ، 1390ق ، تهران ، انتشارات اسلامیه
7.تفسیر جامع ، سید محمد ابراهیم بروجردی ، 1366ق ، تهران ، انتشارات صدر
8.فصلنامه ی پژوهش های قرآنی ( جلد 27و28 ) ، 1380 ش ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
9.معارف قرآن (جلد 4و5 ) ، محمد تقی مصباح یزدی ، 1384ش ، قم ، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
10.شرح و تفسیر لغات قرآن ، جعفرشریعتمداری ،1372 ش ، انتشارات استان قدس رضوی
11.وجوه قرآن ، ابوالفضل جیش ابن ابراهیم تفلیسی ، 1360 . بي انتشارات
12.وجوه القرآن ، ابی عبدالرحمن اسماعیل ابن احمد الصیری النیشابوری. بي تا . بي انتشارات
13.المفردات فی غریب القرآن ، حسین ابن راغب اصفهانی. بي تا . بي انتشارات
14.التحقیق فی الکلمات القرآن الکریم ، حسن مصطفوی. بي تا . بي انتشارات
15.قاموس قرآن ، سید علی اکبر قرشی. بي تا . بي انتشارات
16.جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام ، مرتضی مطهری 1366 ش ، انتشارات صدرا


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: بررسی دیدگاه اسلام در رابطه با ازدواج
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:29 ] [ ]
رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (1)

چکیده
 باتوجه به مقدمۀ مقاله، سعی کردیم ابتدا ریشه های اصلی یک ارتباط نامشروع، بین دوجنس مخالف را مورد بررسی وتعریف قرار دهیم،وسپس دستورات ونظر قرآن کریم ونظرات برخی نویسندگان محترم را دراین مجموعه داخل کنیم تادانشجوی جوان بتواند ازاین مطالب استفاده کرده وبهرۀ لازم را ببرد، ودر زندگی فعلی خود،هدف وروش بهتری راتعیین کندوآینده ای روشن را برای خودرارقم بزند.
کلید واژه ها:رابطه،دختروپسر،ازدواج،معاشرت،نامشروع،عشق ، دوستی

مقدمه
 درچنددهه ی اخیر،بخصوص درسالهای پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ،روابط میان دختران وپسران جوان ونوجوان ،درکشور ما همواره به صورت یک مسئله ومعضل اجتماعی مطرح بوده است.اولیای خانه ومدرسه ،پیوسته به وضع حادی بااین مسئله روبرو بوده اند که چگونه می توان دختروپسر ویابه عبارتی آتش وپنبه را تا رسیدن به زمان مناسب برای ازدواج ،ازیکدیگردورنگه داشت؟ برای آنان وبخصوص اولیای دختران ،این سوال همواره مطرح بوده است که چه کنند تا نوجوان وجوان خانواده به شکل نامتعارف ونامشروع باافراد غیر همجنس ،رابطه برقرار نسازند ،دوستی وعشق آنان راچگونه چاره ساز باشند.چگونه وباچه زبانی آنان رابه راه راست هدایت کنند ؟.تصورنوجوان درموردجنس مخالف ونیزطرز تلقی آنان دراین مورد خاص، مسائلی رابوجود می آورد .گواینکه بعضی ازپسران، داشتن دوست دختررا نوعی توفیق وقدرت اجتماعی تلقی می کننند.ازاین روبرای نشان دادن قدرت خویش ،سعی می کنند به نحوی بادختری رابطه برقرار سازند .دختران نیز داشتن رابطه باپسران رانوعی جاذبه به شمار می آورند .درعین حال اغلب دختران قصد شان ازایجاد رابطه باپسران، ازدواج است. برای اکثرقریب به اتفاق دختران، دوستی ورابطه بایک پسر به هیچ رویک دوستی معمولی نیست، بلکه این دوستی ورابطه درتصور وذهن آنان همان چیزی است که قطعاً منجربه ازدواج خواهدشد.این تصورنادرست جوانان ونیز واقعیتهای گوناگون موجود درجامعه ما،سبب شده که نوجوانان وجوانانی که به طریق غیر مشروع وغیر متعارف بافردی ازجنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار کنند.قرآن کریم نوری همواره تابان است که براندیشه ی بشر تابید،وراه انسانها راروشن ساخت،این کتاب منبع عظیم معرفتی وسفره ی الهی است،که میتواند نسلهای بشررا از زلال معرفت خویش سیراب سازد، ومقام دانش ودانشمندان را ارج نهد وعالمان وجاهلان رامساوی نمی داند، بلکه بااشارات متعدد به مباحث علوم تربیتی و... وروح وروان انسان بلکه با اشاره به مسائل فراروان شناسی، حس کنجکاوی وپرسشگری انسان را تحریک می کند وزمینه رشد علوم رافراهم می سازد.بااین مقدمات ملاحظه می شود که بحث برسر ارتباط بین دختر وپسر درجامعه ما،یک بحث ضروری برای حفظ سلامت فردی واجتماعی درجامعه است، که لازم است این مطلب از زوایای گوناگون ومهم ترازهمه ازنگاه قرآن کریم موردتحلیل وبررسی قرار گیرد. درجامعه نمی توان پرده ای ضخیم میان دوجنس کشید وآنان را ازیکدیگرجداساخت، ازاین رو باید حدود ارتباط رابرای نوجوان وجوان ترسیم کرد. می باید شیوه های برخورد باایشان را به آنان یاد داد. می باید مفهوم عشق را به آنان تعلیم داد وقداست آن رابرای آنان توضیح داد و آن را سپری برای حفظ کرامت و ارزش انسانی و الهی آدمی بکارگرفت. مادرمباحث آتی درابتدا تعریفی از عشق به میان می آوریم تامنشا اصلی این رابطه مشخص شود وسپس به تحلیل و بررسی روابط دختر وپسرقبل ازازدواج می پردازیم.
1-عشق را تعریف و منشا،اقسام وآثار آنرا نام ببرید؟2-رابطه راتعریف ونگاه قرآن تحلیل هاو نگاه افراطی نسبت به آنرا بنویسید؟ 3-علت، پیامدو وضعیت مطلوب در مورد دوستی دختروپسر را بنویسید؟4-آیین معاشرت وراههای ارتباط دخترو پسر را بنویسید؟

عشق
 عشق اصلی ترین میل وگرایش انسانی است که انسان را سریع تر از هر چیزی به خوشبختی کامل می رساند.عشق عامل بهسازی وتصفیۀ روح وروان بوده وهمواست که به زندگی زیبایی می دهد. عشق بالاترین مقام رادرزندگی دارد ودرپرتوآن زندگی لذت بخش می باشد.اگرانسان به این مقام برسددیگربدونه عشق نتوان زندگی کرد.

1-تعریف عشق
 معنای لغوی عشق: درکتابهای لغت چند معنا برای واژه(عشق) ارائه شده که دراینجا به معنای مشترک بین آن ها اشاره می کنیم:عشق عبارت است از علاقه شدید یا محبت از حدگذشته(1) معنای اصطلاحی: علاقه به شخصی یاشیئی وقتی که به اوج شدت برسد ،به گونه ای که وجود انسان را تسخیر کند و حاکم مطلق وجود او گردد عشق نامیده میشود(2) در زبان عربی واژه عشق در اصل ازماده عَشَقَه است و عشقه نام گیاهی است که درفارسی به آن پیچک می گویند که به هر چیز برسد دور آن می پیچد، مثلاً وقتی به گیاهی دیگرمی رسد، دور آن چنان می پیچدکه تقریباً آنرا محدود و محصور می کند و در اختیار می گیرد. یک چنین حالتی اثرش این است که برخلاف محبت عادی، انسان راازحال عادی خارج می کند، خواب وخوراک را از او می گیرد،وتوجه رامنحصر به همان معشوق می کند،یعنی اورا ازهمه چیزمی بُرد و تنها به یک چیز متوجه می کند.این تعریف عشق بیانگرحال معشوق است(3)

2-منشأعشق
 مقصودازمنشأعشق این است که دریک رابطه عاشقانه چه چیزی باعث می شودکه یک شخص عاشق دیگری شود.آیاعلت اصلی این رابطه غیرعادی نقص وکمبود دریکی وکمال و خوبی در دیگری است که سبب کشش اوبسوی خودمی شود؟یاخیر، علت این رابطه،شباهت است یعنی شکل هم بودن؟ در پاسخ به این پرسش دیدگاههای گوناگونی مطرح است که به گذری اجمالی برآنها بسنده می کنیم.الف-منشا اُرگانیکی: یعنی عشق از تراوش غدد جنسی حاصل می شودکه دراین صورت بااستفاده ازعلم پزشکی قابل کم وزیاد می باشد.(4)ب-هدف جنسی منع شده منشأ عشق است (دیدگاه فروید):یعنی علت عشق آن است که ما از طرفی مُصرانه خواستار رابطه جنسی هستیم و از سوی دیگر نیز، از دست یافتن به این هدف منع شده ایم که درنتیجه اصطکاک این دو برخورد، محبت ومهربانی حاصل می شود: ازاین رو اگر رابطه جنسی کاملاً آزاد می بود، هیچ گاه کسی عاشق نمی شد.ج- عشق یک منشأفطری دارد.د-تمایل انسان به کمال، منشأعشق است.(5)

بررسی:
 دراینجااین مطلب قابل ذکراست که منشأ عشق به چنددلیل نمی تواند اُرگانیکی یاهدف جنسی منع شده باشد.الف- عشق منحصر درعشق شهوانی و جنسی نیست؛ زیرا موارد زیادی پیدا می شودکه خلاف این باشد : مانند عشق انسان به خدایا به خود و یا به گل.... .ب- اگرمنشأعشق تراوش غدد جنسی باشد، باید افراد پیر هرگز عاشق نشوند، در حالی که خیلی ازافراد سن زیادی دارند و درعین حال عاشق هستند.ج- اصلاًعشق شهوانی وجنسی عشق نیست، بلکه یک رابطه غریزی است که در همۀ موجودات وجود دارد.براساس عقیدۀ صحیح، عشق یک منشأ فطری داردکه دراثرشناخت انسان نسبت به خوبی های موجود دریک شخص یایک شیء وازسوی دیگر،نقصان آنها دروجود خود اصل می شود وهرچه این شناخت کامل ترشود، این علاقه بیشترمی شود تا جایی که انسان را وارد معرکۀ عشق می کند،وانسان حاضرمی شو دبرای بدست آوردن آن خوبی ها،همۀ هستی خودرا فداکند.د- واژۀ عشق درقرۀن مجید، حتی برای یکبارهم بکار نرفته است؛امابااین حال کلمات وواژههایی که بااین مفهوم مترادف ورساننده معنای آن می باشد، به شکلهای گوناگون آمده است،مانند:حب،ود،مودت،و... .

3-اقسام عشق
 پیش ازبیان اقسام عشق و بیان دیدگاه قرآن کریم دربارۀ آن ذکر چند نکته لازم است:یکم:انسان اگرکسی رادوست داشته باشد،خویشاوندان و دوستان او را نیز دوست می دارد و حتی شهر، لباس، باغ، نوشته و سایرچیزهایی که بااوارتباط دارند،درنظرش محبوب است.دوم:امور وامیال فطری از جهت شدت وضعف دارای مراتبی هستندکه هرمرتبه ای از آنها دارای اسم وآثارخاصی می باشد و این مراتب در افراد بشر مختلف است ؛ازجمله این امورمحبت است،که مراتب آن طبق تفسیرالوسی به شرح ذیل است :
1-هوی: نخستین مرتبۀ محبت تمایل داشتن.
2-علاقه: مبتنی است که همیشه همراه ودرون قلب است.
3-کلف: محبت شدیدراگویند.
4-عشق: حب شدید یاافراط درمحبت راگویند.
5-شعف: مرحله ای که عشق به تمام زوایای قلب نفوذکند.
6-تدله: مرحله ای که عشق عقل انسان رامی رباید.
7-هیوم: مرحلهایی که عشق انسان ر ابی قرار وبی اختیارمی کند،واورا به هرسوی می کشاند.(6)

تقسیم دیگرعشق
 باتوجه به منشأعشق، عشق به اقسام زیرتقسیم می شود:
1-حقیقی،2-مجازی،3-سرابی؛جنسی وکاذب.
1-عشق حقیقی: به عشقی گفته می شودکه معشوقش حقیقی باشد: یعنی زیبایی های اونا محدود باشد و دارای هیچ گونه نقصی نباشد،وبه دیگر سخن عشق یعنی پروازانسان بسوی بی نهایت یعنی اتصال قطره به دریا (والذین امنوااشدحبالله)(7) و{لی}کسانی که ایمان آورده اندخدارا بیشتر دوست دارند.

-عشق مجازی:
 عشق وعلاقه ای واسطه ای به موجودات درراه خدا است که هدف ازآن رسیدن به عشق حقیقی می باشد: یعنی وسیله ای است برای رسیدن به معشوق حقیقی،و در واقع بخاطر معشوق حقیقی ابراز علاقه می کند، مانند عشقی که حضرت یعقوب را از درون می سوزاند(قالوا تالله تفتا تذکر یوسف حتی تکون حرضا اوتکون من الهالکین) (8)(فرزندان)گفتند: به خدا سوگند، پیوسته یوسف را یاد می کنی تا بیمار مشرف به مرگ شوی،یا هلاک گردی.
3-عشق سرابی؛ جنسی وکاذب
عشق بغیر از معشوق حقیقی است، به گونه ای که هدف از آن خاموش شدن غریزه ی جنسی وکام گرفتن از معشوق می باشدنه رسیدن به معشوق حقیقی،ومنشأآن شهوت است مانند:(قد شغفها حبا...(9) و زنان در شهر گفتند زن عزیز مصر از غلام جوانش تمنای کامجویی از وجودش کرده و محبت یوسف در دلش جای گرفت، قطعا ما او را در گمراهی آشکاری می بینیم.

آثارعشق
 آثار عشق حقیقی:
1-رسیدن به درجات عالی انسانیت یا همان کمال نهایی
2-لذت بردن ازعبادت
3-رهایی ازگناه
4-سلامت وآرامش روحی وروانی
5-اطلاع بعضی از اسرار غیبی
6-رسیدن به مقام استجابت دعا
7-حلاوت سختیهای زندگی
8-بندگی وعبودیت و...
در قرآن و سنت به تمامی آثار عشق به خداوند و اولیاء خدا ،اشاره شده است، ولی به جهت اختصار از ذکر آنها صرف نظر می کنیم.
آثارعشق سرابی جنسی
عشق سرابی مانند راهزنی ماهر دارای آثار نامطلوب فردی واجتماعی است که به برخی ازآنها اشاره می کنیم:
1-دوری ازحق وحقیقت
2-مانع رسیدن انسان به کمال واقعی
3-کشیدن انسان به سوی انحراف وگناه و سقوط او از انسانیت
4-به انحطاط کشیدن فرد وجامعه
5-زودگذر بودن آن
6-سلب آرامش روحی و روانی ازفرد وجامعه
7-فروپاشی کانون گرم خانواده
8-ایجاد روحیۀ طغیان وسرکشی درانسان
9-دوری انسان از طاعت وبندگی
10-تیرگی قلب و.....

بررسی وتحقیق درمورد رابطه
 1. مراد از روابط دختر و پسر، رابطه‏اي است كه خود رابطه، هدف است و مقدمه چيز ديگري نيست. رابطه‏اي كه خودرابطه هدف نيست، همانند رابطه و معاشرت دختر و پسري كه نسبت خويشاوندي دارند و يا رابطۀ علمي، شغلي و اقتصادي بين دختر و پسر،که در اينجا مورد بحث نيست.
2. در اين رابطه، جنسيت طرفين، موضوعيت دارد؛ يعني نگاه آن دو به هم، جنسيتي است.
3. دراين رابطه، احساسات و عواطف طرفين، حرف اصلي را مي‌زند.
4. در اين رابطه، يك در هم تنيدگي بين غريزه جنسي و قواي عاطفي طرفين وجود دارد و تفكيك آن دو در بسياري از مواقع، امكان‌پذير نيست.پس منظور ما از رابطه و دوستي دختر و پسر، «رابطه‏اي است صميمانه و گرم و اغلب پنهاني كه احساسات و عواطف طرفين در اين ارتباط، دخالت جدي دارد و نگاه آن دو به هم، نگاه جنسيتي باشد؛ نه نگاه پاك انساني و اغلب از طريق ديدارهاي مخفيانه، رد و بدل كردن نامه، تلفن و ... ايجاد مي‏گردد». سه ديدگاه در باره رابطه دختر و پسر وجود دارد:1. ديدگاه افراطي؛ در اين نگرش، هر گونه ارتباطي با جنس مخالف، آزاد و بدون مانع است(رويكرد ليبراليستي).فرويد و پيروان وي مدعي هستند كه اخلاق جنسي کهن، بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و تمام مشكلات بشر به دليل ممنوعيت‏ها، محروميت‏ها، ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏هاست که در ضمير باطن بشر جايگزين شده است.بِرتراند راسل نيز همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد و در کتاب «جهاني که من مي‏شناسم»، مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم».2. ديدگاه تفريطي؛ بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف، مردود و مورد نكوهش مي‏باشد. اين ديدگاه، نقطه مقابل ديدگاه افراطي است.راسل در جاي ديگر مي‏گويد: «پدران کليسا از ازدواج به زشت‌‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد. بنابراين، مي‌گفتند: ازدواج که عمل پستي شمرده مي‏شد، بايستي منعدم شود».3. ديدگاه اعتدالي؛ بر اساس اين ديدگاه، نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه؛ بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف، در يك چهارچوب [Context] مشخص، تعريف شده است.ارتباط مجاز، ارتباطي است حداقلي و به دور از هر گونه انگيزه شهوي و عاطفي و رابطه‏اي است كه در آن، نفس رابطه مقصود نباشد و نگاه دو جنس به هم، نگاه انساني باشد و نه جنسيتي. ديدگاه اسلام، ناظر به نگرش سوم، يعني ديدگاه اعتدالي است.

روابط دختر و پسر از نگاه قرآن كريم
 قبل از بحث «آسيب شناسي روابط دختر و پسر»، اشاره‏اي گذرا به ديدگاه قرآن كريم در مورد اين بحث خواهيم داشت.(10)

تحلیل روانشناختی،قرآنی رابطه دختروپسرچیست؟
 عقل وعاطفه دونیروی ضروری برای زندگی بشری هستند که به انسان عطاشده اند.خالق هستی به اقتضای شرایط وشرح وظایف زن ومرد،آن دورا حکیمانه میان آنها تقسیم کرده است که هریک باتفاوتهای طبیعی موقعیت های ویژه ای رابرای زندگی انسانی فراهم آورده اند.درمورد وجوداین تفاوتها میان روان شناسان دیدگاههای متفاوتی اِرایه شده است.برخی می گویند:ازنظرروانی بین زن ومرد تفاوتهای قابل ملاحظه ای دیده می شود، بطورکلی مردبرون گراست، اوفعال ومایل است بردنیای اطراف چیره شود:درنتیجه فکر وملموسات دراو بیش ازشعورواساس رشد می کند،درحالی که زن بیشتردرون گراوغیر فعال است واحساس براو چیره است.(11)در مورد نوع رابطه میان زن ومرد ازنظر یونگ،روان کاو مشهورمسئلۀ جبران مطرح است. توضیح اینکه:میان رابطه زن ومرد حالتی مکمل گونه وجود دارد،تاتضادگونه. اوبیان می کندکه مردان وزنان اگردر درون خودحالتهای تضاد، مثلاً مردحالت زنانگی وزن حالت مردانگی داشته باشد،نه تنها باعث جذب وعشق نمی شود بلکه باعث همرنگ شدن می گردد.ازاین روهرچه باآن درخارج روبرو هستیم ،رابطه ای تکمیلی است که توسط دوست داشتن میان دوجنس مخالف حاصل می شودوتمام کمبودهای وجودی رانیز برطرف می کند.(12)به هرحال وجود مرد وزن درکناریکدیگر درصورتی که همراه باارتباطی سالم ودور ازاضطراب باشد خودعاملی دربرقراری اعتدال روحی روانی است که باعث می شودافراد از زندگی خودلذت ببرند.

جمع بندی:
 آنچه دراین مقال موردنظراست،مطلق برخوردهای میان دختروپسر وبرقرارکردن رابطه اعم ازگفتاری وغیره می باشد که همراه بااهداف متفاوتی صورت می پذیرد.ازآنجاکه بشرموجودی بالطبع اجتماعی می باشد ولازمه جدایی ناپذیرزندگی انسان ورود به عرصۀ اجتماع و برقرارکردن تعاملات میان افراداست،درنظام ترصیم شده درقرآن کریم نیز بدان پرداخته شده ورابطۀ آنها بعنوان دونیمه مکمل هم درنظام آفرینش جایگاهی رابه خود اختصاص داده است.ولی دراینجاپرسشی مطرح می شودکه آیا جامعۀ مورد نظر قرآن بسته ومنحصر به حضورمرد درعرصۀ اجتماع است ویا جامعۀ بازورهاشده بوده وباهرگونه ایجاد رابطه میان افرادموافق است ویااینکه جامعه مورد نظر آن جامعه ای همراه باارتباطاتی نظام مند وکارشناسی شده وهدفمند می باشد که براساس همین هدفمندی احکام اجتماعی وفردی آن انشا شده است؟درمواردی ازآیات قرآن چگونگی ارتباط میان افرادجامعه زن ومرد،به گونه ای حکیمانه بیان شده است که بابررسی آنها می توان دربارۀ نگاه قرآن به موضوع به جمع بندی مناسبی دست یافت.ذکراین نکته خالی ازلطف نیست که ازنگاه قرآن کریم رابطۀ سالم میان زن ومرد باعث ایجادآرامش وسکون نفس می گردد.آرامشی که تمام دانشمندان مختلف تربیتی سال ها برای رسیدن به قاعده ای که به آن بینجامد فعالیت می کنند،ولی براثرتکبعدنگری نسبت به انسان تاکنون راه حلی نهایی ارایه ننموده اند.درآیه ای ازقرآن کریم چنین آمده است(ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها).(13)دراین آیه شریفه رسیدن به آرامش نتیجه یک تعامل سالم میان مرد وزن بنام ازدواج دانسته شده است. ازسوی دیگر ازنگاه قرآن باتوجه به آیۀ یادشده یکی ازمهمترین اهداف خلقت بشر به دوگونه زن ومرد آرام بخشیدن و ماندگاری نسل انسانی است، ازاین روقوانین مطرح دراین نظام الهی نباید بااین هدف اولیه خلقت مغایر باشد، بلکه باید تکمیل کننده ودرراستای این هدف تعریف وانشاءشود.

طرح آیات ارتباط
 1-(قل للمومنین یغضوا من ابصارهم ویحفظوافروجهم ذلک ازکی اهم ان الله خبیر بما یصنعون).(14)این آیه شریف به تمام مومنان دستورمی دهد که درهنگام ارتباط بازنان ازنگاه مستقیم برحذر باشند.می فرماید:)ای پیامبر)به مردان مومن بگو :چشمهایشان راازنگاه حرام فروکاهند، و دامانشان را (درامورجنسی)حفظ کنند. دراین آیه حفظ فرج بمعنا ی جلوگیری از نظر افکندن به آن است(15)ذکرحفظ فرج پس از فروبستن چشم ذکر معلول بعد علت است. زیرا هرکس به چشم چرانی عادت داشته باشد بدونه شک آثارسوء آن از جمله ازدست دادن عفت دامنگیر او خواهد شد، وچون به غض بصر(پوشاندن چشم) عادت کنند بدونه شک اثرآن که حفظ فرج باشد به دنبال آن خواهد آمد.(16)
2-(وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها).(17)
درادامه دستوربه مردان برای چگونه ارتباط برقرارکردن روی سخن رابه نیمۀ دیگر افراد اجتماع کرده و وظایف مفصل تری رابرای آنها برمی شمارد:

الف-(قل للمومنات یغضضن من ابصارهن)
 این قسمت زنان مومن رابه بازداشتن چشم خودازنگاه به نامحرم امرمی کند،زیرا نظر افکندن به محیط های شهوت آلود باعث ایجاد اختلال درسیستم عصبی شده وذهن بیننده رابرای مدتی به خود مشغول می کند و همان گونه که درآیه قبل بیان شد بازتاب وآثاراین عمل زیر پاگذاشتن عفت وسلامت انسانی است.همان گونه که گذشت نگاه از جمله عواملی است که می تواند غریزۀ جنسی رابه تحرک درآورد، (فروید) منشأتمام بیماریهای عصبی راغریزۀ جنسی می داندو تظاهرات مرضی در اینگونه بیماران را فعالیتهای جنسی بیمارگونه آنها بیان می کند.(18) ازدیدگاه این روانکاو، عوامل برانگیختگی میل جنسی مشتمل برعوامل بیرونی ودرونی است.فکرزیاد،دقت زیاد،وبیش ازاندازه بریک موضوع جنسی ازجمله عوامل درونی تحریک میل جنسی بشمارمی آید،این همان چیزی است که دراین آیه شریفه دردوکلمه پرمغز بیان شده است که عمل به آن بیمه شدن جامعه انسانی دربرابر انحراف رابه دنبال دارد.ازجمله عوامل بیرونی درتحریک جنسی افراد جذبه های موجوددرجنس مخالف است به عبارت دیگر آنچه باعث جلب نظر می شود ، زیبایی جنس مخالف وبروز دادن ودرمعرض قراردادن این زیبایی است .این لذت درنگاه که بعلت زیبایی فرد مقابل ایجادمی شود به مرور زمان حالت صعودی پیدا می کند واگراین حالت به ناامیدی بینجامد، چیزی جزدرد و اندوه را به دنبال نخواهداشت. باتوجه به این بیان معنا وهدف آیه ازبیان غض بصر وحفظ فرج به نهایت وضوح می رسد ومعلوم می شودکه این حکم نیزدرراستای همان هدف کلی خلقت که رساندن جامعه به آرامش روانی است،وضع شده است.

ب-(ولایبدین زینتهن الاماظهرمنها)
 زنان مومن بایددربارۀ آشکارشدن زینتها نهایت دقت رابکار بندند.آنچه دراین مسئلۀ مهم است وبرخی ازمفسران نیز برآن تأکیددارند،این است که اظهارمحل زینت مراد ازنهی خداونداست نه خود زینت زیرا اظهارزینت حرام نیست، بلکه آنچه حرام است به نمایش گذاردن محل آنهاست.(19)علت بیان این حکم بعیدنیست که ناظربه یکی ازغرایزمهم نهفته درزنان بنام تبرج وخودآرایی باشد.همۀ زنان بطورطبیعی به خودآرایی ودل ربایی تمایل دارند. به این مسئله درآیه دیگرچنین اشاره شده است:

ج-(ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی(20)
 شهیدمطهری دراین باره می گوید(اماعلت اینکه دراسلام پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی وخودآرایی مخصوص زنان است .ازنظرتصاحب قلبها ودل ها،مردشکاراست وزن شکارچی،هم چنان که ازنظر تصاحب جسم وتن زن شکاراست ومردشکارچی.میل زن به خودآرایی ازاین نوع حس به شکارچی گری اوناشی می شود.در هیچ جای دنیا سابقه نداردکه مردان لباسهای بدن نما وآرایش های تحریک کننده بکار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خودمی خواهد دلبری کند ومرد رادلباخته وبه دام خوداسیر کند).(21)وجود غریزۀ تبرج وآثارآن ازدید دانشمندان و روانشناسان نیزپنهان نمانده است.(لمبروزو)روانشناس معروف ایتالیایی دراین باره می گوید:درزن علاقه به دلبر بودن و دل باختن، موردپسند بودن و مایۀ خرسندشدن بسیار شدید است. درجای دیگر می گوید: یکی از تمایلات عمیق وآرزوهای اساسی زن آنست که درچشم دیگران اثری مطلوب بخشیده و بوسیلۀ حسن قیافه، زیبایی اندام، موزون بودن حرکات،خوش آهنگی صداوطرزتکلم مطبوع قرارگرفته، احساسات آنها راتحریک وروحشان رامجذوب سازد.(22)پس وجودغریزۀ خودآرایی درزنان امری مسلم می باشد. حال خداوند حکیم ازآنجا که به این مسئله علم وآگاهی داشته وپیامد آنرا دراجتماع انسانی می دانسته است، بایک حکم (منع اظهارزینت) جامعه روبه سعادت بشری راازخطر انحراف جنسی و در نتیجه بروز اختلالات روانی نجات داده است، البته دراین مورد راه افراط رادرپیش نگرفته وجایی راکه احتمال ریبه وخطر انحراف نبوده استثنی کرده است.

د-(ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن)
 درادامه آیه خداوندموضوع پوشش رامطرح کرده ومی فرماید: باید اطراف مقنعه خود را برسینه های خود انداخته و فضاهای خالی را پر کند. از نظر اسلام تمام بدن زن جزء عورت او بشمار میرود، یعنی تمام اندام زن باعث تحریک جنس مخالف می شود. فیزیولوژیست ها و روانشناسان درمقام مقایسه زن ومرد به این مطلب تصریح کرده و گفته اند:میان زن و مرد درتمام سلول های آنها تفاوت وجود دارد. در توضیح آیه بایدگفت: زن مظهرجمال و مرد مظهر شیفتگی است وطبعاًبیش ازمرددرمعرض چشم چرانی قرارمی گیرد.جهت حفظ سلامت روانی جامعه برحفظ پوشش وعدم تحریک غرایز در روابط اجتماعی تأکیدشده است. اینکه درآخرآیه می فرماید:)لعلکم تفلحون)نشانگر این مهم است که عدم تحریک غرایز در روابط اجتماعی به رستگاری وسعادت افرادجامعه می انجامد.

ه-(ولایضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن)
 زنان مومن نباید به گونه ای پا برزمین بکوبند که زینتهای آنها به صدا درآیدوباعث جلب نظرافرادجامعه گردد.این نیز درراستای غریزۀ تبرج وخودآرایی صادرگردیده و باعث نوعی پیشگیری ازاختلالات روانی دراجتماع است.
3-(یانساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولامعروفا)(23)دراین آیه شریف،خداوند شرط دیگررا در رابطه میان فردی بیان می کند. در مورد ارتباط زن ومرد آنچه مهم بنظر می رسد، اینست که باتوجه به ویژگی های خاص زنان درلطافت و ظرافتهای جسمی وروحی و...نباید در روابط اجتماعی و سازمانی جذابیت زن واسطه ارتباط قرار گیرد، چه جذابیت چهره چه جذابیت کلامی . برای رعایت این امرقرآن کریم دراین آیه چگونگی ارتباط کلامی زنان بامردان رامطرح کرده است،البته ممکن است کسی گمان کند که این آیات خاص زنان پیغمبر (ص)اسلام است.ولی این برداشت به چنددلیل مردود وآنچه مورد نظرآیه است عمومیت حکم می باشد،زیرا اولاً:در آیه علت حکم بیان شده وتوسعه و محدوده حکم دارومدار دلیل حکم است ودلیل مذکوردرآیه دلیل عام وگسترده می باشد. می فرماید:)فیطمع الذی فی قلبه مرض)که تعمیم آن نشان می دهد احکام مذکوربه زنان پیغمبر(ص)اختصاص ندارد. ثانیاً:این حکم خداوند زنان پیامبر(ص)را مخاطب قرارداده نشان از غلظت وشدت حکم نسبت به زنان دیگراست،زیرازنان پیامبر(ص)از لحاظ حقوقی حکم مادرمومنان رادارند،ازاین رو اساساًبعد ازپیامبر(ص) ازدواج با آنها حرام است.افزون برآن هیبت پیامبرخدا(ص) بر همسرانش سایه افکن است ولذا کسی جرأت نمی کندخیال هوسرانی درارتباط باآنها درسربپروراند، ازاین رو ضعیفترین موردی که احتمال سوء استفاده درموردآن مطرح می شود زنان پیامبر(ص)است وخداوند باموردخطاب قراردادن آنها حکم رابه طریق اولویت به همۀ جامعه سرایت داده است.(24)دراین آیه خداوندازخضوع وطنازی زنان درگفتار باغیرمحارم که ممکن است درغالب شوخی ولطیفه گویی مصداق پیداکند نهی کرده است. زیرا اینگونه ارتباط باعث حرکت شهوانی گردیده وافکاراجتماع رابه خودمشغول می کند وهمانگونه که گفته شدبرخی روانشناسان اینگونه رفتارهاراباعث ایجاد فکرزیادودقت بیش ازاندازه دانسته ومعتقدندکه موجب فعالیتهای جنسی ودرنتیجه اضطراب وتشویش روانی می گردد، وجامعه ای اینچنین،بیمار،راکدوبه دورازفعالیت رو به رشدی است که باهرعامل بیرونی آسیب می پذیرد.باتوجه به این آیات که قوانین ومقررات مربوط به پوشش زن وشیوۀ رفتار اودراجتماع رامطرح کرده ونیز باتوجه به احکامی که مالکیت زن را به رسمیت شناخته وبسیاری ازحوادث تاریخی مستند اززمان حکومت نبوی وعلوی ودیگرائمه که درتاریخ بیان گردیده،اصل ارتباط میان زن ومردازنگاه قرآن امری مسلم وثابت شده است. ونگاه دین نگاهی اعتدالی وقراردادن شرایط ارتباط به هدف جلوگیری ازهرج ومرجهای روحی –روانی اجتماع می باشد.

بررسی مولفه های ارتباط :
 هرارتباطی مولفه هایی دارد که برخی ازآنها عبارتنداز:
1-برقرارکنندگان ارتباط
2-پیام:همان محتوای ارتباط است که منظورارتباط کنندگان راروشن می کند.
3-رسانه:منظورشیوۀ خاص برقراری ارتباط است
4-کانال :آنچه ارتباط برقرارکنندگان رابه هم پیوندمی دهد ورسانه رادرخودجای می دهد.
5- انگیزهارتباط:دراین بحث می تواندعشق ورزی وابرازعلاقه باشد.
وجوداین مولفه هانشان دهندۀ ارتباطی هدفمنداست.
آنچه ازآیات شریف استفاده شدشرایط برقرارکنندگان ارتباط است ولی ازفحوا ی این آیات فهمیده می شود که پیام ارتباط نیز باید به گونه ای بایدباشد که باعث تحریک شهوات جنسی گردد.زیرادرغیراینصورت هدف ازوجودشرایط تامین نمی گردد.ازبرخی آیات استفاده می شودکه تعدادی ازشرایط یادشده مانند پوشش زن ناظر به ارتباط حضوری زن ومرد است وشرایطی مانند نوع سخن گفتن می تواند ناظر به ارتباط اعمی (حضوری وتلفنی)باشد،البته بیان علت حکم می تواند ناظر به محتوای ارتباطات نامه ای نیز باشد.زیرا بکاربردن جملات شهوت انگیز نیز مشمول نهی یادشده می شود.به هرحال آنچه ازنگاه قرآن مهم است سالم سازی جامعه است لذا بایدازهرگونه ارتباطی که منجربه ازبین رفتن آرامش روحی افرادجامعه می گردد خودداری شود.

نگاه افراطی به ارتباط
 درموردارتباط میان دختروپسر درمحیط اجتماع وعرف مردم ضرب المثلی وجوددارد که دختررابه پنبه وپسررا به آتش مانند می کنندکه بدونه شک درصورت نزدیک شدن آن دو به یکدیگرپنبه شعله ورمی شود.این ضرب المثل بعنوان یک گزاره رفتاری ویک الگوی اجتماعی درمیان افرادجامعه وجوددارد .خانواده ها بااین گزاره رفتاری به تربیت وخط دهی فرزندان احتمام می ورزند درحالی که این سخن به معنای نادیده گرفتن اراده واختیارانسان وپایین آوردن شخصیت والای انسانی افراد درحدجمادات است که امری غیرصحیح وبه دور ازدلیل می باشد.آنچه مهم می نمایداین است که باید رفتارها وارتباطات دارای مرز وهمراه بارعایت اصول برخاسته ازشرع باشد که دراین فرض ارتباط هیچ معنی ندارد درتربیت فرزندمهم این است که معرفت بخشی مناسب وبه جاانجام پذیرد یعنی والدین بایدتلاش کنند نوجوان وجوان خودرا درخودنگهداری بصیرت لازم ببخشند.(25)یعنی لازم است والدین علت نهی ویا امرخودرادرمورد رفتارهای مختلف بیان کنندتافرزند دریک سردرگمی تربیتی قرار نگیرد امری که درموارد مختلف مورداهتمام قرآن کریم بوده وبعنوان اصلی متقن مورداشاره قرار گرفته است.قرآن درهرزمینه ای نخست معرفت بخشی می کند ودرمرحله بعد حکم خاص آن رابیان می کند.(26) درنتیجه لازم است برای ساختن جامعه ای سالم ومتعادل دروهلۀ اول به افرادشناخت وبینش رفتاری صحیح داده شود تارفتارهاکوکورانه وآسیب پذیرنباشد.

پیامد دورشدن ازواقعیت
 دورشدن ازواقعیت موجودمیان تفاوتهای فردی دربین زن ومرد وپیروی ازاصول متقن وتک بعدنگری افراد درمیان جوامع غربی پیامدهای جبران ناپذیری رابرای زنان جامعه بهمراه داشته است.توضیح اینکه:جنبش اجتماعی دهه 1960 م به تغییرات بنیادی درکیان خانواده انجامید.جنبش آزادی زنان آنها رابه کاربیرون ازخانه ترغیب نمود.جنبش ضدفرهنگی رهیافتهای جدیدی درروابط جنسی مطرح کرد که درنتیجه آن زوجهای بسیاری بدونه ازدواج باهم زندگی می کردند .دراین زمان خانوادههای نامتعارفی ازقبیل خانوادههای تک والدینی وزندگی همجنس گرا هابه پدیده شایع تبدیل گردید.برخی پیامدهای این خانوادهها درغرب عبارتنداز:
1-افزایش چشمگیرشمارکودکان نامشروع
2-افزایش چشمگیرمسائل روان پریشی بین کودکان ووالدین مجرد
3-افزایش خط خشونت وآزار کودکان
4-افزایش مشکلات مربوط به سلامت کودکان ووالدین مجرد
5-افزایش آسیب های آموزشی تحصیلی
6-افزایش احتمال استفاده ازموادمخدرهمراه باهزینه های اجتماعی آن
7-افزایش میزان جرایم اجتماعی(27)
بایدتذکرداد که اینگونه پیامدها باراقتصادی واجتماعی سنگینی بردولتهاتحمیل کرده است.

پي‌نوشت‌ها:
 1.روابط دختر وپسر،ج1،ص75
2.جاذبه ودافعه امام علی (ع)شهیدمطهری
3. روابط دختر وپسر،ج1،ص76
4.روانشناسی عشق ورزیدن،ص28
5.جاذبه ودافعه امام علی(ع) شهیدمطهری
6.روابط دختر وپسر،ج1
7.بقره،165تفسیرالمیزان ج1ص406
8.یوسف854
9.یوسف30
10.محمدجعفر عزیزی سایت جامعه شناسی
11.مجله کتاب زنان (اسلام وروابط دختروپسر)علی زینتی،ش 24،سال1383
12.تحلیلی تربیتی برروابط دختروپسردرایران،دکترعلی اصغراحمدی
13.روم21
14.نور30
15.المیزان ذیل آیه 30نور
16.روابط دختر وپسر،ج1
17.نور31
18. روابط دختر وپسر،ج1
19.المیزان
20. احزاب33
21. مجموعه آثارمرتضی مطهری،ج19ص436
22.روابط دختر وپسر،ج1
23. احزاب 32
24. روابط دختر وپسر،ج1
25.تحلیل تربیتی برروابط دختروپسر ص69
26. روزنامه کیهان ش 18395 ت10آذر84
27.روابط دختر وپسر


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: رابطه دختر و پسر, قبل از ازدواج, 1
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:24 ] [ ]
رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)

علت برقراری روابط دوستانه ناسالم دختروپسر:
 
برقراری اینگونه ارتباطات فرایندعوامل گوناگونی استکه برخی ازآنها عبارتنداز:

1-ضعف بینش مذهبی
 نوجوان یاجوانی که ازلحاظ بینشی قائل به مرض بین محرم ونامحرم نیست آمادگی بیشتری برای گرفتارآمدن درچنین دامی رادارد.این مشکل درصورتی رفع می شود که والدین به بینش دهی صحیح به فرزندروکنندواوامرونواهی خودرابادلایلی همراه سازند.

2-عدم رعایت حجاب
 ضعف بینش مذهبی دردختران باعث بی توجهی به مسئله پوشش وحجاب سالم می گردد.ازآنجاکه غریزۀ تبرج امری طبیعی دردختران است وازسوی دیگردخترجوان توجهی به مهار وکنترل این غریزه ازنگاه شرع ندارد بی حجابی درجامعه امری روبه رشد می گردد که پیامداولیۀ آن چیزی جزارتباطهای غیراخلاقی چیزی نیست.

3-آرایشهای غیرمناسب دختران
 دخترخودموجودی جذاب وذاتا باعث تحریک نگاههاست اگراین شخص به آرایش ظاهری مبادرت ورزد ودراجتماع ظاهرگردد این جذابیت دو چندان شده وباعث جلب توجه جنس مخالف می گردد.ونهی شارع مقدس ازنمایان کردن آرایش زنان دراجتماع حکمی برای کنترل ارتباطات نامشروع می باشدکه بایدبه آن بیشترتوجه شود

4-وجودالگوهای منحرف
 سن نوجوانی وزمان گذرازآن حساس ترین دوران زندگی هرفردبشمارمی آید دراین دوران هرنوجوان بدنبال معیار والگویی برای رفتار خوداست.وچنانچه دراین الگوگیری مشورت داده نشود ممکن است الگویی رابرگزیند که اورابسوی انحراف سوق دهد.قرآن کریم نیز به این مهم توجه نموده ودرچندموردبه معرفی الگوهای رفتاری مناسب اقدام کرده است آیاتی که حضرت ابراهیم (ع)پیامبر(ص)،وزنان فرعون وحضرت مریم(س)رامعرفی می کندازاین قبیل است .عوامل دیگری نیزدراین روندارتباطی موثراست عواملی ازقبیل سهلنگاری برخی مادران وبی خبری پدران،اشتغال فراوان والدین ،وجودمشکلات عاطفی درخانواده ودلایل جنسی وزیادشدن سن ازدواج.(28)

پیامدهای دوستی ناسالم دختروپسر:
 
ارتباطهایی که ازراههای غیرصحیح وبه دورازاصول مطرح دراینگونه ارتباطات ایجادمی شود ممکن است درپی دارندۀ پیامدهایی باشدکه جبران آن برای افراد ممکن نباشددریک نگاه اجمالی برخی ازاین پیامدهارا می توان چنین برشمرد:

1-نگرانی برملاشدن این ارتباط
 اینگونه روابط ازآنجاکه بدورازچشم والدین برقرار شده است درهردوطرف یک حالت ترس واضطراب بخاطر آشکارشدن آن بوجودمی آید که می توانددر روندسالم زندگی فردی شخص تاثیری منفی بجای گزارد.

2-نگرانی والدین
 این نگرانی پس ازآشکارشدن ارتباط فرزندبادیگران برای آنها حاصل می شودوباعث روان پریشی افرادخانواده می گردد وزندگی سالم آنهارادچارنگرانی واضطراب می کند.

3-افت آموزشی وترک تحصیل
 باتوجه به آزمایشهای میدانی که صورت گرفته اینگونه ارتباطات باعث بروز عشق وعاشقی وافتادن به ورطه خیال می شودکه نتیجه آن دراغلب موارد افت شدید تحصیل ودرموارد ی نیز ترک تحصیل است.

4-ابتلابه افسردگی
 برقراری عاطفی اینگونه روابط درسن نوجوانی ازآنجاکه اغلب به ازدواج نمی انجامد فردرادچارافسردگی می کند اسلام باانشای حکم ازدواج موقت بعنوان حکمی ثانوی وهمراه باشرایط خاص این معضل رامعالجه کرده که لازم است دراین زمینه تحقیقی مستقل ارائه شود.

5-خودکشی
 
6-انجام ازدواج های عشقی
 اینگونه ازدواج ها جنبۀ عقلانی ندارد وصرفاًعملی عاطفی محصوب می شود وبه گفتۀ بسیاری ازروانشناسان عشق اولیه معمولاً پایدار نمی ماند ازاین رو دربیشترموارد به طلاق وجدایی می انجامد به گفتۀ مولوی:
عشق هایی کَزپی رنگی بُود
عشق نَبودعاقبت نَنگی بود

7-برقراری ارتباطات جنسی نامشروع
 
8-احتمال استمرارجنسی نامشروع بعدازازدواج.
 
9-دلبستگی کاذب:
دلبستگی شدید یکی دیگرازپیامدهای این نوع رابطه است.شکی نیست که یکی ازنیازهای دوران جوانی محبت ورزیدن وموردمحبت واقع شدن است واین خود جرقه ای برای برقراری ارتباط واین ارتباط آرام آرام تبدیل به دلبستگی شدید بین دونفر می شود.هنگامی که این دلبستگی پدید آمد،جوان بطورغافل گیرانه وارد گردابی می گردد که حتی اعمال نادرست خودراباتوجیه های ظاهری پوشش داده وبه آن رنگ ولعاب عقلی وحتی شرعی می بخشد(29)

وضعیت مطلوب درروابط دختروپسر
 
درخلال مطالب ومباحث گذشته دراین خصوص ،یعنی درخصوص (وضعیت مطلوب درروابط دختروپسر)مطالب متنوعی آورده شده است .هنگام طرح شیوه های گوناگون برخورد بین دوجنس ودرحین توصیف وضعیتهای نامطلوب ،اشاراتی نیزبه وضعیت مطلوب دراین روابط داشته ایم.دراینجا مروری فشرده به برخوردهای مورد پذیرش ،بین دوجنس مذکر ومونث ویابه عبارت دقیقتربین دختران وپسران ،خواهیم داشت.وضعیت مطلوب دراینگونه برخوردها،می تواند دارای ویژگی های زیر باشد:

1-شناخت واقعیتهای جنس مخالف
 دراین زمینه هریک ازدختران وپسران بایدبدانند که جنس مخالف ،همچون خودآنان دارای ویژگی های مثبت ومنفی گوناگونی هستند.آنان درعین حال که برخوردار ازتوانایی های خاصی هستند،دارای ضعفها وناتوانیهایی نیز می باشند.آنان چون هرانسان دیگری دارای خصوصیات اخلاقی مثبت ومنفی اند برای اینکه الگوی نسبتا مناسبی برای شناخت جنس مخالف عرضه کنیم ،می توانیم به طور خلاصه بگوییم که دختران وپسران مشابهت زیادی باخواهران ویامادران خودویا برادران وپدرانمان دارند. نباید تصوری که ازاعضای خانواده خودداریم باافراد غیرهمجنس خودچندان متفاوت باشد .نباید دلگیریها وناراحتیهای ماازخانواده ،مارا به سمتی بکشاند که یک تصور ایده آل وغیر واقعی ازافراد غیرهمجنس داشته باشیم.

2-اجتناب ازخیال پردازی وتصوررویایی درمورد جنس مخالف
 دومین خصوصیتی که باید دربرخورد بین دوجنس ،مورد توجه قرار گیرد،این است که سعی می کنیم ازخیال پردازی وخیال بافی درمورد آنان، اجتناب ورزیم.هرگونه خیال بافی افراطی درمورد جنس مخالف ،به واقع بینی ما ،لطمهمی زند.تصوریک موجود ماورایی مانند فرشته فدر مورد جنس مخالف نشانگر ضعف بینش واقع بینانه ماست .بنابر این باید خیال پردازیهای خودرادرمورد آنان ویابطوراعم درمورد افراد دیگر تحت کنترل قرار دهیم ویاحداقل بگوییم که چه چیزی درمورد آنان تخیل می کنیم وچه چیزی درمورد آنان می شناسیم وباورداریم اگر قادر نیستیم جلوی تخیلات خودرا بسادگی بگیریم ،حداقل توجه داشته باشیم که چه چیزی واقعیت دارد وچه چیزی خیال است. انسان سالم به آسانی می تواند بین تخیلات خویش ووافعیتها ،تفکیک قائل شود.

3- ازبین بردن ترسها،دلهره ها،هیجان ها،احساس خصومت وخشونت نسبت به جنس مخالف
 ازجمله خصوصیات دیگر،برخورد سالم ومطلوب بین دوجنس،این است که باید هرگونه پیشداوری راکه ایجاد نوعی هیجان منفی نسبت به جنس مخالف می کند،ازذهن خوددور کنیم.باید آنان راافرادی مانند خود بدانیم که می توانند افرادی سالم وسازنده باشند ویاافرادی مخرب ومنفی. بنابراین داشتن افکار هیجانی مطلق قالبی و کلیشه ای درمورد آنان وتعمیم دادن آنها به تمامی افراد آن جنس، می تواند صفتی نامطلوب درروابط دوجنس قلمداد شود.

4- کنترل خونسردی وصلابت شخصیت به هنگام برخورد با جنس مخالف
 برخورد مناسب ومطلوب با جنس مخالف،دارای این خصوصیت است که فرد باخونسردی تمام ونیز حفظ ارزس شخصیت خویش، بدون خرد کردن شخصیت خود ویا دیگران ،با جنس مخالف برخورد می کند.
نوجوانانی که به هنگام برخورد بادیگران هیجان زده شده وبه گونه ای رفتار می کنند که موجب تحقیر خود وگاه دوستان خویش می شوند ،الگویی نامناسب دراین زمینه بشمار می آیند. نکته دیگر اینکه انسان می باید به هنگام برخورد با جنس مخالف به شخصیت خویش ،بدون اینکه دچار خود پسندی ویا خود بینی باشد،ارزش قائل شود و آن را محترم بشمارد.

5-برخورد مبتنی براحترام با مراعات حدود شرعی ،درمورد محرم، نامحرم،حلال وحرام
 ازویژگی های یک برخورد سالم این است که احترام وارزش گذاری به دیگران ، که ازجمله جنس مخالف ،درآن مراعات شده باشد. الگوهایی که بدونه توجه به حدود شرعی درمورد محرم ونامحرم دراندیشۀ مراعات احترام فرد مقابل هستند،درجامعه مامقبولیت نداشته ومی توانند موجب اختلال وآشفتگی درروابط اجتماعی باشند. بنابر این الگوگیری ازجوامع غرب درخصوص نحوۀ برخورد باجنس مخالف، بدون توجه به قواعد ومقررات اجتماعی وشرعی ،می تواند موجب اختلال درروابط اجتماعی خودماباشد.

6- فقدان روابط پنهانی باجنس مخالف ومشورت باوالدین دراین گونه موارد
 اساسا برقرار ساختن روابط پنهانی رفتاری نامطلوب درروابط بین دوجنس تلقی می شود. درجامعه وجود روابط پنهانی بین دوفرد نامحرم،دراذهان وقضاوتها ،مسئله ساز واثر گذار است.علاوه براین برقراری روابط پنهانی ازقبیل دیدارهای دور ازانظار، ردوبدل کردن نامه وامثال اینهاف می تواند خود مقدمه لغزشهایی باشد که آثار آنرا انسان درسراسر زندگی خود ممکن است همراه داشته باشد.ازدواجهایی که براساس برقراری روابط پنهانی بین دوجنس صورت گرفته دراکثر موارد منجربه شکست واقعی درزندگی شده است. علاوه براین باید به این نکته نیز اشاره داشت که اینگونه روابط، اعتماد طرفین راتاحد زیادی خدشه دار می سازد.اما درصورتی که دوفرد مایل باشند بایکدیگر زندگی می کنند وتشکیل خانواده دهندف ضرورتی ندارد که این تمایل رابصورت پنهانی ودور از قضاوت واندیشه اطرافیان نسبت به یکدیگر اظهار کنند. آنان می توانند باطرح مسئله ،به شکل مناسب باوالدین خویش دراین مورد ازانان مشورت بخواهند وسعی کنند بااستدلال وزبان منطق ،مسئله راطرح وازاطرافیان دراین زمینه ،نظر خواهی واستمداد کنند.

7-اجتناب ازبرقراری روابط صمیمانه باجنس مخالف، قبل از عقدشرعی
 ازجمله ویژگی های دیگر دررفتارمطلوب،بین دوجنس ،این است که طرفین ازبرقرار کردن روابط صمیمانه وبی پرده بایکدیگر قبل از اینکه عقد شرعی صورت گیرد اجتناب ورزند.عقدنقطه ای است که ازآن به بعد دختر وپسر می توانند نزدیکترین روابط رابایکدیگر داشته باشند. گرچه برخی معتقدند باید آشنایی وصمیمیت قبل ازازدواج وجود داشته باشد،تا دوفرد یکدیگر را به خوبی بشناسند وبعدازآن زندگی مشترک خودراشروع کنند. اماباید بگوییم که عشق واقعی وعلاقه مندی حقیقی،بین دوجنس،زمانی ایجاد می شود که دو فرد ارتباط خودبا را بایکدیگر بسادگی تزلزل پذیرندانند وازسوی دیگر هریک برای جلب نظر دیگری، دست به یک رفتار نمایشی نزنند. درآشنایی های قبل ازازدواج این مسئله به کرات دیده می شود.امروزه غرب ازطریق تجربه کردن این روابط وآشناییها به نحوچشمگیری نهاد خانواده رامتزلزل ساخته است.درغرب ظلم آشکاری به زن می شود، زیرا زنان قبل از اینکه به سن قانونی وشرعی برای برقراری روابطشان باجنس مخالف برسند، مورد بهره برداری مرد قرار می گیرند ودربسیاری ازمواقع پس ازآن مطرود می شوند. تجربیات درجامعه ما به خوبی نشان داده است که وقتی دختری وپسری با مراعات مسئله کفویت ،یعنی همتایی اعتقادی، اجتماعی بایکدیگر ازدواج می کنند روز بوز صمیمیت آنان نسبت به یکدیگر عمیق تر وبنیاد خانواده آنان مستحکم تر می شود. دراینجا نیز ضروری است درمورد همتایی اعتقادی واجتماعی تاکید خاص داشته باشیم. دختروپسری که ازلحاظ اجتماعی ،نظیر روابط اجتماعی وانتظار اجتماعی،بایکدیگر مشابهت دارند ونیز دختر وپسری که به لحاظ اعتقادی وتقید به آداب دینی مشابهت نزدیکی به یکدیگر دارند،می نوانند زندگی سالم وثمربخشی راتشکیل دهند واستمرار ببخشند. نمونه های بارزی ازخانوادههایی که درجامعه ما روبه انحلال می روند، به طور عمده ناشی ازناسازگاری یا عدم همتایی دراین دو بعد ویایکی ازاین دوبعداست. بنابراین درصورتی که درانتخاب همسر ،این کفویت یا همتایی مراعات شود، نیازی به برقراری روابط صمیمانه قبل از ازدواج مشروع نخواهد بود،بلکه باید تاکید کنیم که چنین روابطی می تواند بیش ازانکه مفید باشد ،مضر وتهدید کننده نهاد خانواده درجامعه ما بشمار آید.

8-نداشتن رفتار سبک، خودنمایی وجلب توجه جنس مخالف درجامع مختلف
 درروابط سالم بین دوجنس این نکته مستمر است که نباید انسان ارزش خودرا تاآنجا پایین بیاورد که رفتار خاصی ، به منظور جلب توجه دیگران ازخود بروز دهد.بروز رفتار مبتنی برخودنمایی ،برای جلب توجه دیگران، نشانه عدم رشد کافی شخصیت درانسان است. انسانی که بلحاظ شخصیتی به سطوح بالاتر دسترسی پیدا می کند،براساس اصول وضوابط عقلانی وانسانی عمل می کند،نه برای جلب توجه دیگران. انسانی که بخواهد توجه دیگران رابخود جلب کند،انسان آشفته ای خواهد بود که هرآن وهر لحظه می یابد به مقتضای محیطی که درآن قرار گرفته است، رفتار خودرا دگرگون سازد. چنین فردی ازخود وشخصیتی که دارد، بیزار خواهد شد. این قائده دربارۀ نحوۀ رفتار ما درمقابل جنس مخالف نیز بنحو بارزتری صدق می کند. افرادی که به صور گوناگون، رفتارها وگفنارهایی ازخود بروز می دهند. مثلا لباسهایی می پوشند،که مورد توجه جنس مخالف قرار گیرند، عمل آنان نمایانگر شخصیت متزلزل وناتوان وحقیر آنهاست. این قاعده نباید احترام به جنس مخالف را خدشه دار سازد.
احترام وتوجه مثبت به افرادی که دراطراف ماهستند ، بارفتار مبتنی بر خودنمایی تفاوت می کند. هدف رفتار خود نمایی متوجه فرد خودنماست درحالی که هدف انسانی که به دیگران احترام می گزارد،رعایت اصول وارزشهای انسانی است که فرد به آن معتقد وپایبند است.(30)

ذکرنمونه قرآنی ازیک ارتباط سالم
 درپایان بجاست که به یک نمونه قرآنی درموردارتباط سالم بین دختروپسراشاره شود.دراین داستان جوانی است بنام موسی (ع) که به شهرمدین واردشده است.اوپس ازورود بر سرچاه شهرمی رود وگروهی ازمردم رامی بیند که برای آب دادن به چهارچایان خودجمع شده اند. دراین هنگام دو دختررامی بیند که کناری ایستاده وازگوسفندان خودمراقبت می کنند وبه چاه نزدیک نمی شوند دراین حال جوان بسوی آنها گام برمی دارد وعلت کناره گیری آنها راجویامی شود. می گویند:مابه گوسفندان خودتازمانی که همۀ مردان چوپان کنا رنروند آب نمی دهیم وبیان می کنندکه علت حضورما دراینجا این است که پدرمان فردی کهن سال است.جوان به یاری آنهامی شتابد وپس ازسیراب کردن گوسفندان آنها برای استراحت به زیر درختی می رود ودربرابرخداوند اِبراز نیازمندی می کند .دراین هنگام ناگهان یکی ازآن دودختر بطرف جوان می آید. قرآن نوع حضوراین دخترراچنین بیان میکند:)فجاءته احداهماتمشی علی استحیاء قالت ان ابی یدعوک لیجزیک اجرماسقیت لنا)(31)
این دختردرهنگام گام برداشتن حیاءرافراموش نمی کند.(32) بیان دعوت رااز زبان پدر می گویدتاشائبه میل فردی درمخاطب ایجاد نگردد.دراین داستان نکات زیرقابل تأمل است:
1-حضوردختران دراجتماع بعلت ضرورت خانوادگی
2-برقراری ارتباط سالم باافراد
3-عدم اختلاط دختران بامردان
4-توجه به حیای فردی درنوع راه رفتن
5-سخن گفتن باجوانان بدون ایجاد ریبه ووحشت
6-نتیجه ارتباط ازدواج سالم وبه پیشنهاد پدردختران به جوان.
آنچه گذشت بیان داستانی قرآنی ازیک رابطه انسانی است که اصل ارتباط میان دختروپسررا درصورت حفظ شرایط ارتباط تأییدمی کند. ذکراین نکته لازم است که این حفظ حریم شخصی درارتباط باجنس مخالف ازنگاه خداوند دورنماند.ودرنهایت این پاکی جوان باعث بعثت اوبه نبوت الهی گردیده که خودمی تواند درسی سازنده برای جوانان مومن باشد.

آیین معاشرت وارتباط جوان مسلمان باجنس موافق ومخالف چیست؟
 برقراری ارتباط وبهره برداری ازمعاشرت بادیگران ازلوازم زندگی است زیرابدونه ارتباط ومعاشرت ادامه زندگی سخت ویاغیرممکن خواهدشد .قرآن مجیددراین باره درسورۀ زخرف آیۀ 32 می فرماید:آیاآنان رحمت پروردگارت راتقسیم می کنند؟ ماوسایل زندگی آنان را درزندگی پست دنیا بین آنان تقسیم کردیم ورتبه های برخی آنان را بربرخی دیگر برتری دادیم تابرخی آنان برخی دیگررا به خدمت گیرند ورحمت پروردکارت ازآنچه جمع اوری می کنند بهتراست.منظورازمحدودویت روابط ومعاشرتها دردین اسلام روشن شدن حد ومرز است وباآزادی انسان ناسازگارنمی باشد به تعبیردیگر،تعیین حدومرزبرای روابط ومعاشرتها یکی ازکارکردهای دین جامع وکامل اسلام است. اسلام ازسویی معاشرت وارتباط را ضرورتی برای جامعه روبه پیشرفت وترقی می داند وازسوی دیگر همین ارتباط ومعاشرت راقانون مندوهدفمند کرده وروابط را باتوجه به همین اهداف مدیریت می کند.باتقسیم بندی اقسام ارتباط،حدود ومرزهای هرقسم مشخص میشود:

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)
الف – ارتباط باجنس موافق
درنگاه ابتدایی وسطحی جوان مسلمان باارتباط باجنس موافق هیچ محدودیتی ندارد ولی دراین نوع ارتباط نیز محدودیتهایی وجوددارد:
1-نوع نگاه .
2-رعایت حقوق معاشرت.
3-سخن گفتن وپیشگیری ازانحرافهای دروغ غیبت وتهمت که ازگناهان زبان محصوب میشود ونتیجه ارتباط ومعاشرت است.
ب- ارتباط با جنس مخالفدراین مورد افرادبه دودسته تقسیم می شوند،نخست افرادمَحرم،یعنی خویشاوندانی مانند:پدر،مادروهمسر که احکام خاص دارندوانسان محدودیت کمتری درارتباط باآنها دارد ودیگرافرادنامحرم مانند:افرادبیگانه که درارتباط باآنها انسان محدودیت بیشتری دارد.

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)

رابطه دختر و پسر ، قبل از ازدواج (2)
تفاوت این قسمت بانگاه کردن دراین است که درنگاه کردن به نامحرم،غیرازدست وصورت جایزنبوده ولی درصحبت کردن تنها قصدشهوت مانع است وازاین باب معاشرت درتعلیم وتعلم خرید وفروش ومعاملات وسایرمعاشرتهای روزمره جایز می باشد مشروط به اینکه درآنها قصد لذت نباشد.(33)
3-سومین راه ارتباط ومعاشرت دست دادن وتماس فیزیکی است:
همه مراجع:چنانچه ازآیات وروایات برمی آید ودرفقه آمده است تماس بدنی باکسانی که نگاه کردن به آن حرام است جایزنیست بنابراین دست دادن زن ومردبیگانه باهم جایز نیست،ولی اصل تماس بدن زن ومرد بایکدیگر ازروی لباس حرام نیست،ولی اگرباعث تحریک شهوت وفسادگردد جایز نمی باشد. تبصره(اگردرتماس بدنی ،فشار واتکا پیدا شود بایدازآن پرهیزکرد).(34)
4-نامه نگاری های عادی یارایانه ای(چت)
ازشیوه های متداول امروزی که بااستفاده ازرایانه رواج یافته است.نامه نگاری اینترنتی است که اگرقصدشهوت رانی درانها نباشد ازنظرشرعی اشکالی ندارد هرچندکه ازنظر اتلاف عمرهرانسانی مسئول پاسخگویی نسبت به چگونگی گذران عمرخویش است چنان که ازپیامبراکرم (ص)روایت شده است:پنج چیزراپیش ازپنج چیز غنیمت شمار،جوانیت راپیش ازپیری ،سلامتت راپیش ازبیماری ،تمکنت راپیش ازتهی دستی ،فراغتت راپیش ازگرفتاری وزندگانیت راپیش ازمرگ.(35)
5-بهره برداری جنسی
ازنظرقرآن وروایات هرگونه بهره برداری جنسی به زن وشوهراختصاص دارد:(قدافلح المومنون ...والذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم اوما ملکت ایمانهم غیرملومین فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون).(36)تصریح به ویژگی خاص مومنان درابتدای سوره ونیز تصریح به تجاوزگری درصورت عدم پایبندی به این اصل ازمهمترین دلایل تاکید قرآن مجیدبراینگونه روابط است.تعبیرعادون که بمعنا یمتجاوزون به حدود الهی آمده سخت ترین تعبیری است که دراین باره شده است. افزون براین درآیات آغازین سورۀ نور دربرخوردجدی بازناکار پیامبر خودراازبرخورد مهربانانه بااین پدیدۀ شوم وزیان آوربرحذر واعلام می دارد که عده ای ازمومنان می باید بایستس عذاب وشکنجه ای که برای این گناه مقررشده است راشاهد باشندوازسویی دیگرآنها رااز نظراجتماعی مطرودومعاشرت باآنان راممنوع کرده وازدواج باآنان رااجازه نمی دهد.(37)قرآن کریم درسورۀ اسراء آیۀ 32 می فرماید:(ولاتقربوا الزنی انه کان فاحشه وساء سبیلا) ونزدیک زنانشویدچراکه آن زشت کاری است وبدراهی است.ودرسورۀ فرقان آیۀ 68 می فرماید:(والذین...ولایزنون ومن یفعل ذلک یلق اثاما)وهرکس این کارهارا انجام دهد کیفرگناه راخواهددید.لذت معاشرت وگفتگوی باجنس مخالف هرچندشیرین باشد کوتاه مدت است وحزن واندوه ونگرانی طولانی رابدنبال خواهدداشت.آری خداوند تمایل وغریزۀ جنسی را مانندتمایل وغرایز دیگر دروجودانسان به امانت گذاشته ومادرقبال آن سه راه داریم:
1-سرکوب کردن یاازبین بردن غریزۀ جنسی
2-رهاکردن افسارغریزۀ جنسی
3-تحت برنامه دین درآودرن
راه اول:که باعث نقص جسمانی شده وبه دنبال آن بسیاری ازاستعدادهای درونی انسان نابود می گردد واجازۀ شکوفایی ورشد نمی یابد ودین اسلام بااین راه مخالف است.راه دوم:رهاکردن افسارشهوت که اینهم موجب هلاکت انسان وبروز بیماریهای روحی وجسمی می شود که امروزه دربسیاری ازکشورهای غربی شاهدآن می باشیم واسلام بااین راه نیز مخالف است.راه سوم:اینکه نه این غریزه ونعمت الهی راسرکوب کنیم ونه آن رارها نماییم بلکه طبق دستورهای دین شهوت خودرامدیریت کنیم ازاین رودراسلام برای کنترل شهوت به ازدواج(38) کنترل چشم (39)دوری ازناپاکان (40)دوری ازتخیلات شیطانی (41)وروزه گرفتن(42)توصیه شده است.

زیاده خواهی
 بایدبه این موضوع هم توجه داشت که روحیۀ انسان کمال طلب است. درهربعدی قرار بگیرددوست داردتانهایت آن ادامه دهد فرق نمی کندکه گاهی ابعاد مثبت برای اوارزش است وگاهی مواردمنفی برای اویک ارزش تلقی می شود.خیلی ازافرادکه تن به این روابط میدهند،معمولادرابتدای کاربه خود وطرف مقابل خیلی مطمئا هستند.قصدشان این است که هرگز واردبازی احساسات وروابط وبرخوردهای دوستی های غیراخلاقی نشوند وروابطشان تنها درحد یک ارتباط وملاقات خیلی ساده ومعمولی باشد،ولی رفته رفته برخوردهای عاطفی واحساسی گسترش می یابد وهوس های غیراخلاقی به دوستی هایشان راه می یابد وآنها رابه سرانجام شومی می کشاند.این افراد معمولا در ابتدا چنین اند که اگر کسی از سردلسوزی آنها راازخطر این روابط بترساند خیلی محکم وقاطع جواب می دهند که ما نه مثل بقیه نیستیم وکارمابه آنجا ها ختم نمی شود.مخصوصا بعضی دخترها که شاید ازاین پندها دل زده وبرایشان چندش آورشده باشد،ازکناراین واقعیت ها به سادگی عبور کنند.(43)

نمودهای تفریح های سالم دردستورهای اسلام
 1-ورزش ومسابقه
2-صله رحم ودیدوبازدید
3-اطعام وپذیرایی ازمهمانان
4-سِیرُوسفروگردش
5-استفاده ازمظاهرزیبای موجوددر طبیعت
6-خودآرایی ورسیدگی به سَرو وضع ولباس
7-استفاده ازلذات حلال درمسائل زناشویی
8-کاربالاترین تفریح.(44)

نتیجه گیری:
باتوجه به تعاریفی ازعشق وهدف اصلی عشق وهمچنین تعریف رابطه وبررسی انواع روابط مشروع ونامشروع وتحقیق ازمنظر قرآن ونویسندگانی محترم شد،خودم وخوانندۀ عزیزاین مقاله را درزندگی به انتخابی درست وهدفمنددعوت می کنم وازآنچه بیان شدنتیجه می گیریم که دین اسلام نه تنها بامعاشرت مخالف نیست بلکه به آن توصیه نیز می کندکه دارای ضوابط خاص خود باشد وبه تعبیردیگرقانون مند وهدفمندباشد،زیرااگرهدفمندوقانونمندشد این معاشرت به سیرتکاملی انسان کمک می کند،ولی اگربدونه ضابطه باشد رهزن انسان می شود ومشکلات فراوانی به بار می آوردکه نمونه های آن رادربرخی جوامع شاهد هستیم.بنابراین دستورهای دین محدودیت نیست بلکه مایۀ مصونیت است وبارعایت آن بهداشت روانی وبهداشت جسمی جامعه تأمین می شود.دین اسلام نظری روشن دربارۀ تفریح های سالم داردوباسفارش به آن تقویت قوای جسمی وروحی انسان رادرراه مبارزه با دشمنان ظاهری وباطنی آماده می سازد تاراه برای رسیدن به کمال نهایی وسعادت ابدی ازمسیرهمین دنیا فراهم آید.افزون براین غنی سازی اوقات فراغت واشتغال دائم به کارهایی ازاین قبیل مانع ازهجوم وسوسه های شیطانی است زیرا شیطان به دنبال فرصت مناسب می گرددتاانسان رابه گونه ای فریب دهد وبه هدف اصلی خود یعنی (سقوط معنوی انسان) برسد.
 
پي‌نوشت‌ها:
 28.روابط دختر وپسر
29.پلک هراس ،ص43
30.تحلیلی برروابط دختروپسر
31.قصص 25
32.تفسیرنمونه ج16 ص34
33.معاشرت زنان ومردان دراسلام
34.رساله دانشجویی،ص231
35.معاشرت زنان ومردان ازدیدگاه اسلام
36.مومنون 1-7
37.نور1-3
38.نور32
39.نور30و31
40.نساء27
41.نور21
42.بقره183
43.پلک هراس
44انفال 8
 
منابع
1.قرآن
2.احمدی علی اصغر،تحلیلی تربیتی بر روابط دختر وپسر درایران، ،1386،تهران،انتشارات انجمن اولیا ومربیان،1386
3.اینیاس لپ، روانشناسی عشق ورزیدن، ،ترجمه کاظم سامی،انتشارات چاپ پخش
4.حسینی،سید مجتبی،رساله دانشجویی،1384،قم،نهادنمایندگی مقام معظم رهبری دردانشگاهها،،دفترنشرمعارف،1389
5.حقیقتی محمود،پلک هراس، ،87،نجف آباد،انصارالامام المنتظر،1387
6.رضایی اصفهانی،محمدعلی،روابط دختروپسر،سیدمحمدحسن جواهری،اول1385،قم،انتشارات پژوهشهای تفسیروعلوم قرآن،1385
7.روزنامه کیهان،ش18395،ت 10آذر1384
8.صادقی، حسن، معاشرت زنان ومردان ازدیدگاه اسلام،مرکزپژوهشهای اسلامی صداوسیما،چاپ اول،1382
9.طباطبایی،سیدمحمدحسین،تفسیرالمیزان،سیدمحمدباقرموسوی،بنیادعلمی وفکری علامه طباطبایی ،1363
10.عزیزی، محمدجعفر، سایت جامعه شناسی
11.مطهری،مرتضی، جاذبه ودافعه امام علی(ع)،شهید،انتشارات صدرا،تهران،چاپ 33،1379ش
12.مکارم شیرازی،ناصر،تفسیرنمونه،پانزدهم،تهران،دارالکتاب الاسلامیه،1376


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: رابطه دختر و پسر, قبل از ازدواج, 2
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:20 ] [ ]
عشق را هدیه دهید!

با «آرامش واقعی» عشق خود را به همسرتان هدیه کنید!
 
پژوهش های به عمل آمده نشان می دهد که در میان همه ی ملل، رضایت از ازدواج بیش از رضایت از کار، وضع مالی، موقعیت های اجتماعی و... در شاد بودن افراد سهم دارد. آمار نشان می دهد افراد ازدواج کرده احساس رضایت بیشتری از زندگی دارند و کم تر از افراد ازدواج نکرده به افسردگی دچار می شوند. افزون بر آن، میان طلاق و افسردگی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.

می گویند 3 نوع عشق وجود دارد:
 
1- دوست داشتن کسانی که به ما وابسته اند؛ مانند عشق مادر و پدر به فرزندان
2- دوست داشتن کسانی که ما را می پذیرند، به ما احساس ایمنی و آرامش می بخشند، اعتماد ما را تقویت می کنند، ما را کمک کرده و هدایت می نمایند.
3- دوست و دلخواه یکدیگر بودن و به صورت عاشق و معشوق در کنار هم بودن.
با ازدواج درست و آگاهی و کسب مهارت های ضروری می توان ازدواج موفقی داشت و ازدواج موفق، هر 3 نوع عشق را به زن و شوهران هدیه می دهد.
افراد ازدواج کرده احساس رضایت بیشتری از زندگی دارند و کم تر از افراد ازدواج نکرده به افسردگی دچار می شوند
نیاز به دلبستگی، دوست داشتن و دوست داشته شدن و دریافت حمایت عاطفی برای همه ی افراد، بسیار مهم است. زمانی که فردی احساس می کند کسی او را دوست می دارد و مورد حمایت عاطفی قرار گرفته است، اثرات مثبت و شگرفی روی سلامت جسم و روان خود پیدا کرده و زندگی خوبی را تجربه می نماید.

عشق را هدیه دهید!
- همه نیاز دارند درک شوند و مورد حمایت عاطفی قرار گیرند.
- همه نیاز دارند عشق پایدار و ژرفی را تجربه کنند.
- اهداف مشترک و هم سو بودن برای همسران، از زیبایی های بی نظیر زندگی مشترک به حساب می آید.
- عشق در بین عواطف، از قدرت شگرفی برخودار است.
- عشق، همدلی، مسوولیت پذیری، روراستی و صداقت، تفریح و احساس امنیت در کنار هم، برای زندگی زناشویی بالنده و پربار، ضروری ست.
همان طور که می دانیم زندگی زناشویی با انتظارات زوج ها از هم شروع می شود، حال ببینیم چه عواملی موجب می شود که آن انتظارات برآورده نشود؟
زوج ها در زندگی مشترک با وجود انتظاراتی که از هم دارند، اما با تفکر خود به مسائل نگاه می کنند؛ در واقع این زن و شوهران هستند که با توجه به بینش شان و این که همسر و دیگران را چگونه ببینند، نیازها و انتظارات همسرشان را برآورده می سازند.
وقتی کسی را می خواهیم دوست بداریم، می توانیم بسیار صبور باشیم، اشتباه های او را نادیده بگیریم، به سلیقه و طرز فکر او احترام بگذاریم و کم تر عقیده ی خود را به او تحمیل کنیم. در واقع، نوع تفکر و احساسی که نسبت به دیگران داریم، به رفتار آنان بستگی ندارد، بلکه به طرز فکر خودمان مربوط می شود.

عشق را هدیه دهید!
آیا تا به حال از خود پرسیده اید که در آغاز آشنایی، چرا زوج ها نسبت به هم احساس خوبی دارند؟ برای این که زن و مرد، هر دو با خوش بینی و نظر مثبت و علاقه یا شیفتگی خود را بروز می دهند، هر دو بر نقاط مثبت همدیگر تمرکز دارند و کم تر حاضر می شوند عقیده ی خود را بر دیگری تحمیل ساخته و درصدد تغییر و شبیه سازی همسرشان با خودند.
به نمونه ی زیر توجه نمایید:
در اوایل ازدواج، محسن و معصومه به رستوران می روند؛ معصومه در موقع غذا خوردن، غذایش روی لباسش ریخته می شود، محسن بلافاصله دستمال کاغذی برداشته و می گوید: عیبی ندارد، می توانم در پاک کردن آن، کمکت کنم؟
در ادامه ی غذاخوردن، محسن می گوید: آه! یادم رفت آن عکس ها را برایت بیاورم.
معصومه جواب می دهد: اصلا مهم نیست؛ من هم گاهی فراموش کار می شوم.
زمانی که فردی احساس می کند کسی او را دوست می دارد و مورد حمایت عاطفی قرار گرفته است، اثرات مثبت و شگرفی روی سلامت جسم و روان خود پیدا کرده و زندگی خوبی را تجربه می نماید.
چند سال بعد از ازدواج، وقتی همان صحنه تکرار شده و غذا روی لباس معصومه می ریزد؛
محسن می گوید: چرا این قدر دست و پا چلفتی هستی؟ هنوز آداب درست غذاخوردن را یاد نگرفته ای؟
اگر محسن بگوید: یادم رفت عکس ها را برایت بیاورم.
معصومه می گوید: اگر برایت اهمیت داشتم، حتماً می آوردی؛ فراموش کردنت به خاطر این است که مرا دوست نداری!
و...

عشق را هدیه دهید!
به راستی در طول چند سال زندگی مشترک، چه اتفاقاتی افتاده که بینش زوج ها نسبت به هم این قدر تغییر کرده است؟
بیشتر زوج ها پس از تشکیل زندگی مشترک به علت برآورده نشدن بخش بزرگی از نیازهای احساسی و عاطفی، جنسی، مالی، حمایتی و استقلالی شان، دست به کار شده و وقت زیادی را صرف جست وجوی عیب های همسر یا فامیل او می کنند و با بیان این که واقع بین هستم، روی نقاط منفی طرف مقابل تمرکز کرده و کم تر به خصوصیات مثبت همسر خود توجه و تمرکز می کنند.
به طور کلی بسیاری از همسران برای دفاع از افکار منفی شان، نیات خود را پشت جمله ی «من آدم واقع بینی هستم.» پنهان می سازد.
باید توجه داشت که هر زن و شوهری و به طور کلی هر کسی، واقعیت های زندگی اش را با توجه به تجربه، آگاهی، باورها، اندیشه و احساس ها و شرایط روانی و جسمانی خود خلق می کند.
متاسفانه زوج های امروزی تحت تأثیر آگهی های تبلیغاتی و الگوهای تکراری و اکثراً غلط برای رفاه و آسایش و تظاهر به دارندگی، ارزش زیادی قائل اند و بیشتر فشارهای روحی آنان در اثر «اعتیاد به آسایش» به وجود می آید. در واقع بسیاری از زوج ها ندانسته، آرامش خود را فدای آسایش می کنند زوج هایی که زندگی مشترک موفقی دارند، به خوبی می دانند عشق و آرامش، دو یار جداشدنی اند؛ اگر به دنبال عشق باشید، آرامش بیشتری پیدا می کنید و اگر دنبال آرامش باشید، عشق بیشتری می یابید.
باید توجه داشت که آرامش و امنیت واقعی در اندیشه ی انسان شکل می گیرد نه جایی دیگر؛ با آرامش، تعادل و توازن به وجود می آید. تعادل و آرامش ذهن، منبع قدرت و توانایی هر زن و مردی است. با آرامش و آگاهی است که می توانید عشق خود را به همسرتان به درستی هدیه کنید. پس ذهن تان را از افکار و احساسات منفی و نامناسب پاک ساخته و زندگی مشترک موفقی بسازید و برنده شوید. خوشبخت ترین دوران زندگی ما، وقتی است که به دیگران کمک می کنیم، در حالی که بیش ترین احساس تنهایی ما، موقعی است که هدف اصلی مان امنیت شخصی باشد.

منبع:تبیان


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:17 ] [ ]
آن روي سکه

‏"ايده آل سازي" پديده اي ست که در روابط انساني، زياد اتفاق مي افتد؛ به ويژه در ارتباط با جنس مخالف، بسياري از نوجوانان و جوانان در تجارب خود به اين موضوع اشارهع مي کنند که از افراد مورد علاقه ي خود، يک ايده آل ساخته بودند. اين حالت، ناخودآگاه است. اين گونه افراد، در سخن گفتن از شکست خود، اذعان مي دارند که اگر از طرف مورد علاقه ي خود "بت" نساخته بودند، اين قدر زود تصميم به ازدواج نمي گرفتند و احتمالاً تحمل جدايي نيز براي شان راحت تر بود. برخي نيز مي گويند "بت ساختن" از افراد در روابط انساني سبب شده که چشم خود را بر نقاط مثبت و منفي طرف مقابل ببندند و به اين ترتيب، به شناخت کافي نرسند. آن چه اين گونه جوانان از آن حرف مي زنند، پديده اي ست موسوم به "شيفتگي". شيفتگي، حالتي ست رواني که فرد در آن، قادر به ديدن واقعيت ها نيست. فرد شيفته، واقعيت ها را تحريف مي کند. به عبارت ديگر، فرايند "تحريف شناختي"، آنان را از دستيابي به اطلاعات "ناب" در مورد جنس مخالف بازمي دارد. در تحريف شناختي، چنان که از نامش پيداست، اطلاعات، تحريف مي شوند؛ بخشي از آن ها کم رنگ، بخشي پررنگ و بخشي ديگر ناديده گرفته مي شوند. در نتيجه، فرد نمي تواند به اطاعات ناب، جامع و دست اول دسترسي يابد. بديهي ست بدون چنين اطلاعاتي، نمي توان به شناخت صحيح از فرد مورد علاقه رسيد و انتخاب درستي به عمل آورد.‏
ممکن است از خودتان بپرسيد "چرا تحريف شناختي اتفاق مي افتد؟" عوامل زيادي مطرح است که به چند مورد آن اشاره مي کنيم:

1) يادگيري:
 افرا ياد مي گيرند که چگونه با ديگران ارتباط برقرار کنند. زود صميمي شدن، اعتماد بيش از اندازه يا بي اعتمادي، شکستن مرزها و حريم ها و به اصطلاح "قاطي شدن"، تحت تأثير فرهنگ، يادگيري و آموزش هاي والدين واطرافيان است.

2) احساسات شديد:
 هيجانات شديد مانند احساس عشق، نفرت، خشم و... به ناديده گرفتن بخشي از اطلاعات صحيح و کم رنگ و پررنگ ساختن بخش هاي ديگر آن منجر مي شود. براي نمونه وقتي از کسي بدتان مي آيد، مطمئناً بيش تر با خصوصات منفي او اشتغال ذهني خواهيد دشت و برعکس، وقتي به کسي علاقه منديد، تنها به ويژگي هاي مثبت او فکر مي کنيد چون علاقه و عشق بيش از حد، چشم شما را بر روي ديگر ويژگي هاي طرف مقابل مي بندد.‏

‏3) عايق بندي ذهني:‏
 ‏"شيفتگي" تا اندازه اي ناخودآگاه است اما بسياري از افراد، عمداً چشم خود را مي بندند و حاضر نيستند درباره ي فرد مورد علاقه ي خود اطلاعات بيش تري دريافت کنند. آنان در برابر اطلاعات جديد - به ويژه اگر مغاير با اطلاعات قبلي باشد- به شدت مقاومت مي کنند؛ گويي تصميم خود را عجولانه گرفته اند و اکنون با "عايق بندي" ذهن خود، مانع ورود اطلاعات جديد مي شوند تا در تصميم گيري شان خللي وارد نشود.

4) مقاومت:
 مقاومت فرد شيفته در برابر پذرش ددگاه ديگران، آن قدر زياد است که اطرافيان جرأت بيان ديدگاه هاي خود را ندارند، چون اگر بخواهند به اين کار ادامه داده و به آن اصرار ورزند، با واکنش خشم و در نهايت، سوءظن طرف مقابل مواجه خواهند شد.

5) فقدان بينش:
 افراد شيفته نسبت به رفتار خود، بينش ندارند. اگر کسي به آنان بگويد که "تو طرف مقابل خود را بسيار ايده آل فرض مي کني و حاضر نيستي حتي يک نکته ي منف هم از او بشنوي" به هيچ وجه قبول نمي کنند و معتقدند که نقاط ضعف فرد مورد علاقه ي خود را مي شناسند، اما نقاط قوت او را به مراتب بيش از نقاط ضعف اش مي دانند.
موارد بالا که به شيفتگي دامن مي زنند، تحت تأثير احساسات شديد شکل مي گيرند اما افکار و باورها نادرست نيز مي توانند در شکل گيري و تداوم شيفتگي نقش داشته باشند به عبارتي، "تحريف شناختي" بر چگونگي تفکر و برداشت ما نسبت به افراد و رويدادها تأثير مي گذارد که پيامد آن، دست يابي به اطلاعات تحريف شده و ناقص است.

مهم ترين تحريف هاي شناختي که در روند شکا گيري و تقويت شيفتگي تدثير گذارند، عبارتند از:

تفکر همه يا هيچ:
 سياه و سفيد ديدن افراد، رويدادها و شرايط، احتمال افتادن در دام شيفتگي را بيش تر مي کند، چون حذف گزينه هاي متوسط و اتکا به دو گزينه اي افراطي "خيلي بد" و "خيلي خوب"، شما را به جمع بندي اشتباه مي رساند.

نتيجه گيري شتاب زده:
 شيفتگي مي تواند از نتيجه گيري شتاب زده ناشي شود به طوري که شما با چند برخورد کوتاه با فردي از جنس مخالف، از او خوش تان بيايد و عجولانه به اين نتيجه برسيد که جز خوبي چيزي نديدم، پس فرد مناسبي است.‏

فيلتر ذهني:
 فيلتر يعني از صافي عبور دادن و يکي از تحريف هاي شناختي بسيار مهم است. فردي که از فيلتر ذهني استفاده مي کند، کسي است که ويژگي هاي منفي فرد مورد علاقه ي خود را ناديده مي گيرد و تنها به ويژگي هاي مثبت او مي چسبد. با اين کار، او شانس شناخت صحيح و اطلاعات جامع از فرد مورد علاقه ي خود را از دست مي دهد.

بزرگ نمايي- کوچک نمايي:
 بزرگ کردن يا اغراق در ويژگي هاي مثبت و همچنين ناديده گرفتن، کوچک شمردن يا کم رنگ کردن ويژگي هاي منفي فرد مورد علاقه، دامي ست که شما را به ورطه ي شيفتگي مي کشاند. بنابراين، به جاي اين دو گزينه ي بيمارگونه، گزينه ي "متوسط ديدن" را انتخاب کنيد.
اميد است که اين راه کارها بتواند به شما کمک کند تا آن روي سکه را ببينيد يعني فقط به ديدن ويژگي هاي مثبت و توانمندي ها اکتفا نکنيد و بدانيد که هر سکه دو رو دارد؛ يک روي آن خوبي ها و نکات مثبت و روي ديگر آن بدي ها و نکا منفي ست.
به اين ترتيب، به شناخت بيش تري از فرد مورد علاقه ي خود خواهيد رسيد و انتخاب بهتري خواهيد داشت. البته يادتان نرود که براي ديدن آن روي سکه، بايد وقت بگذاريد و دست کم 6 ماه تا 1 سال را در نظر بگيريد. البته اين 6 ماه بايد با آگاهي خانواده ها باشد چون پس از اين مدت طولاني، در صورت مخالفت آنان، مشکلات بيش تري ايجاد مي شود.
منبع: "پيام مشاور" شماره ي 73
منبع: نشريه شادکامي- شماره: 75


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: آن روي سکه
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:15 ] [ ]
۶ ایده اشتباه در ازدواج

۱- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر :
وقتی وضعیت در خانه ‌ی پدری ، شوم و اندوه ‌بار باشد ، ازدواج یک راه گریز محسوب می‌ شود .
تعجبی ندارد که خیلی ‌ها این راه گریز را انتخاب می‌ کنند ؛ اما به ‌طور معمول ، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه می‌ اندازد .
یکی دو سال دیگر در خانه‌ ی پدر و مادر ماندن ، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج ، تن به تاهل دهید ، چون آن ‌وقت ممکن است شریک زندگی ‌تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد .
۲- ازدواج به دلیل نگرش یک جانبه ‌ی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر :
البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما به ‌طور واقعی ، همسر آینده ‌ی شما را دوست بدارند ؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان ، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست . سال‌ های آینده ، زمانی که ( بعد از ۱۲۰ سال ) از میان شما رفتند ، شما کماکان باید اسیر فرد رویا های آنان باشید ؛ فردی که شاید مرد یا زن رویا های شما نباشد .
۳- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت :
اگر شما شیفته ‌ی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمی‌ کنید ، این ملاک مناسبی نمی ‌باشد .
ایده ‌ی ازدواج کردن با یک فرد ، بدون توجه به احساس و عاطفه‌ ی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه ، به ‌طور یقین ، عقلانی نیست و اشتباه می ‌باشد .
۴- ازدواج به دلیل ترحم و دل ‌سوزی به یک فرد :
گاهی انگیزه ‌ی فرد برای ازدواج ، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی ، فشار های زندگی ، مشکل‌ های اقتصادی و اجتماعی و دلیل ‌های دیگر است .
برای نمونه ، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد ، مسوولیت زندگی او از جمله کار ، مسکن و مسائل مادی را می ‌پذیرد . چنین انگیزه ‌هایی بعد از مدتی کوتاه ، رو به خاموشی می‌ رود و در نهایت ، زندگی مشترک را با بحران مواجه می ‌سازد .
۵- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی :
هنگامی که دو نفر پس از آشنایی ، تصمیم به ازدواج با یکدیگر می ‌گیرند ، اشکالی ندارد ؛ اما موقعی اجبار به دلیل « عادت محض » خطرناک می‌ شود که دو نفر که با هم ازدواج کرده ‌اند و بعد ، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کرده‌ اند ، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند ؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست ، کارساز نبوده باشد ، بار دوم نیز ، کارساز نخواهد بود .
۶- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا می ‌شود :
به ‌طور معمول ، این ‌گونه ازدواج ‌ها ، زیاد دوام نخواهد آورد و پایه ‌ای برای یک رابطه‌ ی دراز مدت نخواهد بود . فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند ، به‌ طور مسلم رابطه‌ ی آنان ، استحکامی نخواهد داشت ؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده ، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد .


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:11 ] [ ]
طور برای خواستــگاری تحقیق کنیم؟

برای ازدواج، دو نوع تحقیق وجود دارد؛ تحقیق اولیه و تحقیق اصلی.تحقیق اولیه مختصر است و قبل از اجازه‌گرفتن برای خواستگاری انجام می‌شود و مسئله همتایی خانواده‌ها از جهت اجتماعی ، فرهنگی و دینی مد نظر است.سؤالات اولیه درباره سن ، تحصیلات، خدمت نظام وظیفه، شهر محل زندگی و... در همان تماس تلفنی برای قرار خواستگاری پرسیده می‌شود.
تحقیق اصلی پس از خواستگاری و جلسات گفتگوی پسر و دختر و با هدف رفع ابهامات انجام می‌شود.
موضوعات قابل طرح در تحقیق
1- خانواده
2- رفتار فردی و اجتماعی: سوالاتی از قبیل:
- صفت بارز اخلاقی او چیست؟
- آیا عصبانی می‌شود؟
-هنگام این حالت چه عکس‌العملی نشان می‌دهد؟
-رفتار اجتماعی او را چگونه می‌بینید؟
-كدام صفات اخلاقی را در او بیشتر می‌بینید؟
- عصبانیت او را در چه مواقعی دیده‌اید؟
-با چه افرادی (چه تیپ شخصیتی) رفت‌وآمد می‌کند؟-معاشرت او با دیگران چگونه است؟
- اجتماعی است یا منزوی؟
-تا چه حد به خانواده و دوستان خود وفادار است؟
- چقدر به تعهدات خود پایبند است؟
- تلاش او برای کسب روزی حلال چگونه است؟ و...
3- دوستان
4- مسئولیت‌پذیری
5- رعایت حقوق دیگران
6- اعتقادات مذهبی
7- توانمندی‌های فرد
از چه کسانی تحقیق کنیم

1- تحقیق از آشنایان
 
بستگان شخص‌ از روحیات‌، اخلاق و کردار او باخبرند. می‌توان درباره فرد مورد نظر از آنها تحقیق کرد. البته این به تنهایی کافی نیست چون ممکن است خویشاوندان‌، مصلحت‌اندیشی کنند.

2- تحقیق از دوستان
 
دوستان نزدیک فرد که مدتی با او در تماس و معاشرت و دوستی بوده‌اند منابع خوبی برای تحقیق هستند. دوستی محصول همرنگی و تفاهم است و معمولا افراد درستكار با افراد ناشایست و بی‌بندوبار دوست نمی شوند. درواقع دوستان هركس تا حدی منعكس‌كننده روحیات او هستند.

3- تحقیق از محل کار یا تحصیل
 
این افراد ممکن است مطالبی درباره شخص مورد نظر بدانند که حتی خویشان و دوستان نزدیک او ندانند. این روش تحقیق از دو روش پیش بهتر نیست اما کامل کننده آنهاست. از این طریق ما قادر به شناخت فرد در زمینه‌هایی هستیم مانند: نحوه برخورد او با ارباب رجوع، نحوه مراوده با همکاران، همکاری و سازش با دیگران و پایبندی به اعتقادات دینی.

4- تحقیق از همسایه ها
 
این رایج ترین روشی است که افراد با آن تحقیق می کنند. با تحقیق در محل کار و تحصیل می‌توان به شناختی از فرد و روحیات او دست یافت، اما با تحقیق در محل زندگی او، امکان شناخت خانواده هم میسر می‌شود. البته مشروط بر آنکه اعضای خانواده او در محل سکونت فرد مورد نظر حضور داشته باشند و علاوه بر آن مدتی از زمان سکونت آنها در آن محل گذشته باشد تا همسایگان به شناختی هرچند نسبی از آن خانواده رسیده باشند.
از همسایگان در مورد اخلاق در خانه، سابقه دعوا و یا رفتار بد در محله پرس‌وجو كنید اما مواظب باشید كه جزئیات خواستگاری و ارتباط با آنها را بر ملا نكنید؛ چون ممكن است همسایه‌ها بعدا مزاحمت ایجاد كنند.

5- تحقیق از معرف
 
در مورد ازدواج هایی با حضور یک معرف، اگر فردی که دختر و پسر را به هم معرفی می‌کند، نسبت به اهمیت کار خود آگاه باشد و آن را با شناخت کافی نسبت به روحیات دو طرف انجام دهد، منبع خوبی برای شناخت و تحقیق خواهد بود.

6- صحبت با فرد مورد نظر
 
بعد از همه این راه ها می توان جلساتی برای گفتگوی خانوادگی، مهمانی های خصوصی با حضور خانواده دختر و پسر و جلسات گفتگوی دو نفره عروس و داماد ترتیب داد تا با هم بیشتر آشنا شوند.
قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم‌جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای كشف حقیقت آمده‌اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم هرچند ارتباط مناسب و حسن‌تفاهم. می‌تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نكات مهمی بیان كند.
نكات مهم در تحقیق
• سعی كنید با همكار و هم‌مغازه‌ای او قرار ملاقاتی بگذارید و از دوستان او راجع به خصوصیات روحی‌اش سؤال كنید.
از مسافرت‌ها و جاهایی كه با هم رفته‌اند و از علایق او بپرسید؛
موقعیت آنها و اینكه به چه اسم و عنوانی مشهورند،
چقدر با همسایگان ارتباط دارند
و اینكه چه چیزهایی بیشتر برایشان مهم است.
• قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم‌جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای كشف حقیقت آمده‌اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم .هرچند ارتباط مناسب و حسن‌تفاهم می‌تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نكات مهمی بیان كند.
• تغییر و تحول در زندگی فرد خود نشانه‌هایی از حالات و روحیات اوست. در تحقیق به این مسئله توجه كنید.
• كسی كه برای تحقیق می‌رود، می‌تواند با موضوع دیگری غیر از ازدواج سؤالاتی بپرسد. سپس موضوعات را به‌طور مستقیم بیان كند.
• موضوعاتی كه برایتان اهمیت بیشتری دارد به محقق تأكید كنید و از او بخواهید اهمیت موضوع را بروز ندهد.
• اگر هنگام گفتگو با افراد مختلف به تناقضی رسیدید، تحقیق در آن زمینه را با دقت بیشتر و به‌دور از حساسیت ادامه دهید.
قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم‌جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای كشف حقیقت آمده‌اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم هرچند ارتباط مناسب و حسن‌تفاهم. می‌تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نكات مهمی بیان كند.
منبع:جام جم آنلاین


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: طور برای خواستــگاری تحقیق کنیم
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:7 ] [ ]
كي با كي ازدواج كنه؟

كدام شخصيت ها به درد هم مي خورند؟
 
ازدواج از مهم ترين انتخاب ها در زندگي هر فرد است. انتخابي كه نياز به شناخت و آشنايي طرفين در آن ضرورت دارد و هر يك از دختر و پسر بايد در دامنه اي از زيربناهاي اعتقادي، اخلاقي، خانوادگي، فكري و شخصيتي داراي همساني و هماهنگي با يكديگر باشند. درست است كه وجود برخي از تفاوت ها هم مي تواند به رشد افراد و جذابيت ارتباطي بيافزايد اما روان شناسان امروزه معتقدند كه شباهت ها خيلي بيش از تفاوت ها در موفقيت آميز بودن يك ازدواج موثر است. لذا لازم است تا وجوه مشترك خود را در حيطه هاي بالا بررسي نماييد. چه اينكه اگر افراد در بعد اعتقادي از فاصله و اختلاف زيادي برخوردار باشند مي توان اين ازدواج را با خطر مواجه سازد. يكي از حيطه هاي مهم مورد بررسي در ازدواج پس از زيربناي اعتقادي، مي تواند شخصيت افراد باشد. مي گويند اگر دنبال همسر ايده آل تان مي گرديد، راهش اين است كه اول، شخصيت خودتان را بشناسيد و بعد بر اساس شخصيت خودتان، دنبال شخصيتي بگرديد كه با شما سازگار باشد. اگر شما هم اين تئوري را قبول داريد، با ما همراه شويد...

ماجراجويان با ماجراجويان ازدواج كنند
 
افراد ماجراجو عاشق ريسك كردن هستند. اگر چنين شخصيتي داشته باشيد، احتمالا بسيار كنجكاو، خلاق و پرانرژي هستيد و معمولا فرد خودانگيخته اي هستيد. علايق فراواني داريد؛ از كوهنوردي و ماهي گيري گرفته تا رفتن به سينماو تئاتر.
* گزينه ازدواج: شما با افراد ماجراجويي كه درست مانند خودتان باشند، به خوبي رابطه برقرار مي كنيد. اگر دنبال همسر ايده آل خودتان هستيد، عجله نكنيد؛ چون ماجراجويي شما باعث مي شود خيلي سريع در عشق گرفتار شويد و عاقلانه عمل نكنيد. اگر به كسي واقعا علاقه داريد، به خودتان فرصت دهيد تا بهتر او را بشناسيد. در عين حال گاهي ماجراجويي بيش از اندازه ممكن است شما را وسوسه كند كه به دنبال گزينه هاي بهتر بوده و در يك ايده آل گرايي و تنوع طلبي گرفتار شويد ولي بايد با اين خصوصيت نادرست مبارزه كنيد.
* روان شناسي شخصيت: افراد ماجراجو شخصيت خود را بيش از همه مديون ميزان ترشح زياد هورمون دوپامين در مغزشان هستند. اين هورمون،‌ همان هورموني است كه به شما احساس شادي و شادابي و سرزندگي مي بخشد.
اگر دنبال همسر ايده آل تان مي گرديد، راهش اين است كه اول، شخصيت خودتان را بشناسيد و بعد بر اساس شخصيت خودتان، دنبال شخصيتي بگرديد كه با شما سازگار باشد.

خلاق ها با خلاق ها ازدواج كنند
 
اگر آدم خلاقي باشيد، احتمالا وظيفه شناسي و آبروداري از خصوصيات عالي شخصيت شماست. آرامش، اجتماعي بودن و مديريت عالي منابع انساني جزء خصوصيات شما خواهد، شما دوست داريد از قوانين پيروي كنيد و مي توانيد به راحتي براي زندگي خودتان برنامه ريزي داشته باشيد و طبق آن برنامه قدم به قدم به هدف تان برسيد. ديگران از شما بسيار راضي و خشنود هستند و شما را به عنوان آدمي قابل اعتماد مي شناسند.
* گزينه ازدواج: افراد خلاق و سازنده مانند خودتان، زوج مناسبي براي شما هستند. طرف مقابل تان ممكن است قدرت حمايت گري شما را بپرستد ولي مواظب باشيد اين حمايت همه جانبه، اين احساس را در همسرتان ايجاد نكند كه داريد مرتب او را كنترل مي كنيد. شما و همسرتان احتمالا سال ها با هم زندگي خواهيد كرد چون افرادي مثل شما براي حفظ و تداوم زندگي شان هر كاري مي كنند و وفاداري به طرف مقابل ركن نخست زندگي شان است.
* روان شناسي شخصيت: شخصيت آرام و موقر خود را بايد مديون هورمون سروتونين باشيد. اين ماده شيميايي مي تواند اخلاق شما را تعديل كرده و عصبانيت و حالت تهاجمي شما را كنترل كند.
افرادي مي توانند براي مديران بهترين زوج باشند كه خصوصيت اصلي شخصيت شان كنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبيعت انعطاف پذيري داشته باشند.

مديرها با سازگارها ازدواج كنند
 
اگر مديريت بخش غالب از شخصيت شما است، حتما مي دانيد كه بسيار رك و راست هستيد و بدون پرده نظرتان را مي دهيد. از سوي ديگر با مسايل بسيار منطقي و واقع بينانه برخورد مي كنيد. قاطعيت و استواري از شما جدانشدني است. شما به آساني مي توانيد در روابط و كار خودتان تمركز كنيد و در رياضيات، مكانيك و موزيك مي توانيد زبردست باشيد. رقابت جويي و جاه طلبي عشق هميشگي زندگي شماست.
* گزينه ازدواج: افرادي مي توانند براي شما بهترين زوج باشند که خصوصيت اصلي شخصيتشان کنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبيعت انعطاف پذيري داشته باشند و گرنه کار شما با يک مدير به دعوا و جنگ مي کشد. اگر شما در روابط خانوادگي و عاشقانه خود دست از کنترل و امر و نهي برداريد، عشق آرام آرام وارد زندگي شما خواهد شد و از درگير شدن در رابطه عاشقانه که نمي توانيد آن را کاملاً کنترل کنيد، نمي هراسيد. شما شخصيت محکمي داريد که مشکلات خود را نشان نمي دهيد ولي اين خصوصيت شما ممکن است باعث شود همسرتان فکر کند شما پنهان کار، مرموز، سرد و بي روح هستيد. اجازه دهيد دست کم در روابط خانوادگي احساسات شما بر قدرت مديريت مطلق و محکم و دست نيافتني شما غلبه کند.
* روان شناسي شخصيت: هورمون مردانه تستوسترون که در بدن بانوان کمتر ترشح مي شود اين خصوصيت شخصيتي شما را پررنگ تر مي کند.

انعطاف پذيرها با مبادي آداب ها ازدواج کنند
 
اگر شما شخصيت انعطاف پذيري داشته باشيد، ديگران از با شما بودن لذت خواهند برد چون شما توانايي زيادي در روابط اجتماعي داريد و در صحبت کردن عالي هستيد. احساسات قوي و روشن و واضح از خصوصيات برجسته شماست.
* گزينه ازدواج: شما بيش از همه با افرادي كه مبادي آداب و مؤدب هستند كنار خواهيد آمد. اين افراد كه سياست بالايي در روابط خود دارند، رفتار شما را مي پذيرند. فقط مراقب باشيد با زبان بازي و صحبت هاي بي توقف خودتان آن ها را دل زده نكنيد. در روابط با طرف مقابل تان رقابت نكنيد. توصيه ما به هسمر شما اين است كه در صحبت كردن كم نياوريد. گرچه طرف مقابل شما بسيار خوش صحبت است ولي شما هم با اعتماد به نفس از خصوصيات خودتان بگوييد. افرادي مثل همسر شما دوست دارند كه شما نظرتان را درباره شخصيت و رفتارشان بي پرده بگوييد.
* روان شناسي شخصيت: استروژن كه يك هورمون زنانه است و در بدن بانوان بيش از آقايان ترشح مي شود نقش اصلي را در بروز اين خصوصيات شخصيت شما ايفا مي كند. شايد بتوان گفت كه اين نوع ازدواج مي تواند موفق باشد اما ضرورتي ندارد كه هميشه اين دو نوع شخصيت با هم ازدواج كنند.
منبع:راه کمال شماره 36


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: كي با كي ازدواج كنه
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 10:0 ] [ ]
عقب نماندن از قافله اسراف؟!

آنچه مي خوانيد نکات کليدي از مجموعه ي سخنان مقام معظم رهبري در جلسات عقد دهه گذشته است. در اين شماره بخش اول رهنمودهاي رهبري درباره مراسم ها و تشريفات ازدواج ارايه مي شود با اين توضيح که رهبري در اين مجالس، در مقام بيان همه ي ديدگاه هاي خود درباره ازدواج و خانواده نبوده اند، بلکه به مناسبت آغاز زندگي جمعي از فرزندان شان، آنچه را که اسرار کاميابي آنان مي دانسته اند، صميمانه تذکر داده اند.

سادگي را از مراسم ازدواج آغاز کنيد
 
در همه امور زندگي تان سادگي را رعايت کنيد.اولش هم از همين مراسم ازدواج است، از اين جا شروع مي شود. اگر ساده برگزار کرديد، قدم بعدي اش هم مي شود ساده والاّ شما که رفتيد آن مجلس کذايي مثل اعيان و اشراف هاي زمان طاغوت را درست کرديد، بعد ديگر نمي توانيد برويد توي خانه کوچکي مثلاً با وسايل مختصري زندگي کنيد. اين جور نمي شود ديگر. چون خراب شده و از دست رفته است. از اول، زندگي را پايه اش را بر اساس سادگي و ساده زيستي بگذاريد تا زندگي بر خودتان، بر کسانتان و بر مردم جامعه ان شاء الله آسان شود.

ريخت و پاش زيادي، اسراف؛ اينها حرام است
 
بعضي از مردم با اين کاري که مي شود با آن ثواب برد، گناه مي برند. با اسراف هايي که مي کنند، با خلاف هايي که انجام مي دهند، با آميختن اين عمل حسن و حسنه به کارهاي حرامي که انجام مي دهند. حرام همه اش هم اين نيست که محرم و نامحرم و اين چيزها باشد. آنها هم البته حرام است، اما ريخت و پاش زيادي هم حرام است. اسراف حرام است. سوزاندن دل مردمي که ندارند در مواردي واقعاً حرام است. زياده روي کردن، حرام و حلال کردن براي اينکه بتواند جهيزيه دخترش را فراهم کند، اينها حرام است.

ريخت و پاش اسراف است
 
برخي، اسراف مي کنند. مي ريزند و مي پاشند. در اين روزگار که فقرايي در جامعه هستند، کساني هستند که اوّليّات زندگي هم درست در اختيارشان نيست، اين کارها اسراف است، زيادي است، بي خود است. هرکس بکند خلاف است.

تجملات زيادي مثل يک خوراکي مضرّ براي جامعه مضر است
 
تجملات براي يک جامعه، مضرّ و بد است. آن کساني که با تجملات مخالفت مي کنند، معنايش اين نيست که از لذت ها و خوشي هايش بي اطلاعند، نه! آن را کاري مضر براي جامعه مي دانند. مثل يک دارو يا خوراکي مضرّ. با تجملات زيادي، جامعه زيان مي کند. البته در حد معقول و متداول ايرادي ندارد. اما وقتي که همين طور مرتب پاي رقابت و مسابقه به ميان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز مي کند و به جاهاي ديگر مي رود.

تشريفات ساده ازدواج اسلامي
 
شما اگر نگاه کنيد به تشريفات ازدواج در ميان اقوام مختلف، خواهيد ديد در اسلام تشريفات ازدواج ساده است. البته جشن و سرور و اينها عيبي ندارد. هر کس هر مقداري که مايل است، اما اينها جزو دين و جزو تشريفات رسمي و ديني ازدواج نيست. هرکس خواست مي تواند انجام بدهد، هرکس نخواست، نه. اينکه حتماً بايستي بروند در يک معبد و زانو بزنند جلوي کسي و چه بکنند، و مراسمي که در جاهاي ديگر وجود
دارد، در اسلام نيست. در اسلام، يک صيغه اي است شرعي که بايد خوانده شود. البته در اسلام براي معاملات گوناگون معاملاتي که اهميتش کمتر از ازدواج است، شاهد مي گيرند... حالا هم که مقررات ثبت است و درج در محاکم. مراکز ثبت رسمي است و هيچ تشريفاتي ندارد؛ مي توانند خيلي راحت و بدون تشريفات اين ازدواج را انجام دهند.

نکند اسم مان مسلمان باشد اما کارهايمان کار جاهلي
 
در ازدواج، شرع مقدس اسلام، قيود جاهلي و شرايط مرسوم بين جهان را برطرف کرد و يک سلسله حرف ها و شرايط جديد و سنت هاي تازه اي را پايه گذاري کرد. اگر ما کاري کنيم که عقد و ازدواج ما از آن چيزهايي که اسلام اِزاله کرده، دور و پاک باشد و به آن سنّت هايي که اسلام بنيان گذاري کرده است آراسته و مزين باشد، عقد و ازدواج ما اسلامي خواهد شد و عقد بر اساس رضاي پيامبر اسلام و رهبر عظيم الشان بشريت خواهد شد. اگر خداي ناکرده آن چيزهايي را که اسلام ازاله کرد و ريخت بيرون، اينها را ما در عقد ازدواج بياوريم، آن وقت عقد ما، عقد جاهلي خواهد شد. خودمان مسلمانيم، اسم مان مسلمان است اما کارمان کار جاهليّت خواهد شد.
يا اگر آن چيزهايي را که اسلام بنا گذاشت در کار ازدواج اين را رعايت نکنيم، باز عقد، عقد اسلامي کامل نخواهد بود. اگر عقد، اسلامي بود، به سبک سنّت هاي قرآني و بنياين گذاري شده به وسيله اسلام، زندگي شيرين مي شود و زن و شوهر با هم خوب زندگي مي کنند.

ازدواج بکنيد، ازدواج دشواري ايجاد نمي کند
 
جوان ها وقتي صحبت مي شود مي گويند، اگر ازدواج کنيم بعدش چه کار کنيم براي خانه، براي شغل؟ اينها همان قيودي است که هميشه جلوي کارهاي اصلي و اساسي را مي گيرد. فرمود: «ان يکونوا فُقراءَ يُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِهِ» يعني خداي متعال اينها را کفايت خواهد کرد. ازدواج بکنيد، ازدواج در وضع معيشت آنها دشواري خاصي به وجود نمي آورد. بلکه به عکس خداوند آنها را از فضلش غني هم مي کند. اين را خداي متعال فرموده است.

در درجه اول تقصير متمکّن است
 
بله، ما براي خودمان به قول معروف به جاي خرج، برج درست مي کنيم. اضافه هاي زندگي و نيازهاي و نيازهاي کاذب به وجود مي آوريم. بله، البته مشکل پيش مي آيد. تقصير کيست؟ در درجه اول تقصير متمکّن است. آن کساني که امکانات دارند، سطوح را بالا مي برند، سطوحِ خواهشها و توقّعات و نيازهاي کاذب را بالا مي برند.

ازدواج يک ضرورت است، بايد وسايلش را فراهم کنند
 
بعد هم تقصير بعضي از مسوولان است، که بالاخره بايد بگويند. بايد وسايل را فراهم کنند، فراهم نمي کنند. نمي خواهيم بگوييم که دولت ها براي جوان ها و براي ازدواج شان وظايفي ندارند. اما اين بايد براي جامعه اسلامي جا بيفتد که ازدواج يک ضرورت است، بايد انجام بگيرد. بايد تحقق پيدا کند.

دخترها و پسرها مسووليت پذيري کم دارند
 
اينکه دخترها بگويند ما هنوز آماده ازدواج نشده ايم، پسرها بگويند ما هنوز عقل زندگي نداريم، حرف هاي منطقي آن چناني نيست. در خيلي از مسايل زندگي، ما مي بينيم که نه، جوان ها آمادگي هم دارند، خيلي هم خوبند. مي فهمند. منتهي اين ازدواج يک مسووليت پذيري هم هست. اين حس گريز از مسووليت، مقداري مانع مي شود از اينکه اين کار انجام شود.

با شادي و ميهماني موافقيم، با اسراف نه
 
بنده راضي نيستيم از کساني که با خرج هاي سنگين و با اسراف در امر ازدواج، کار را براي ديگران مشکل مي کند. البته با جشن و شادي و مهماني موافقيم ولي با اسراف مخالفيم.

بي بند و باري پولدارها؛ غُصه دخترها و پسرها
 
چقدر دخترها و پسرها که اگر ازدواج هم مي کنند به خاطر بي بند و باري پولدارها، احساس کمبود مي کنند. احساس غُصه مي کنند. احساس عقده مي کنند. فکر مي کنند چيزي کم دارند. احساس سرکوفت مي کنند.

اسراف بد است. شان ملت مسلمان ما نيست
 
اين هتل ها و سالن ها و جشن هاي پُر خرج را رها کنيد. البته ممکن است توي يک سالني هم کسي جشن بگذارد اما ساده، مانعي ندارد. من نمي خواهم بگويم حتماً چون بعضي خانه هايشان جا ندارد يا امکاناتش را ندارند، ولي اسراف نکنيد. شادي و ميهماني و دعوت کردن از دوستان و نزديکان و خويشاوندان و رفقا خوب است اما اسراف بد است. شان ملت مسلمان ما نيست.

از اسراف ها يکي مجالس گران قيمت است
 
عروسي و عقد و شادي چيز خوبي است. حتي پيامبر اکرم هم براي دختر مکرمه خودشان مجلس عروسي گرفتند، شادي کردند و مردم شعر خواندند. زن ها دست زدند و خوشي کردند. اما نبايد در اين مجلسِ عقد و عروسي و اينها اسراف انجام بگيرد. يکي از اسراف ها همين مجالس عقد و عروسي گران قيمت است. در هتل ها، در اين سالن هاي گران قيمت مجالس درست مي کنند. مبالغ زيادي شيريني و ميوه خوراکي حرام مي شود، از بين مي رود، روي زمين ريخته مي شود و ضايع مي گردد. براي چه؟ براي چشم و هم چشمي؟! براي عقب نماندن از قافله اسراف؟!

با اسراف خود را از چشم پيامبر و امام زمان انداخته ايد
 
اسراف نبايد بشود. اسراف اگر شد هم به خودتان ضرر زده ايد هم به مردم ديگر. هم به جوان ها و دخترها و پسرها ضرر زده ايد و خودتان را از چشم پيامبر اسلام انداخته ايد. از چشم امام زمان انداخته ايد. اين اسراف و زياده روي، کار خلاف محسوب مي شود.

عروسيِ شيرين، عروسي صميمانه است نه عروسي پرخرج
 
عروسي شيرين، آن عروسي نيست که توي آن خيلي خرج مي شود و اسراف زياد در آن مي شود. عروسيِ شيرين، عروسي صميمانه است. صميمانه که بود، عروسي شيرين مي شود. ولو مختصر باشد. يک اتاق دو اتاق توي خانه، قوم و خويش، دوست و آشنا و رفيق دور هم بنشينند، اين مي شود عروسي. اين ميهماني هاي مفصل و سالن هاي آنچناني يا توي هتل ها، خرج هاي زياد، جنس هاي گران براي مهماني، اينها هيچ مناسب نيست. نمي گويم ازدواج را باطل مي کند، نه! ازدواج درست است. اما اينها محيط جامعه و محيط زندگي را تلخ مي کند.

من با «تشريفات» مخالفم
 
مگر سابق که اين سالن ها نبود، اين چيزها نبود، توي دو تا اتاق کوچک جشن مي گرفتند، مهمان ها مي آمدند شيريني مي خوردند، ازدواج ها بي برکت تر از امروز بود؟ عزتِ دخترها مگر کمتر از امروز بود، که حالا بايد حتماً
بروند توي اين سالن هاي بزرگ. عيبي ندارد، من مخالفتي نمي کنم با اين سالن ها. من با «تشريفات» مخالفم. حالا بعضي مي روند توي هتل، از آن کارهاي غلط است که لزومي ندارد. هر چه مراسم را کمتر و ساده تر بگيريم بهتر است. بگذاريد آن کساني که ندارند به ازدواج تشويق شوند و آن کساني که ندارند مايوس نشوند.

اينها اصلاً مناسب شان اهل علم نيست؛
 
اينکه حالا معلوم شده که توي باشگاه هاي چنين و چنان و توي هتلها مهماني مي گيرند، اينها اصلاً مناسب شان اهل علم نيست؛ مناسب شان مردم پرهيزگار و مؤمن نيست. اينها هم مال همان قديمي هاست.
متاسفانه بعضي امروز اشتباه مي کنند. چون که سابق مسوولان کشور و سردمداران آن طور رفتار مي کردند، حالا هم که اينها شدند سردمدار، خيال مي کنند بايد از اين کارها بکنند. نه آقا، آنها طاغوتي بودند، آنها اهل دنيا بودند. ما روحاني هستيم، آنهايي هم که روحاني نيستند، اهل دين هستند. ما زندگي مان جور ديگر است. رفتارمان جور ديگر است. مَنِشمان جور ديگر است. اخلاقمان جور ديگر است. هدفمان اصلاً با آنها فرق دارد. نبايد از آنها تقليد کنيم. ما بايد کاري بکنيم که مردم از ما تقليد کنند.

سربلندي دختر و پسر به بلند نظريِ آنهاست
 
بعضي خيال مي کنند که تشريفات و توي هتلِ چنين و چنان رفتن، سالن هاي گران گرفتن، خرج هاي زيادي کردن، عزّت و شرف و سربلندي دختر را زياد مي کند. نخير عزت و شرف و سربلندي دختر و پسر به انسانيت و تقوا و پاکدامني و بلند نظري آنهاست، نه به اين چيزها...

ساده برگزار کردن ننگ نيست
 
بدانيد! ساده برگزار کردن ازدواج، چه در مهريه، چه در جهيزيه و چه در مجلس عروسي، ننگ نيست که بعضي خيال مي کنند اگر ما عروسي را براي دخترمان ساده برگزار کنيم دختر ما سرشکسته خواهد شد. نه! سرشکسته نخواهد شد. اين اشتباه شماست.

آبرو را نمي شود با قرض کردن خريد
 
ما به آنهايي که ندارند نصيحت مي کنيم که به عَرب و عَجم متوسل نشوند که پول قرض کنند براي اينکه آبرويشان را به قول خودشان بخرند!! آبرو چيست! اين آبرو است؟ اگر چشم را باز کنيم، اين آبرو نيست. بعضي ها خودشان را قرض دار مي کنند، براي اينکه بتوانند مثلاً آبرومند از آب دربياورند! بي خود و بي جهت.

من به همه مردم توصيه مي کنم ازدواج ها را آسان کنند
 
من به همه مردم سراسر کشور توصيه مي کنم که ازدواج ها را آسان کنند. بعضيها ازدواج را مشکل مي کنند. مهريه هاي گران و جهيزيه هاي سنگين ازدواج را مشکل مي کند... خانواده پسرها توقع جهيزيه هاي سنگين بکنند خانواده دخترها براي چشم و هم چشمي ديگران جهيزيه ها و تشريفات را و مجالس عقد و عروسي را رنگين تر بکنند؟ چرا؟ اثر اين را مي دانيد چيست؟ اثر اين کارها اين است که دختر ها و پسرها بدون ازدواج در خانه ها مي مانند، کسي جرات نمي کند به ازدواج نزديک شود.

چه کسي مي تواند ادعا کند تجمل خوشبختي مي آورد؟
 
مگر کساني که با تجمل عروس و داماد مي شوند از کساني که ساده عروس و داماد مي شوند خوشبخت ترند؟ چه کسي مي تواند چنين چيزي را ادعا کند؟ اين کارها جز اينکه يک عده جوان را، يک عده دختر را حسرت به دل کند و زندگي را بر اينها تلخ نمايد، اگر نتوانستند آن جور آنها هم عروسي بگيرند تا ابد حسرت به دل بمانند يا اصلاً نتوانند عروسي بگيرند. چيز ديگري نيست... تا آمدند دخترش را بگيرند، چون دستش خالي است، اين دختر بماند توي خانه. اين پسردانشجو يا کارگرِ کاسبِ ضعيف، همين طور غيرمتاهل بماند.

اهل تجمل حسابشان پيش خدا خيلي سخت است
 
من گمان مي کنم آن کساني که با مجالس و محافل سنگين، با مهريه ها و جهيزيه هاي سنگين کار را بر ديگران مشکل مي کنند، حسابشان پيش خدا خيلي سخت است.
نمي شود بگويند که آقا ما پول داريم، مي خواهيم بکنيم، چون داريم. اين از آن حرف هاي غلطِ روزگار است. داريم که دليل نشد. انسان وقتي «دارد» کاري بکند که ديگران نتوانند هيچ اقدامي بکنند، اين درست است؟ جوان ها جرات نکنند بروند طرف ازدواج. نبايد کاري بشود افرادي که نمي توانند، افرادي که دلشان نمي خواهد، خلاف فکرشان هست، خلاف نيّتشان هست، نتوانند ازدواج کنند.

اين همه خرج؛ بدون رضاي الهي. بدون رضاي مردم
 
اسرافکاري و زياده روي و ... اين کارها را نکنيد، به مصلح نيست. شارع مقدّس هم راضي نيست. شما هم يک زحمت بيخودي به خودت مي دهي. عوض اين همه خرج کردن، يک دهمش را به يک مستحقي بده، يک عالم ثواب ببر. مگر ديوانه اند اينهايي که اين همه خرج مي کنند بدون ثواب، بدون اجر، بدون رضاي الهي. حتي بدون رضاي مردم. مردم همه راضي نمي شوند از آدم... خدا را راضي کنيد.

ريخت و پاش بيخودي
 
اگر چنانچه در ميهماني ها، در نمي دانم فلان هتل ريخت و پاش کنيد، ميوه نوبر بياوريد و ... ميهماني شما سر و صورت و رونقي پيدا مي کند؟ البته اجر الهي هم هيچ ندارد. اين را بدانيد هيچ اجر الهي ندارد. اسراف کردن اگر گناه نباشد که گناه است، البته اگر صورتي باشد که گناه ندارد قطعاً ثواب ندارد. اما صدها دختر و پسر جوان ديگر را از داشتن مهماني عروسي محروم مي کنيد؛ چون نگاه مي کنند و مي خواهند با شما چشم و همچشمي بکنند، نمي توانند، کار عقب مي افتد.

از بهترين عالم تقليد کنيد
 
بهترين دخترهاي عالم، حضرت زهرا بود. بهترين پسرهاي عالم و بهترين عالم و بهترين دامادها هم، حضرت اميرالمومنين بود. ببينيد اينها چگونه ازدواج کردند؟
هزاران جوان زيبا و با اصل و نسب و قدرتمند و محبوب به يک تار موي علي بن ابيطالب نمي ارزند. هزاران دختر زيبا و با اصل و نسب هم به يک تار موي حضرت زهرا نمي ارزند. آنهايي که هم از لحاظ معنوي و الهي آن مقامات را داشتند، هم بزرگان زمان خودشان بودند. ايشان دختر پيامبر بود. رييس جامعه اسلامي، حاکم مطلق. او هم سردار درجه يک اسلام بود. ببينيد چطوري ازدواج کردند؟ چه جور مهريه کم، چه جور جهيزيه کم. همه چيز با نام خدا و با ياد او. اينها براي ما الگو هستند. همان زمان هم جاهلاني بودند که مهريه دخترانشان بسيار زياد بود مثلاً هزار شتر. آيا اينها از دختر پيامبر بالاتر بودند؟ از آنها تقليد نکنيد. از دختر پيامبر تقليد کنيد، از اميرالمومنين تقليد کنيد.

لباس عروسي کرايه اي چه ننگي دارد؟
 
بعضيها لباس عروس گران قيمت مي خرند. نه! چه لزومي دارد. حالا لباس عروس مي خواهند، بعضي ها لباس عروس را مي روند کرايه مي کنند. چه مانعي دارد؟ ننگ دارد؟ نه! چه ننگي؟ چه مانعي دارد؟ بعضيها اين را ننگ مي دانند. ننگ اين است که انسان يک پول گزافي بدهد، يک چيزي بخرد که يک بار آن را مصرف کند، بعد بياندازد دور. يک بار مصرف! آن هم با اين وضعي که بعضي مردم دارند، بعضي ها واقعاً نياز دارند.

عروس و دامادها پيش قدم شوند
 
متاسفانه اين پرداخت به تشريفاتِ ازدواج و مهريه هاي گران و جهيزيه هاي سنگين و مجالس آنچناني خيلي اخلاقها را فاسد کرده است! شما دخترها و پسرها که عروس و داماد مي شويد، پيشقدم شويد. بگوييد ما اين جوري نمي خواهيم، به اين زيادي نمي خواهيم. وقتي جامعه مشکل دارد وقتي در جامعه فقير هست بايد انسان ملاحظه کند.
منبع:عطر سيب شماره سوم


موضوعات مرتبط: شورجوانی، ازدواج جوانان
برچسب‌ها: عقب نماندن از قافله اسراف
[ سه شنبه 1390/12/09 ] [ 9:58 ] [ ]
........ مطالب قديمي‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ اختصاص به مطالب علمی در زمینه روانشناسی و مشاوره داره واگر شما هم مقاله ای در این زمینه دارید می تونید به ایمیلم بفرستید یا در صفحه نظرات بگذارید تا با نام خودتان نمایش داده شود.
منتظر نظرات وپيشنهادات سازنده شما هستيم باتشكر
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
18 (2)
1 (1)
ص (1)
تست (1)
2 (1)
3 (1)